نقل میکنند که شیخ بهایی (رضوان الله تعالی علیه) معمار حرم مطهر امام رضا (علیه السلام) در زمان صفویه بود و یک بازسازی و یک تجدید بنا و یک بناهای جدیدی در ضمن در حرم رضوی (سلاماللهعلیه) داشتند.مرحوم شیخ بهائی اهل بعضی از علوم هم بود. نقل میکنند به معمار سازندهای که میخواست درب ورودی حرم مطهر را کار بگذارد فرمود که من عازم اصفهان هستم. یک دعا و یک چیزی دارم که به اصفهان میروم میآورم. شما بنا را تمام کنید اما درب را کار نگذارید. من باید یک چیزی را زیر این آستانهی این درب کار بگذارم که افرادی که محبت امام رضا را ندارند نتوانند داخل بیایند. شیخ به سمت اصفهان آمد. آن معمار وقتی که فضا آماده شد، حضرت را خواب دید که درب را کار بگذارد. یکبار، دوبار، سهبار همین خواب را دید و بالاخره درب را کار گذاشت. این یعنی چه؟ یعنی اینجا بگذارید هرکه میخواهد بیاید بیاید. این سفینه هوشمند است. هرکسی اراده کرد و داخل بیاید. آن شرایط سنگین مال مراتب عالیتر است. ولی این باب رحمت است که همه افراد را [فرا] گرفته است.بگوییم هزاران؟ کم است. دهها هزار؟ کم است. صدهاهزار؟ کم است. میلیونها نفر؟ شما فکر میکنید که در همین زیارت اربعین کسی بیجواب میماند؟ گاهی ما منتقل به آن بهرهای که گرفتیم نمیشویم. امکان ندارد کسی را دست خالی رد کنند، امکان ندارد. در دعا ها هست؛ یا عین آن دعا [و درخواست] یا بهتر از آن [نصیب میشود.]. شیخ جعفر ناصری
نظم در چارچوب اوقات باید یک نظم و ساماندهی مرتبی باشد. این قدم اول رشد است. «و نظم أمرکم» که آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) در لحظات آخر فرمودند، خیلی با ما کار دارد و ما خیلی با آن کار داریم و رشد ما معلول این نظم است.خیلی از خلاءها، کاستیها، بیماریها و مشکلات شخصیتی و روانی در کارهای ما است که تا وقتی روی کاغذ نیاوریم، خودش را نشان نمیدهد. یک زمانی پنج سال از ازدواج و زندگی فرد گذشته و تازه متوجه میشود. [اگر] الآن اینها را در اوقات خودش سامان دهید و اینها را با هم جمعبندی کنید که امروز چگونه گذشت، این ساماندهی، بهرهوری انسان را از اوقات بیشتر میکند. ۲۴ خط است. نوشتن آن هم سخت نیست. دیروز چگونه گذشت؟ در مقایسهی امروز و دیروز، این هفته و هفتهی قبل و این ماه و ماه قبل به چه نتیجهای رسیدید؟ نظم در تمام ابعاد سرایت دارد که یک [موردش] تنظیم زمان با کار است. این محاسبه، مراقبه و مشارطه که میگویند در همین بخش است. باید اینها را روی کاغذ آورد و سامان داد. فردا شما وقتی دیدید که این ۲۴ ساعتتان [روز قبل] از دستتان رفته، نگویید مهم نیست، نخواهید که چشمانتان را روی هم بگذارید. با خودتان صاف باشید اینها را بدون تعارف بنویسید، این دفتر را کسی غیر از خودتان نمیبیند. فرضاً دیروز ساعت ۸ تا ۹ کاری نداشتهای، ۹ تا ۱۰ هم کاری نداشتهای، نگویید که مهم نیست. جلوی آن بنویسید که این ساعتِ من به بطالت گذشت و من از این ساعت استفاده نکردم و فردا و فرداها این را مرور کن و با خودت حساب کن. گاهی، اوقات زیادی از انسان بیخود و بیجهت مصرف میشود و میگوید رهایش کن، مهم نیست. این مهم نیستها انسان را بیچاره میکند. باید اینها را روی کاغذ آورد. ما چند ساعت میخوابیم؟ ۶-۷ یا ۸ ساعت، [هرچه هست] را باید روی کاغذ آورد. طوری نشود که یک روز ۱۰ ساعت، یک روز ۹ ساعت، یک روز ۱۲ ساعت و یک روز هم ۵ ساعت شود. این، نیاز به نظم دارد.شیخ جعفر ناصری