زمانِ مُرده؛ ارتشِ سایهها در برزخِ ایرانآزاده مدنیجوانِ بیستوهشتسالهای را تصور کنید که صبحها د…
انتشار: 2026/08/07 06:25 UTCدریافت: 2026/08/14 19:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 19:40 UTC
زمانِ مُرده؛ ارتشِ سایهها در برزخِ ایرانآزاده مدنیجوانِ بیستوهشتسالهای را تصور کنید که صبحها دلیلی برای بیدار شدن ندارد. او نه دانشجوست، نه شغلی دارد و نه در حال یادگیری مهارتی است. او یک «عدد» در جداول آماری نیست؛ او یک «نیت» (NEET) است. در جامعهای که افقِ برنامهریزی شخصی تحت تأثیر سایهٔ جنگ و نوسانات جنونآمیز، گاه به کمتر از یک هفته تقلیل مییابد، میلیونها جوان ایرانی در وضعیتی زیست میکنند که میتوان آن را «تعلیقِ زیستی» نامید. آنها در برزخی ایستادهاند که در آن نه گذشته اعتباری دارد و نه آینده قابلیتی برای محاسبه. این انفعال تحمیلی، آرامترین و در عین حال ویرانگرترین بحرانی است که زیر پوست جامعه جریان دارد.جنگ و انزوای ژئوپلیتیک، پیششرطهای بدیهیِ کنشگری اقتصادی را نابود کردهاند. وقتی ثبات نسبی، اینترنت پایدار و امکان مبادله با جهان وجود ندارد، منطقِ پیشرفت جای خود را به «منطق بقا» میدهد. در این ساختار، نیتها محصول یک انتخاب شخصی یا تنبلی نسلی نیستند؛ آنها خروجیِ مستقیمِ سیاستهای غلط آموزشی هستند که سالها مدرکِ بیمصرف تولید کرد، و اقتصادِ بستهای که توان جذب هیچ نیروی تازهای را ندارد. وقتی دستمزد یک کار تماموقت رسمی حتی کفاف اجارهبهای یک اتاق را در کلانشهرها نمیدهد، عقلانیتِ ابزاری حکم میکند که جوان از چرخهٔ استثمار رسمی خارج شود. او بیرون میایستد، تماشا میکند و خشم خود را ذخیره میکند.بحران اصلی اما زمانی رخ میدهد که این تودهٔ منزوی، مرجعیت معنایی خود را تغییر میدهد. رسانهٔ رسمی که سالهاست از بازنمایی تجربهٔ زیستهٔ این نسل ناتوان بوده، زمین بازی را به طور کامل واگذار کرده است. در این خلاء، رسانههای اپوزیسیون و جریانهای خارجی با صورتبندی خشمِ پراکنده و ارائهٔ روایتهای ساده و مقصریاب، ذهنِ معلقِ جوانِ نیت را تسخیر میکنند. برای کسی که از تمام نهادهای رسمی—از دانشگاه تا بازار کار—طرد شده، این رسانهها فقط خبررسانی نمیکنند؛ آنها به او هویت، زبان اعتراض و مهمتر از همه، «یک مقصر برای ناکامیها» ارائه میدهند. به این ترتیب، انفعالِ انفرادی در یک شب به عصیانِ جمعی تبدیل میشود.این ارتشِ سایهها، هستهٔ سخت و پیشبینیناپذیر اعتراضات خیابانی را میسازد. برخلاف طبقهٔ متوسط سنتی که محافظهکار است و نگرانِ از دست دادنِ داراییهای خود، نیتها چیزی برای باختن ندارند. آنها پیش از این، آینده، امنیت و عاملیت خود را باختهاند. حضور آنها در خیابان، با خشمِ انباشته از سالها بیهودگی و تعلیقِ تحمیلی گره خورده است. آنها بازیگرانی هستند که قواعد بازیِ سنتیِ سیاست را بلد نیستند و در شرایط بحرانی، رفتاری به شدت رادیکال و غیرقابلپیشبینی از خود نشان میدهند. نادیده گرفتن آنها در تحلیلهای سیاسی، بزرگترین خطای استراتژیک است.باید پذیرفت که بحران نیت در ایران امروز، از فاز یک «چالش کارآفرینی» عبور کرده و به یک «بحران بقای ملی» تبدیل شده است. جامعهای که نتواند برای پرانرژیترین نیروی انسانی خود کارکرد و معنا تعریف کند، محکوم به تجربهٔ گسستهای پیدرپی است. جوانِ تعلیقشده، بمب ساعتیِ ساختاری است که عقربههای آن با هر تنش بینالمللی و هر تصمیم غلط داخلی، سریعتر حرکت میکند.وقتی جامعهای نسل جوان خود را به «وقتکشی» محکوم میکند، در واقع در حال وقتکشی برای نابودی خود است. نیتها بیکار نیستند؛ آنها منتظرِ لحظهای هستند که برزخِ انفعال را با طوفانِ خیابان تعویض کنند. فراموش نکنیم: خطرناکترین انسان، کسی است که از او «امکانِ رویاپردازی برای فردا» گرفته شده باشد؛ چنین کسی، امروز را به آتش خواهد کشید تا شاید در خاکستر آن، ردی از خود بهجا بگذارد.🌀| @MarpichChannel


