آنچه ایران را منحصربهفرد میکند، تحریمهاست. گستردگی و شدت بیسابقه تأثیر آنهاست که ایران را از دی…
انتشار: 2026/08/16 03:29 UTCدریافت: 2026/08/16 14:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 14:50 UTC
آنچه ایران را منحصربهفرد میکند، تحریمهاست. گستردگی و شدت بیسابقه تأثیر آنهاست که ایران را از دیگر کشورهایی که دچار سوءمدیریت «معمول» اقتصادی هستند متمایز میکند. برخلاف تقریباً هر کشور دیگری که در جهان با رکود و مشکلات اقتصادی مواجه است، نه دولت ایران و نه بخش خصوصی آن نمیتوانند بهطور عادی و آزادانه به تجارت بپردازند. ایران نمیتواند نفت و کالاهای غیرنفتی خود را آزادانه صادر کند و حتی در واردات کارآمد مواد غذایی نیز با مشکل مواجه است. این کشور به دلیل تحریمهای گسترده آمریکا، با یک بحران مداوم و کاملاً مصنوعی در تراز پرداختها مواجه است.چه کسی مسئول این وضعیت است؟ شما میخواهید رهبران ایران را مقصر بدانید و معتقدید این خود آنها بودند که با اتخاذ سیاستهایی باعث شدند ایران هدف تحریمهای ترامپ قرار بگیرد. اینکه تقصیر را صرفاً متوجه یک طرف بدانیم، آشکارا نگاهی تاریخیگریز و تقلیلگرایانه است؛ اما برای بحث، فرض کنیم این دیدگاه درست باشد و تنها ایران را مسئول اعمال تحریمها بدانیم. آیا این امر آمریکا را از مسئولیت در قبال رنج مردم عادی ایران مبرا میکند؟ قطعاً نه. زیرا آمریکا نهتنها خود عامل ایجاد این دشواری اقتصادی است، بلکه همزمان راههایی را که مردم عادی ایران میتوانند از طریق آنها این فشار اقتصادی را کاهش دهند نیز مسدود میکند.بار دیگر میتوانیم به کشورهای دیگر نگاه کنیم. وقتی یک بحران اقتصادی در پاکستان، آرژانتین یا آفریقای جنوبی رخ میدهد، مردم عادی راههایی برای مقابله پیدا میکنند. وقتی شرایط واقعاً بحرانی میشود، یکی از راههای گریز، مهاجرت است. کسانی که مهاجرت میکنند، میتوانند برای خانوادههای خود که در کشورشان ماندهاند پول بفرستند و از این طریق به آنها در تحمل شرایط دشوار کمک کنند. اما ایرانیان عادی چنین امکانی را به شکلی مشابه در اختیار ندارند. آنها بهطور منحصربهفردی زیر بار تحریمهای آمریکا و سیاستهای مرتبط با آن گرفتار شدهاند.اگر اصلاً بتوانند ویزا بگیرند، بسیاری از ایرانیان توان مالی مهاجرت به اغلب کشورها را ندارند و بهطور کلی از ورود به آمریکا نیز منع شدهاند؛ آن هم به موجب سیاستهایی تبعیضآمیز و نژادپرستانه. ایرانیانی که در خارج از کشور زندگی میکنند نیز بهراحتی نمیتوانند پول به ایران بفرستند، زیرا سیاست تحریمهای آمریکا باعث شده بانکها و مؤسسات انتقال پول از پردازش پرداختها به حسابهای بانکی ایران هراس داشته باشند.بنابراین، تحریمها عملاً سه کار انجام دادهاند: بحران ایجاد کردهاند، مردم عادی ایران را درون این بحران گرفتار کردهاند، و در عین حال ابزارهای لازم برای محافظت از خود در برابر پیامدهای بحران را نیز از آنها گرفتهاند.حتی اگر نپذیرید که تحریمهای «فشار حداکثری» ابزاری غیرعادی و غیراخلاقی هستند، یا معتقد نباشید که دولت آمریکا باید مسئولیت اعمال آنها را بپذیرد، باز هم نمیتوانید از این واقعیت بگریزید که تحریمها، در عمل، ایرانیان را از ابتداییترین ابزارهای لازم برای محافظت از خود در برابر پیامدهای اقتصادی تحریمهایی که ظاهراً قرار بوده نخبگان را هدف قرار دهند، محروم میکنند.مردم در کشوری که تا همین اواخر طبقه متوسطی بزرگ و رو به رشد داشت، روزبهروز فقیرتر، گرسنهتر و مستأصلتر میشوند.این شرایط به این دلیل به وجود آمده که هدف تحریمها سالهاست دیگر صرفاً «تغییر رفتار» نیست. هدف، تبدیل ایران به کشوری ضعیف و ناکارآمد است؛ حتی اگر تحقق این هدف به معنای درهم کوبیدن معیشت و آرزوهای ۹۰ میلیون انسان باشد.دولت ترامپ مرتباً از جمهوری اسلامی بهعنوان یک «کشتی در حال غرق شدن» سخن میگوید. اگر مردم عادی واقعاً برایشان اولویت داشتند، دستکم یک طناب نجات به سوی آنها پرتاب میکردند.اما در ایران، همانند کوبا، افغانستان و ونزوئلا، مردم را رها کردهاند تا غرق شوند؛ و کسانی مانند شما که طناب نجات را در دست دارند، همانجا ایستادهاند و حکومت ایران را به خاطر بیعملی اخلاقی خودتان سرزنش میکنید.

