🧠میان «جبرِ تقدیر» و «واقعیتِ دانش و تجربه»💔برخی معتقدند: هرچه زن، بااصالتتر، خانوادهدارتر، و دل…
انتشار: 2026/07/29 19:33 UTCدریافت: 2026/08/15 03:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:08 UTC
🧠میان «جبرِ تقدیر» و «واقعیتِ دانش و تجربه»💔برخی معتقدند: هرچه زن، بااصالتتر، خانوادهدارتر، و دلسوزتر، و بهتر باشد، بیشتر قربانیِ بیوفایی و هیجانطلبیِ دیگران میشود. آنها میگویند: «مغز انسان ذاتاً قدرناشناس است و زنِ خوب، همیشه نادیده گرفته میشود.»❓اما آیا واقعاً حقیقت این است؟✍🏻اما پاسخ و نظر استاد علیاکبر مظاهری:نه! چنین نیست! هرگز چنین نبوده و نیست و نخواهد بود.این سخن، خلاف است؛ خلاف دین، دانش، عقل، روانشناسی، جامعهشناسی. نیز مخالف یافتههای تجربههای زندگیمان است. ما، در تجربههای چهاردههٔ مشاورههایمان، خلاف آن را یافتهایم. چنین دختران و زنانی، خوشاقبالترند و خوشبختتر.۷ مرداد ۱۴۰۵#علی_اکبر_مظاهری #زن_بااصالت #خانواده #وفاداری #روانشناسی #دانش_و_تجربه #خوشبختی #مشاوره #زندگی #اخلاق #آگاهی 🌐 رسانههایمان در فضای مجازی 👇زیلینک ما | ایتا | تلگرام | اینستاگرام | واتساپ | بله | روبیکا |سروش | وبلاگ | اندیشوران حوزه | مجموعه آثار (در ایتا)🙏 از ادمینهایمان سپاسگزاریم.
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — از زبان مشاور | علیاکبر مظاهری
🌹 ازدواجم دارد دیر میشود!(درد دل یک دختر و پاسخ ما)🖌 نویسنده و مشاور: علیاکبر مظاهری 🔹 از زبان مشاور🔸 مشاورهٔ ازدواج🌿 اندیشناک ازدواج و آینده❓ پرسشدخترخانمی گفته و پرسیده است:دختری ۲۲سالهام. به ازدواج و مونس نیازمندم. با اینکه امتیازهای خوبی برای ازدواج دارم، اما خواستگار چندانی ندارم. ما، به دلیل شغل پدرم، به شهری آمدهایم که آشنایان فراوان نداریم. یکی از دلایل کمبود یا نبود خواستگار، گمنامبودنمان در این شهر است.دارد رگههایی از ناامیدی و افسردگی به وجودم رخنه میکند. آیندهام را چندان روشن نمیبینم.ممکن است لطفاً راهنماییام کنید؟🔸 پاسخ ما۱. مرحبایتان میگوییم که در اندیشهٔ ازدواج و زندگی آیندهتاناید. این از امتیازهای یک جوان است که در فکر ساختن آینده و انجام ازدواج خود باشد.۲. در اندیشهبودن، مثبت است، اما ناامید و هراسانشدن، منفی است.۳. به لطفهای خداوند دل ببندید و از او، که مهربانترین مهربانان است، بهدعا، همسری شایسته بطلبد.۴. مشاورهتان با ما را ادامه دهید.اکنون سخنی با کسانی میگوییم که میتوانند، بلکه میشاید و میباید که جوانانی چون شما را یاری کنند. به دقت، همراهی کنید.🔻 راویان ازدواجدر جامعهٔ ما، دختران و پسران فراوانی، مانند این دخترخانممان داریم که بر همگیمان فرض است که یاوریشان کنیم؛ فرض و ضرورتی حتمی.🪴 ارجمندترین وساطتهافرهنگها، چه خوبها چه بدها، بهتدریج ایجاد میشوند. باورها، عقیدهها، عادتها، فضیلتها، رذیلتها، و همهٔ خصلتهای آدمیان و جامعهها، اندکاندک پدید آمدهاند و کمکم رشد کردهاند و ایبسا از نسلی به نسلی دیگر منتقل میشوند و برخیشان تا چندین نسل، پیش میروند.رگرگ است این آب شیرین و آب شوردر خلایق میرود تا نفخ صور ۱نیز فرهنگها تمدن میسازند. جانمایهٔ تمدنها، فرهنگ مردمان است.🌻 تمدن اسلامیپیامبر اکرم و امامان - علیهم السلام - با گفتار و کردار خود، تمدن اسلامی را ساختند. ایشان با گفتارشان آموزههایی را به مسلمانان میآموزاندند، و با کردارشان، آموزههایی دیگر را به مردمان مینمایاندند.از مسائلی که آن بزرگواران به مردمان گفتند و نمایاندند، «فرهنگ خانواده» بود، که «ازدواج»، بخشی از این فرهنگ است.