تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 00:15 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
آرشیو نوشته ها,مصاحبه ها و سخنرانی های محمد امین قانعی راد برای دانشجویان و عامه فرهیخته در باره دانش,فرهنگ و سیاستارتباط با ادمین: @azizghaneirad
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 6 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
"بیست و هفتمین دوره جایزه ترویج علم"🔹 انجمن ترویج علم ایران همهساله «جایزه ترویج علم» را با هدف شناسایی و تقدیر از کوششهای مروجان علم و تشویق عموم به فعالیت و زمینهسازی برای ارتقای بینش و تفکر علمی در جامعه، در سطح عمومی برگزار میکند و براساس ضوابط برگزیدگان جایزه انتخاب میشوند.📌 جایزه ترویج علم هر سال به اشخاص حقیقی یا حقوقی بر اساس اطلاعات رسیده به دبیرخانه انجمن ترویج علم ایران و پس از بررسی در کمیته جوایز اهدا میشود.🏅 حوزههای جایزه ترویج علم:▪️ بخش پیشکسوتان (جایزه تلاش پایدار)▪️ بخش محیط زیست (جایزه هنریک مجنونیان)▪️ بخش انجمنها و نهادهای علمی (جایزه سازمانها و نهادهای مروج علم)▪️ بخش رسانه▪️ بخش ادبیات کودک (جایزه توران میرهادی)▪️ بخش معلمان مناطق محروم (جایزه بهمن محمد بیگی)▪️ بخش کنشگران اجتماعی (جایزه محمدامین قانعیراد)▪️ بخش روشهای خلاقانه و نوآورانه▪️ بخش زبان فارسی، زبان اندیشه▪️ جایزه دانشآموزی📎برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید.#انجمن_جامعه_شناسی_ایران@iran_sociology
اسماعیل خلیلی پژوهشگری در جستجوی «ما»ی ایرانی ابوالفضل مرشدیآشنایی و دوستی من با آقای اسماعیل خلیلی (درگذشته ۷ تیرماه ۱۴۰۵) برمیگردد به حدود سال ۱۳۹۰؛ این دوستی اول بار در انجمن جامعهشناسی ایران و در گروه جامعهشناسیِ معرفت رخ داد (یکی از خوبیها و جذابیتهای انجمن!). آن زمان با حضور دکتر قانعیراد و دکتر محمدعلی مرادی گروه جامعهشناسیِ معرفتِ انجمن بسیار فعال بود و نشستهای متعددی به همت اعضای این گروه از جمله آقای خلیلی طراحی و اجرا میشد. بین سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ به مناسبت عضویت هر دومان در دوره یازدهم هیأت مدیره انجمن جامعهشناسی ایران، این دوستی عمق بیشتری یافت و بخت یار بود که تقریبا هر هفته در هیأت مدیره انجمن، البته به صورت مجازی، حداقل دوساعتی درباره امورات مختلف انجمن گفتگو کنیم. آنچه از شخصیت آقای خلیلی در تمام این سالها در ذهنم باقی مانده، تماما مهربانی، اخلاقمداری، طبع بلند و دید وسیع اوست.آقای خلیلی به معنای واقعیِ کلمه اهل گفتگو بود و عمیقاً به آن باور داشت. او گفتگو را نه فرصتی برای تحمیل نظر خودش بر دیگری بلکه مَحملی برای ایجاد فهم مشترک و شکل دادن به افقی جدید در موضوع مورد بحث میدانست. به همین خاطر، در هر گفتگو با حوصله و صبوری مثالزدنی گوش میداد و سپس میکوشید بسیار سنجیده و اندیشیدهشده سخن بگوید. او ذهن ترکیبگری داشت و در گفتگوهای جمعی، از جمله در گفتگوهایی که درون هیأت مدیره انجمن داشتیم، سعی میکرد سنتزی خلاقانه و دربردارندهی همه نظرات ارائه نماید. برای همین، او به مفاهیم کلیدی که هر کسی به کار میبرد، حساس بود و آنها را در جمعبندی گفتگو طوری کنار هم قرار میداد که همه طرفهای بحث احساس