وقتی ناوها رفتند، جامعه با چه چیزی تنها میماند؟آزاده مدنیچند ماه پیش خیلیها چشم دوخته بودند به آب…
انتشار: 2026/07/20 04:56 UTCدریافت: 2026/07/31 23:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/07/31 23:51 UTC
وقتی ناوها رفتند، جامعه با چه چیزی تنها میماند؟آزاده مدنیچند ماه پیش خیلیها چشم دوخته بودند به آبهای خلیج فارس. بعضیها منتظر بودند یک ناو، یک توییت، یک تصمیم در واشنگتن، سرنوشت این کشور را عوض کند. حالا که آن لحظه گذشت و هیچ معجزهای رخ نداد، سؤال واقعی این نیست که «چرا نجات پیدا نکردیم؟» سؤال این است: «چرا اصلاً منتظر نجات بودیم؟»رضا کلاهی، جامعهشناس، در گفتگویی با محمد فاضلی، همین پرسش را از زاویهای متفاوت باز میکند. او میگوید در دل جنبش «زن، زندگی، آزادی» از ابتدا دو نگاه همزیستی داشتند: یکی نگاهی آزادیخواه و ضدسلطه (با شعار اصلی زن زندگی آزادی) که خواهان برابری برای همه بود، و دیگری نگاهی هویتمحور و ملیگرایانه (با شعار اصلی مرد میهن آبادی) که جهان را به «خودی و بیگانه» تقسیم میکرد. غزه، به گفتهٔ او، نقطهای بود که این دو مسیر را از هم جدا کرد؛ یکی همچنان علیه هر سلطهای ایستاد، دیگری فقط نگران هویت خودش ماند.اما نکتهٔ تکاندهندهتر تحلیل کلاهی جای دیگری است. او از مفهومی به نام «منجیگرایی پنهان» حرف میزند؛ همان امیدی که نخبگان به آن دل بستهاند وقتی فکر میکنند با گزارش و نصیحت میشود دولت را اصلاح کرد. به باور او، پس از فاجعهٔ دیماه، این امید منفعلانه شکل آشکارتری گرفت: جامعهای مستأصل، رهایی خودش را در دستان یک قدرت خارجی جستوجو کرد. کلاهی این را «مرگ دِموس» مینامد؛ مرگ آن بخشی از مردم که آگاهانه برای ساختن زندگی جمعی خود تلاش میکنند.جنگ چهلروزه اما چیز دیگری هم آشکار کرد؛ چیزی که شاید کمتر به آن فکر کرده باشیم. برخلاف کلیشههای رایج دربارهٔ فروپاشی سریع یا خلقیات منفی ایرانیان، زیرساختها پابرجا ماندند، بوروکراسی از کار نیفتاد، و غارت گستردهای هم رخ نداد. کلاهی این را نشانهٔ نوعی اعتماد نهادی پنهان میداند که معمولاً دیده نمیشود.سؤالی که این گفتگو واقعاً روی میز میگذارد این است: اگر دولت فعلی نمیتواند منجی باشد و نه هیچ قدرت خارجی هم، پس مسیر تغییر از کجا میگذرد؟ پاسخ کلاهی نه ساده است و نه دلگرمکننده به شکل رایج کلمه؛ او از «جامعهسازی» حرف میزند، از تولید قدرت اجتماعی در برابر قدرت دولت، از شبکهسازی میان پلتفرمهای مستقل، از فرایندی طولانی و پرهزینه که هیچ رستگاری یکشبهای در آن وجود ندارد.این خلاصهای بود از بخشی از استدلالهای او؛ نه همهٔ آن، و نه لزوماً حرف آخر. کلاهی تحلیلی میدهد که میشود با آن موافق بود یا نبود، میشود نقدش کرد یا بسطش داد. آنچه مهم است اینجا تمام نمیشود؛ اینجا فقط شروع یک پرسش است. گفتگوی کامل را ببینید و خودتان قضاوت کنید: آیا واقعاً از دوران منجیگرایی عبور کردهایم، یا فقط منجیهایمان عوض شدهاند؟🔗 لینک دو گفتگوی کامل در ادامهٔ کانال youtube.com/watch?v=wY3QY8o6lHshttps://ww… @MarpichChannel


