همچو آواری که بر سرم می شکند واژه هایی که در من اسیرند نجابتی که مرا رها نمیکند دردی که در من می نش…
انتشار: 2026/08/06 13:44 UTCدریافت: 2026/08/15 03:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:08 UTC
همچو آواری که بر سرم می شکند واژه هایی که در من اسیرند نجابتی که مرا رها نمیکند دردی که در من می نشیند آوازی که در من خفته است و رهایی که مرا رها کرده رویایی که از من رخت بربسته می بینی زندگی من بی سبب تمام می شود و حتی نشانی از من نمی گیرد من در خود اسیرم ترسهایی که مرا از پای در می آورد لبخندی که خسته است لبهایی که با نجابت دوخته شده اند اما هنوز زندگی را بی تاب است #مریم_پورقلی @maryampurgholi

