این موضوع یک مشکل جدی برای واشنگتن ایجاد میکند. ایران انگیزه چندانی ندارد که وضعیتی را بپذیرد که د…
انتشار: 2026/08/09 17:42 UTCدریافت: 2026/08/10 23:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 23:20 UTC
این موضوع یک مشکل جدی برای واشنگتن ایجاد میکند. ایران انگیزه چندانی ندارد که وضعیتی را بپذیرد که در آن هزینههای نظامی و اقتصادی را متحمل شود، در حالی که آمریکا در مقابل هزینه نسبتاً اندکی پرداخت میکند. بنابراین تهران راههای متعددی برای افزایش هزینهها در اختیار دارد: تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز، افزایش فشار بر نیروهای آمریکایی و شرکای واشنگتن در منطقه، و استفاده از گروههای شبهنظامی متحد و نیروهای نیابتی برای گسترش دامنه رویارویی.فشار در اطراف بابالمندب از سوی حوثیها نیز یک نقطه اهرمی بالقوه دیگر بر تجارت منطقهای و جهانی ایجاد میکند.به همین دلیل، ممکن است رئیسجمهور ترامپ برای نگه داشتن این رویارویی در سطحی پایینتر از یک تشدید گستردهتر، با دشواری روبهرو شود. حتی اگر واشنگتن بخواهد بحران را مهار کند و به اولویتهای دیگر بپردازد، اقدامات ایران میتواند بارها دولت آمریکا را دوباره وارد این بحران کند و در نهایت رئیسجمهور را با یک انتخاب دشوار مواجه سازد:یا پذیرش نتیجهای که تهران بتواند آن را بهعنوان پیروزی خود معرفی کند، یا تشدید بیشتر درگیری برای تحمیل هزینههای سنگینتر.جمعبندی اصلی این است که تعادل فعلی بعید است پایدار بماند. ایران احتمالاً فشار نظامی مستمر را بدون واکنش نخواهد پذیرفت، در حالی که مشکلات اقتصادی آن، هرچقدر هم جدی باشند، بهتنهایی احتمالاً امتیازهایی را که واشنگتن خواهان آن است، ایجاد نخواهند کرد.بنابراین خطر اصلی برای آمریکا صرفاً این نیست که آیا فشار اقتصادی «موثر واقع میشود» یا نه؛ بلکه این است که آیا واشنگتن برای شرایطی که فشار اقتصادی نتواند به تسلیم ایران منجر شود و تهران به جای آن تصمیم به تشدید تنش بگیرد، راهبردی دارد یا نه.این همان سناریویی است که دولت آمریکا باید برای آن آماده شود.