کنند سخنشان و موضعشان هدر نرفته است. همین باورِ عمیق آقای خلیلی به گفتگو او را به سمت کار انجمنی و به ویژه انجمن جامعهشناسی ایران سوق داده بود. او انجمن را خانه خودش میدانست و با تمام وجود به آن عشق میورزید و برای همین, بسیار برایش وقت میگذاشت و مراقبت از انجمن و کمک به رشد و شکوفایی آن را رسالت خود میدانست. وقت گذاشتن آقای خلیلی برای انجمن فقط جنبه عملی نداشت که البته این بُعدش بسیار برجسته و آشکار بود، طوری که کمتر همایش و رویداد برجستهای در انجمن برگزار میشد که آقای خلیلی در طراحی و برگزاری آن نقشی نداشته باشد. بلکه بُعد نظری و تئوریک آن نیز برجسته بود. او با بلندنظری که خاص خودش بود و با وسواسی که در مفهومپردازی داشت، بسیار کوشید اهمیت کار انجمنی و جایگاه انجمن علمی به عنوان مَحمِل اصلی «اجتماع علمی» (در کنار دانشگاه به عنوان «سازمان رسمی علم») را در ایران به خوبی روشن نماید. عشق و علاقه اسماعیل خلیلی به گفتگو و انجمن زمانی بهتر قابل درک است که آن را در بستر وسیعتر دغدغهمندی وی نسبت به ایران قرار دهیم. اسماعیل خلیلی واقعا مسألهاش «ایران» بود و پرسش اصلی پروژه فکریاش این بود که چرا و چگونه ایران در طول چند سده گذشته از موضع «کنش» به موضع «وا-کنش» (از سوژه به ابژه/ از کنشگر فعال به کنشگر منفعل) درافتاد. و به دنبال این بود که چگونه دوباره میتوان به «ما»ی ایرانی (سوژه ایرانی) شکل داد و به تعبیر دوست نزدیکش، محمدعلی مرادی، ایرانیان چگونه دوباره میتوانند ثابت کنند که «ما نیز مردمی هستیم».از همین منظر بود که او برای تاریخ و ادبیات ایران اهمیت فوقالعادهای قایل بود؛ به ویژه که معتقد بود بخش عمدهای از «ما»ی ایرانیان در طول تاریخ در شعر و ادبیات آنان تجلی یافته است و احتمالا در آینده هم چنین باشد. برای شناخت ویژگیهای «ما»ی تاریخی ایرانیان و کمک به بازسازی این «ما» در دوره معاصر، آقای خلیلی رسالت مهمی بر عهده علوم انسانی و اجتماعی و انجمنهای این علوم قایل بود و گفتگو و مفهومپردازی درباره آن را از مهمترین کارویژههای آنها میدانست. آقای خلیلی به دو دوست و همکار خود، دکتر قانعیراد و دکتر محمدعلی مرادی عشق میورزید و بسیار گرامیشان میداشت. این دوستی و عشق میان این سه پژوهشگر ایراندوست ریشه در دغدغههای مشترکشان برای ارتقای جایگاه عقلانیت و علم و گفتگو در جامعه ایران و پیوند زدن آن با اخلاق داشت. و نکتهای که جای تأمل جدی دارد این است که هر سه این عزیز بیمهریها و ناسپاسیهای زیادی دیدند و آنگونه که شایستهشان بود قدر ندیدند؛ هر چند هر سه آنها به خاطر طبع بلندشان کمتر آن را به زبان میآوردند. و احتمالا اینکه هر سه آنها زودهنگام(در حدود نیمه دهه ششم زندگی خود) از میان ما رفتند، بیارتباط با این بیمهریها نباشد! در هر صورت، از دست دادن استادان و پژوهشگران دغدغهمند و پرشوری چون خلیلی و قانعیراد و مرادی آنهم در اوج پختگی و بلوغ فکریشان خسران بزرگی برای علوم انسانی و اجتماعی کشور است و نشانه خوبی برای جامعه ایران نیست و از دردهای پنهان زیادی در این جامعه حکایت دارد.@a_morshedi59