سیرت رفتاری و گفتاری پیامبر و امامان این بود که ازدواج، امری طبیعی و غریزی و فطری است و جزو زندگی است و باید در جای خود باشد و همانگونه که آدمیان، برای استمرار حیات خود، نیازمند آب و غذا و هوایند، نیازمند ازدواجاند.💎 راویان...سخن اکنونیمان دربارهٔ راویان ازدواج است. پیامبر و امامان، هم خود راوی ازدواج بودند، هم دیگران را به این کار تشویق میکردند.پارهای از سخنان آن ارجمندان را بخوانیم:۱. رسولالله: «مَنْ عَمِلَ فِی تَزْوِیجٍ بَیْنَ مُؤْمِنَیْنِ حَتَّى یَجْمَعَ بَیْنَهُمَا زَوَّجَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَلْفَ امْرَأَةٍ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ کُلُّ امْرَأَةٍ فِی قَصْرٍ مِنْ دُرٍّ وَ یَاقُوتٍ وَ کَانَ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ خَطَاهَا أَوْ بِکُلِّ کَلِمَةٍ تَکَلَّمَ بِهَا فِی ذَلِکَ عَمَلُ سَنَةٍ قِیَامٍ لَیْلُهَا وَ صِیَامٍ نَهَارُهَا»؛۲ هر کس برای ازدواج زن و مرد مؤمنی بکوشد تا خداوند آن دو را به همسری هم درآورد، خداوند هزار همسر بهشتی نصیب او میکند و برای هر گامی که در این راه برمیدارد و هر سخنی که برای این کار میگوید، ثواب یکسال عبادت میبرد.۲. امیر مؤمنان: «أَفْضَلُ الشَّفَاعَاتِ أَنْ تَشْفَعَ بَیْنَ اثْنَیْنِ فِی نِکَاحٍ حَتَّى یَجْمَعَ اللهُ بَیْنَهُمَا»؛۳ بهترین وساطتها آن است که در کار ازدواج زن و مردی وساطت کنی تا خداوند آنان را به همدیگر برساند. ۳. امام صادق: «مَنْ زَوَّجَ أَعْزَباً کَانَ مِمَّنْ یَنْظُرُ اللهُ إِلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ»؛۴ کسی که مجردی را همسر دهد، خداوند در قیامت به او (به نظر لطف) مینگرد. احادیث، در این باب، بسیار است، که در مجالی دیگر به آنها میپردازیم.❤️ باور قلبیاگر قلب انسان، این کردار و گفتار پیشوایان معصوم را از بن جان باور کند، دیگر از عواقب احتمالی کار نمیترسد، و دیگر برایش مهم نیست که دیگران دربارهٔ کار او چه بگویند. او کار راویگری و میانجیگری ازدواج را، قربة الی الله، میکند، وظیفهاش را بهدقت انجام میدهد و نتیجه را به خدا وامیگذارد.ادامه دارد...۳ اردیبهشت ۱۴۰۴۱. مولوی.۲. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص۴۶، حدیث ۲۴۹۹۶.۳. الکافی، ج ۵، ص ۳۳۱، حدیث ۱.۴. الکافی، ج ۵، ص ۳۳۱، حدیث ۲.🌐 رسانههای استاد #علیاکبر_مظاهری در فضای مجازی 👇ایتا|تلگرام |اینستاگرام|واتساپ |بله|روبیکا|سروش|وبلاگ|اندیشوران حوزه |از زبان مشاور#علیاکبر_مظاهری
🌹 پدر معنویام(یادی از استادی بیمانند)🖋 نویسنده: علیاکبر مظاهری 🌱زیباییهای اخلاق (۳۴)🔻 اشاره قرارمان با شمایان؛ خوانندگان خوبمان؛ این است که از اخلاق بنویسیم و گوشههایی از «زیباییهای اخلاق» را بنمایانیم و نیز پارهای از «اخلاقمداران» را نشان دهیم، تا جانهایمان فربه شود و مبادا از نبود کرامتهای اخلاقی، ناامید شویم و مبادا بپنداریم که عصر انسانیتِ کریمانه، گذشته است. اینک با هم شویم و سر قرارمان رویم.👨🏻🏫استادی داشتیم که اکنون به جهان دیگر رفته است. حدود ۱۰ سال در حضور ایشان بودم. از مجتهدان درجهٔ اول بود. هیچگاه از ایشان هیچ عمل وسواسی ندیدم. همیشه با وضو بود. مُؤَذِّن به نیمهٔ اذان که میرسید، ایشان در محراب بود. به یاد ندارم اذان تمام شود و ایشان در محراب، قامت برای اقامت نماز جماعت، نبسته باشد.🕌 یک روز، مجلس مهمی داشت که طولانی شد. من هم در آن مجلس بودم. حواسم را جمع کردم که آیا امروز نیز، که فرصت نشد در منزل تجدید وضو کند، میان اذان، در محراب است؟ صَلای اذان که از مَأذَنه برخاست، فرصت بهمنزلرفتن برای تجدید وضو نبود. به وضوخانهٔ مسجد رفت. به چند دقیقه نرسید. هنوز اذان به میان نرسیده بود که ایشان، با محاسن آبچکان، در محراب، قامت بست!🚫دیدم احکام طهارت، چقدر آسان است و برخی از فقیهان و مردمان، چقدر آن را سخت میکنند! بخشی از مردم، نه! بسیاری از مردم، احکام طهارت و وضو و غسل را اشتباه میفهمند و اشتباه عمل میکنند. خود و دیگران را به زحمت میافکنند. برخی از کتابهای فقهی و نیز مدرسان فقه و نیز محصلان فقه، در این باب از ابواب فقه، راه افراط را میپیمایند. دکتر محمد کیهانی، روانپزشک مشهور قمی، میگفت: آمار وسواسیها، در قم، بیش از جاهای دیگر کشور است.درست میگفت. ما خود داریم میبینیم. 💭در «کتابُ الطَّهارَة»، چندان متهبهخشخاش میگذارند و چنان موی سپید را از ماست میکشند که ذهن را سخت درگیر میکند.{تفصیل این مطلب را در مبحث وسواس آوردهایم. اینجا از منظر «زیباییهای اخلاق» به آن نگریستهایم.}۱۱ مرداد ۱۴۰۵#علی_اکبر_مظاهری #زیبایی_های_اخلاق #عرفان_عملی #فقه_آسان #وسواس #سیره_علما 🌐 رسانههایمان در فضای مجازی 👇زیلینک ما | ایتا | تلگرام | اینستاگرام | واتساپ | بله | روبیکا |سروش | وبلاگ | اندیشوران حوزه | مجموعه آثار (در ایتا)🙏 از ادمینهایمان سپاسگزاریم.
🌸 ساجدهخانم🖌 نویسنده: علیاکبر مظاهری🔻زیباییهای اخلاق (۳۳)ساجدهخانم، اوصاف نیکویی دارد؛ آنچه که یک خانم مسلمان باید داشته باشد. از دیگران بدگویی نمیکند، در هیاهوهای «خالهزنکی» وارد نمیشود. عبادتپیشه است، کدبانو است؛ اما آن خصلتی که در او برجستهترین است، غیبتنکردن از دیگران است.💬 این را از زبان خواهرشوهرش بشنویم:«ساجدهخانم، خیلی خانم است؛ در همهچیز خانم است، اما آنچه او را محبوب همهٔ ما کرده این است که هیچگاه از کسی غیبت نمیکند، بدگویی کسی را نمیکند و به امور شخصی دیگران کاری ندارد.»این را میدانیم که در فرهنگ ما - سوگمندانه - معروف است که برخی از خواهرشوهرها، با زنداداشهای خود، میانهٔ خوبی ندارند. حال اگر یک خواهرشوهر، از زنداداش خود تعریف نیکو کند، معلوم میشود آن زنداداش، خیلی خوب است. البته آن خواهرشوهر هم باانصاف است که از زنداداش تعریف میکند. آن خواهرشوهر، نزد خود من، از غیبتنکردن و خالهزنکنبودنِ زنداداش، آن همه ستایش را کرد؛ در غیاب آن زنداداش.⚠️ پس باور کنیم که میشود یک خانم، در همین جامعهٔ اکنونی ما، خالهزنک نباشد و از مردمان بدگویی نکند. «تهمت» که دیگر هرگز! تهمت، از غیبت هم پلیدتر است؛ زیرا غیبت، شاید دروغ نباشد، اما تهمت، هم غیبت است و هم دروغ.🌷 اما فرزندان ساجدهخانمرگ رگ است این آب شیرین و آب شوردر خلایق میرود تا نفخ صور۱فرزندان ساجده خانم، مانند مادرشاناند؛ متدین، عفیف، نیکاخلاق، نیکونام، و «غیر خالهزنک». ایشان غیبت نمیکنند، تهمت نمیزنند، و در مجادلههای فضیلتسوز، ورود نمیکنند. همگی آنان همان «ساجدهخانم»اند. سلام خدا و فرشتگان بر این بانوی عفیف و فرزندان صالحش.✨ بیاییم اینگونه باشیم؛ برای سعادتمندی این جهانمان و رستگاری آن جهانمان. به امید خدا.۳ مرداد ۱۴۰۵۱.مولوی؛ مثنوی معنوی، دفتر اول.#علی_اکبر_مظاهری #ساجده_خانم #زیبایی_اخلاقی #بانوی_مسلمان #تربیت_فرزند #غیبت #پاکدامنی #فضیلت #زندگی_پاک #زن_شایسته #کدبانو #خانواده_متین #پند_و_نصیحت🌐 رسانههایمان در فضای مجازی 👇زیلینک ما | ایتا | تلگرام | اینستاگرام | واتساپ | بله | روبیکا |سروش | وبلاگ | اندیشوران حوزه | مجموعه آثار (در ایتا)🙏 از ادمینهایمان سپاسگزاریم.
