🌱من برای بودن نبودنهای زیادی را زندگی کرده امخودم را بوسیدم گوشه ای آرام خواباندماما هنوز هم یک جهانِ خالی از تو تمام مرا می ترساند چون قاب خالیی که تمام مرا می خوردیک جهان بی توجهانیست خاکستری ،بی رنگ بی رویا و تهی .....#مریم_پورقلی@maryampurgholi
همچو آواری که بر سرم می شکند واژه هایی که در من اسیرند نجابتی که مرا رها نمیکند دردی که در من می نشیند آوازی که در من خفته است و رهایی که مرا رها کرده رویایی که از من رخت بربسته می بینی زندگی من بی سبب تمام می شود و حتی نشانی از من نمی گیرد من در خود اسیرم ترسهایی که مرا از پای در می آورد لبخندی که خسته است لبهایی که با نجابت دوخته شده اند اما هنوز زندگی را بی تاب است #مریم_پورقلی@maryampurgholi
تمام می شود تمام میشود همه ی اینروزها که برای سوختنمان برای سوزاندنمان دست به دست داده انداین سراسر آشوب دل روزی برای آوارگی مان لبخند میزند دستمان را میگیرد نفسهایمان را جان می بخشد آنگاه همه چیز زیبا میشود همه ی ناصبوری مان در عطشی خفته بیدار میشود درد تمام میشود وتاهزار بار دیگر ما می خندیم...#مریم_پورقلی@maryampurgholi
راهی نیست 🌱شاید باید صبر کرد در کوچه ای پیچید خیابانی را سربالا رفت اما به بازگشت فکر نکرد من از استعلام واژگان امید برگشتم اما هربار گذر واژه های سرکش اسیرم کردند رهایی در دستان خودم بود اما اسارت شماتت وار در گوشم زمزمه میکرد من به آخرین گناه گرفتارم به انزجار از شکستی که در من تنیده بود فریاد میزد و رهایی می خواست اما گناه من چه بود ؟سرنوشت ،زندگی را سوزانده بود....و آخرین نبرد من هنوز راه درازی داشت #مریم_پورقلی@maryampurgholi
این شهر آغوش های های زیادی را دیده است و بوسه هایی که با اشک تمام شده اند این شهر خاکستر فصلهاییست که آرزو را در خود کشته ، گلوله های سربی زیادی این شهر را دریده اند سینه ها را شکافته اند و جنگهایی که در سکوت ،آوار شدنداما هنوز ایستاده ،می میرند مردمانی که جای تک تک زخمهایشان شکوفه می دهد 🌺#مریم_پورقلی@maryampurgholi
🌺زندگی کن در پی روزگاری که شاید هوایت را نداشته باشد اما تو را خوب میشناسدبه خودت بها بده حتی اگر بدانی سرنوشت برای تو دردهایش را دست چین کرده ....اما تو زاده شده ای که خودت را زندگی کنی زخمها تو را محکم تر می کنند، اما تو جهانت را اینگونه بساززیباتر ، بی پرواتر و عاشقتر#مریم_پورقلی@maryampurgholi