باز هم در خلاف جریان بسیارند کسانی که به کاربرد کلمات و عبارات عربی در زبان و ادبیات حقوقی ما بهشد…
انتشار: 2026/08/14 10:07 UTCدریافت: 2026/08/15 08:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 08:11 UTC
باز هم در خلاف جریان بسیارند کسانی که به کاربرد کلمات و عبارات عربی در زبان و ادبیات حقوقی ما بهشدت معترضاند و جالب آنکه تردیدی هم در حقانیت اعتراض خود ندارند!!!در عصر جوانی و در ابتدای کار اجرایی، در پاسخ به ارجاع مدیری فرنگخوانده و البته بسیار ارزشمند، نوشتم: «این متن و عبارات جنابعالی حصری نیست.» حضوری برآشفت و گفت: «شما حقوقیها مریض هستید؛ اینهمه کلمه عربی به کار میبرید!»پاسخ دادم: «جملات متن شما Exhaustive نیست.»یکباره به فکر فرو رفت و متوجه شد چه میگویم. با شگفتی پرسید: «پس منظورتان این است؟». زار و نزار گفتم: «بله؛ حالا شما بفرمایید آن مفهوم را چه بنامم؟! چه کلمه ای در زبان قراردادی ما هست که چنان مفهومی را برساند ؟»این همان گمانه سادهانگارانهای بود که تصور میکرد میتوان کد ناپلئون را عیناً ترجمه کرد و بهعنوان قانون مدنی ایران به اجرا گذاشت؛ غافل از آنکه حقوق، همچون هر دانش ریشهدار دیگری، با ریشههای عمیق و رشتههای بلندی به تاریخ، مذهب، زبان، معارف و مقتضیات بومی هر جامعه متصل است.زبان ابزار تفکر و معرفت است و دقت زبان، یکی از بنیادیترین پایههای شکلگیری و تداوم هر دانش است. کلمات صرفاً وسیله بیان اندیشه نیستند؛ در بسیاری موارد، خودِ صورتبندی و مرزبندی اندیشه را نیز تعیین میکنند.همه علوم، برای بیان دقیق مفاهیم خود، به کلمات و تعابیر دقیق و اصطلاحات تثبیتشده نیاز دارند. بسیاری از این اصطلاحات در طول سالیان، بهتدریج شکل گرفته و در میان اهل علم به یک قرارداد زبانی و مفهومی تبدیل شدهاند. تغییر این قراردادها نیز، لزوما امری بطئی و تدریجی است، نه فرمانی و دفعی در غیراینصورت موجب اختلال و قطع ارتباط با ذخیره و عقبه و انتقال مفاهیم در عرض خواهد شد و همه چیز را بهم خواهد ریخت .حقوق، صرفاً مجموعهای از قواعد نوشتهشده نیست؛ دانشی است که بخش مهمی از مفاهیم آن در طول تاریخ ساخته، آزموده، تفکیک، تعریف، صیقل و تثبیت یافته اند و سادانگارانه تر از این نیست که گمان کنیم می توان به جای کلمانی چون استصحاب/ اعراض / ایقاع/اقاله و...... کلمات دیگری برای همه جایگزین کرد . آنها خشت های آین ساختمان اند و با کشیدن آنها مشکلات بزرگی ایجاد می کنید حالا همه کسانی که کلافگیشان از کلمات عربی، گاه رنگ و بوی فرنگمآبی دارد، بد نیست بدانند که در ادبیات علمی اروپا نیز شمار قابلتوجهی از اصطلاحات تخصصی، بهویژه در حقوق، پزشکی، فلسفه و علوم دانشگاهی، از لاتین و یونانی به ارث رسیده و قرنهاست در زبان علمی تثبیت شدهاند.برای نمونه در حقوق اروپایی شمار چنین کلمات و عبارات لاتین فراوان است :Pacta sunt servanda — اوفو بالعهودPer se — فینفسه / به خودی خودDe facto — بالفعل / در عالم واقعDe jure — قانوناً / از حیث حقوقیAd hoc — برای مورد خاصو دهها و ده ها اصطلاح دیگر، هنوز در ادبیات حقوقی جهان بطور گسترده استفاده می شود . همین امروز کلمه لاتین status quo را که در ادبیات سیاسی اروپا بسیار رایج است دیدم. می شود گفت وضعیت فعلی و جاری اما آن بسیار دقیق تر است و به ریشه بیشتر وضعیت جاری در گذشته هم اشاره دارد پس مسئله، عربی بودن یا لاتین بودن یک واژه نیست. مسئله این است که آیا آن واژه در یک دانش، معنایی دقیق و تثبیتشده یافته است یا نه.اگر واژهای عربی است اما یک مفهوم حقوقی دقیق را با یک کلمه بیان میکند، حذف آن فقط به دلیل عربی بودن، نه نشانه پیشرفت زبان است و نه نشانه سادهنویسی؛ ممکن است حتی موجب از دست رفتن بخشی از دقت مفهومی شود.همانگونه که اگر کسی در یک متن حقوقی انگلیسی به pacta sunt servanda یا prima facie برخورد کند، صرف لاتین بودن آن را دلیل بر بیماری زبان حقوقی نمیداند، عربی بودن «اقاله»، «ابراء»، «ضمان»، «تسبیب»، «اتلاف» یا «استصحاب» نیز بهخودیخود هیچ ایراد علمی ندارد.و سرانجام آنگونه که گفته شد زبان تخصصی هر علم، محصول تاریخیِ فکر کردن، تجربه کردن، اختلاف کردن، تعریف کردن و در نهایت قرارداد کردن است. اصلاح آن نیز ممکن است و گاه ضروری است؛ اما اصلاح زبان علم، مانند اصلاح خود علم، تدریجی، دقیق و از درون همان سنت معرفتی صورت میگیرد، نه با پاک کردن واژهها به جرم آنکه از زبان دیگری آمدهاند؛ این شیوه نگرش نه علمی بلکه ناشی از تعصبی کور و یا غفلت بزرگی است .همه ما برای معقول بودن باید کمی کوتاه بیاییم . تفکرهای صفر یا صدی واقعا در شان انسان امروزی و آموزش دیده نیست