🕌زیارت مادر، زیارت خدا!✍🏻یادداشتی از دکتر محمدرضا دادخواه تهرانی 📿 به زیارت مادر که میرفت، گاهی هم به وقت اذان، نمازش را در یکی از مساجد آنجا به جماعت میخواند.مسجد سید، مسجدی بود که سالها قسمتش نشده بود تا در آن نماز بگزارد. اما ظهر عاشورای امسال این موهبت نصیبش شد تا بتواند آن خاطرات نهفتهٔ دوران نوجوانی و جوانیاش را بیدار و مرور کند.پنج پلهای پایینتر از سطح خیابان رفت تا به حیاط مسجد رسید، صحنی فراخ با حوض تازهنقاشیشدهٔ آبیرنگ با فوارهٔ سنگی و زیبا که زیبایی چشمنوازی، بلکه جاننوازی به مسجد داده بود. بچهها گرد آن جمع شده بودند و آببازی میکردند.انگار تازه به این مسجد آمده بود لحظههایی اطراف مسجد را نظاره کرد و تصویر خاطرات نوجوانی و جوانی از ذهنش گذشت.دوران نماز جماعتهای حاجآقامحمدباقر و حاجآقاکریم امامی و شیفتهای نگهبانی و گشتهای شبانهٔ آن دوران بسیج. همه عین فیلمی در ذهنش میگذشت.کفشهایش را از پای درآورد، اما مثل دیگران داخل کیسه و پاکت نکرد و گوشهای گذاشت.چادری به عنوان آفتابگیر زده بودند تا از شدت آفتاب کاسته شود، اما باز هوا خیلی گرم بود.🤲 صفهای صحن، کموبیش تشکیل شده بود، اما تصمیم گرفت چهار - پنجپلهای را پایینتر برود تا به شبستان اصلی مسجد برسد.شبستانی منحصر به فرد، با سبک معماری قدیم و سنتی، ستونهای سنگی و تیرکهای چوبی بلند و نه چندان صافی که بهصورت عرضی، همچون پازلی درهم رفته بودند. به لحاظ سبک و معماری قدیم. هوای داخل شبستان خنک بود، که کولری هم خنکی آنرا دلچسبتر میکرد. صفهای نماز تکمیل شده بود، اما جایی کنار پلهها پیدا شد تا او بنشیند.جایجای شبستان برایش پر از خاطرهٔ عرفانی و اخلاقی بود.📖 به یاد دعای پر فیض کمیل، که آقارضا بانکی میخواند و گاهی چندصفحهای از دعا را هم به او میداد تا همصدایی کند و کمکم برایش آموزهای باشد. برایش لذتبخش بود وقتی میکروفون میگرفت و صدایش از بلندگوها پخش میشد.هنوز نماز شروع نشده بود. به آنطرفتر شبستان، نزدیک منبر نگاه کرد و یاد درسهای اخلاق استاد علیاکبر مظاهری افتاد که در آن دوران حساس نوجوانی، بسیار پر ارزش و پرثمر بود.درسهای اخلاق و حفظ و نقد و تفسیر حدیث، که البته کمی هم استرس حفظکردن حدیت در همان جلسه، از معضلات و استرسهای عرفانی بود!🥀 اما خوشبختانه، آنقدر در صفوف حلقهای و صمیمی جلسات، تکرار و بیان میشد که تقریبا اکثر افراد یاد میگرفتند.عجب دوران پر ارزشی بود!💭 «یاد باد، آن روزگاران یاد باد.»۲ مرداد ۱۴۰۵#دکتر_محمدرضا_دادخواه_تهرانی #خاطرات_معنوی #مسجد_سید #نوستالژی #دوران_نوجوانی #اصفهان_قدیم #زیارت_مادر #معماری_سنتی #درس_اخلاق #یاد_ایام #عرفان_عملی #خاطره_بازی🌐 رسانههایمان در فضای مجازی 👇زیلینک ما | ایتا | تلگرام | اینستاگرام | واتساپ | بله | روبیکا |سروش | وبلاگ | اندیشوران حوزه | مجموعه آثار (در ایتا)🙏 از ادمینهایمان سپاسگزاریم.

