🕊.یک افسانهی صحرایی، از مردی میگوید کهمیخواست به واحهی دیگری مهاجرت کند و شروع کرد به بار کردنِ…
انتشار: 2026/08/23 12:44 UTCدریافت: 2026/08/23 15:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 15:30 UTC
🕊.یک افسانهی صحرایی، از مردی میگوید کهمیخواست به واحهی دیگری مهاجرت کند و شروع کرد به بار کردنِ شترش. فرشهایش، لوازم پخت و پز، صندوقهای لباسش را بار کرد و حیوان همه را پذیرفت. وقتی میخواستند به راه بیفتند، مرد پَرِ آبی زیبایی را به یاد آورد که پدرش به او داده بود. پر را برداشت و بر پشتِ شتر گذاشت؛ اما با این کار، جانور زیر بار تاب نیاورد و جان سپرد. حتما مرد فکر کرده است شتر من حتی نتوانست وزن یک پر را تحمل کند.گاهی ما هم در مورد دیگران همینطور فکر میکنیم، نمیفهمیم که شوخی کوچک ما شاید همان قطرهای بوده است که جامی پُر از درد و رنج را لبریز کرده...مکتوب #پائولو_کوئلیو💫💫💫برای حمایت ، کانال را به دوستان خود معرفی کنید ...🙏═❖•ೋ° °ೋ•❖═Join 🔜. t.me/mehrconference%F0%9F%9B%91


