ورای روایت (قسمت ششم)استقلال، امنیت و هزینههای یک انتخابآزاده مدنیدر مصاحبه اخیر ولی نصر درباره کت…
انتشار: 2026/08/14 07:52 UTCدریافت: 2026/08/14 19:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 19:40 UTC
ورای روایت (قسمت ششم)استقلال، امنیت و هزینههای یک انتخابآزاده مدنیدر مصاحبه اخیر ولی نصر درباره کتاب جدیدش، یک مفهوم برای فهم سیاست خارجی جمهوری اسلامی برجسته میشود: استقلال. نصر برای توضیح رفتار تهران، بحث را از تصمیمهای مقطعی و شعارهای سیاسی آغاز نمیکند؛ بلکه به لایهای عمیقتر میرود: اینکه جمهوری اسلامی جهان پیرامون خود را چگونه میبیند، چه چیزی را تهدید میداند و امنیت خود را چگونه تعریف میکند.از نگاه نصر، مسئله استقلال در ایران به انقلاب ۱۳۵۷ محدود نمیشود. تجربه مداخله روسیه و بریتانیا، امتیازات خارجی و اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، خاطرهای تاریخی از آسیبپذیری کشور در برابر قدرتهای بزرگ ایجاد کرده است. بنابراین حساسیت نسبت به استقلال را باید در یک تداوم تاریخی دید؛ هرچند حکومتهای مختلف ایران، تعریف یکسانی از تهدید و راه حفظ استقلال نداشتهاند.در دوره محمدرضا شاه، اتحاد شوروی تهدید اصلی تلقی میشد و نزدیکی راهبردی به آمریکا بخشی از سازوکار امنیت ایران بود. پس از انقلاب، این صورتبندی معکوس شد: آمریکا به مهمترین تهدید خارجی تبدیل شد و فاصله گرفتن از واشینگتن، به یکی از ارکان تعریف جمهوری اسلامی از استقلال و امنیت بدل شد.اهمیت این تحلیل در همین تغییر «نقشه تهدید» است. اگر یک حکومت، قدرتی خارجی را تهدید اصلی بداند، طبیعی است که سیاست خارجی، ائتلافها و حتی تعریف امنیت ملی خود را بر اساس آن تنظیم کند. فهم این منطق الزاماً به معنای تأیید آن نیست؛ اما بدون فهم آن، سیاست خارجی به مجموعهای از تصمیمهای پراکنده و واکنشی تقلیل پیدا میکند.یکی دیگر از مؤلفههای مهم مطرحشده در این مصاحبه، وضعیت «نه جنگ، نه صلح» است؛ الگویی که طی دهههای گذشته در روابط ایران و آمریکا شکل گرفته است. نه صلح پایدار وجود داشته و نه جنگ مستقیم دائمی؛ بلکه تقابل، تحریم، فشار و بازدارندگی در سطحی کنترلشده ادامه یافته است.اما از نگاه نصر، شرایطی که این وضعیت را ممکن کرده بود، تغییر کرده است. فشارهای اقتصادی، تحریمها، تحولات منطقهای و تغییر موازنه قدرت، ادامه این مدل را دشوارتر کردهاند. در همین چارچوب، شبکههای منطقهای و دفاع رو به جلو نیز اهمیت پیدا میکنند؛ ابزارهایی که قرار بود با افزایش هزینه حمله به ایران، نوعی بازدارندگی ایجاد کنند.مسئله اینجاست که ابزارهای بازدارندگی نیز در شرایط جدید ممکن است کارکرد گذشته را نداشته باشند. تحولات اخیر منطقه و تضعیف بخشی از ظرفیتهای سنتی بازدارندگی، خطر انتقال تقابل از سطح غیرمستقیم به رویارویی مستقیم را افزایش داده است.بنابراین، بحث اصلی این مصاحبه صرفاً این نیست که چرا جمهوری اسلامی سیاستهایی خاص را انتخاب کرده است؛ بلکه این است که چگونه یک تصور تاریخی از استقلال، به یک منطق امنیتی و سپس به مجموعهای از سیاستها تبدیل شده و این سیاستها چه هزینههایی ایجاد کردهاند.اینجا تفاوت «توضیح» و «دفاع» اهمیت پیدا میکند. میتوان منطق یک سیاست را فهمید و همزمان درباره پیامدهای آن پرسشهای جدی مطرح کرد. حتی میتوان پرسید آیا راهبردهایی که زمانی برای حفظ امنیت و استقلال طراحی شدهاند، در شرایط امروز خود به بخشی از هزینههای امنیتی و اقتصادی کشور تبدیل نشدهاند؟شاید پرسش مهمتر همین باشد: اگر تعریف یک کشور از تهدید تغییر کرده باشد، اما راهبرد امنیتی آن همچنان بر همان تعریف گذشته استوار بماند، تا چه زمانی میتوان انتظار داشت این راهبرد کارآمد باشد؟مصاحبه ولی نصر از این جهت قابل توجه است که چند مؤلفه را کنار هم قرار میدهد: خاطره تاریخی مداخله خارجی، تعریف تهدید، مفهوم استقلال، راهبرد «نه جنگ، نه صلح»، بازدارندگی منطقهای و هزینههای فزاینده آن. ارزش این بحث نیز دقیقاً در همین پیوندهاست؛ نه در اینکه مخاطب را به پذیرش یک موضع سیاسی دعوت کند.برای فهم دقیقتر این استدلالها، دیدن نسخه کامل مصاحبه اهمیت دارد؛ زیرا بخشهای کوتاهشده معمولاً یک گزاره را از ساختار استدلال جدا میکنند، در حالی که در گفتوگوی کامل، رابطه میان این مؤلفهها روشنتر دیده میشود.لینک مصاحبه در یوتیوب:youtube.com/watch?v=rhvZRhvY-T4%F0%9F%8C%… @MarpichChannel