📖 کتاب یادنامه استاد اسمعیل خلیلی 📌 مجموعهای از یادداشتها، خاطرات و تصاویر گردآوریشده در پاسداشت «اسمعیل خلیلی»، پژوهشگر، اندیشمند برجسته و عضو ادوار هیأتمدیره انجمن جامعهشناسی ایران.📝 تهیهشده در انجمن جامعهشناسی ایرانناشر: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات #انجمن_جامعه_شناسی_ایران@iran_sociology
با سلام و احتراملطفا جهت شرکت در جایزه ترویج علم دوره بیست و هفتم به آدرس سایت داخل پوستر مراجعه نموده و آثار خود را بارگذاری نمایید@MAminGhaneirad
⚽️و دهمین، و شاید مهمترین حقیقت؛ رقابت دیگر میان افراد نیست، میان نظامهای مدیریتی است. تقریباً همه تیمهای حاضر در جام، بازیکنان بااستعداد داشتند. آنچه سرنوشت آنها را تغییر داد، کیفیت مدیریت بود. تیمی قهرمان شد که بهتر یاد گرفت، بهتر تصمیم گرفت، بهتر از داده استفاده کرد، بهتر تخصصهای مختلف را کنار هم نشاند و سریعتر خود را با شرایط جدید تطبیق داد.✅️*مزیت رقابتی آینده، در کیفیت مدیریت است.*📣📣📣*بازنشر پیام = گسترش دانایی* 🔊🔊🔊👩💻گاهنامه مدیرhttps://t.me/gahname_modir🧑💻راهنامه مدیر https://t.me/rahname_modir🧑💻روزنامه مدیرhttps://whatsapp.com/channel/0029Vb9XLk68KMqc2byhaB25👨💻گاهنامه مدیر در بلهhttps://ble.ir/gahname_modir👩💻سایتhttp://gahnamemodir.ir/🧑💻اینستاگرامwww.instagram.com/gahname_modir_🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
*جام جهانی ۲۰۲۶؛ نسخه آزمایشی مدیریت مدرن**نشر:* گاهنامه مدیر🟣وقتی سوت پایان جام جهانی ۲۰۲۶ به صدا درآمد، میلیونها نفر درباره گلها، تاکتیکها، داوری و قهرمان مسابقات صحبت میکردند؛ اما شاید مهمترین اتفاق این جام، اصلاً فوتبال نبود. جام جهانی ۲۰۲۶، بزرگترین نمایشگاه مدیریت جهان بود؛ جایی که جدیدترین نظریههای مدیریت، نه در کلاسهای هاروارد و MIT، بلکه در میدان عمل آزمایش شدند.https://whatsapp.com/channel/0029Vb9XLk68KMqc2byhaB25🟢اگر مدیر یک کسبوکار هستید، توصیه میکنم یکبار دیگر این جام را در ذهن خود مرور کنید؛ اما این بار به جای توپ، به تصمیمها نگاه کنید؛ به جای گلها، به فرایندها؛ به جای ستارهها، به سیستمها. آنچه قهرمان را از سایر تیمها جدا کرد، کیفیت بازیکنان نبود؛ کیفیت مدیریت بود.⚽️نخستین حقیقت، پایان عصر تصمیمگیری شهودی بود. هنوز مدیرانی هستند که میگویند: «سی سال تجربه دارم؛ خودم میدانم چه باید کرد.» اما جام جهانی ۲۰۲۶ نشان داد که تجربه، دیگر بهتنهایی مزیت نیست. تقریباً همه تصمیمهای مهم، از انتخاب ترکیب تا زمان تعویض، شدت تمرین، احتمال مصدومیت و حتی نحوه پرس، با کمک داده، تحلیل و هوش مصنوعی اتخاذ میشد. تجربه ارزشمند است، اما زمانی که با داده همراه شود؛ نه زمانی که جایگزین داده شود.⚽️دومین حقیقت، مرگ مدیران همهچیزدان بود. کنار نیمکت تیمهای بزرگ، فقط یک مربی حضور نداشت؛ مجموعهای از تحلیلگران داده، متخصصان علوم ورزشی، روانشناسان، پزشکان، کارشناسان تغذیه، آنالیزورهای ویدئویی و متخصصان فناوری حضور داشتند. سرمربی، دیگر کسی نبود که همه پاسخها را بداند؛ بلکه کسی بود که میتوانست دانش این افراد را به یک تصمیم واحد تبدیل کند. مدیران کسبوکار نیز باید بپذیرند که دوران «من همهچیز را میدانم» به پایان رسیده است.⚽️سومین حقیقت، شکست فرهنگ ستارهپرستی بود. بسیاری از تیمهایی که با اسامی بزرگ وارد مسابقات شدند، زودتر از انتظار حذف شدند. دلیلش کمبود استعداد نبود؛ وابستگی بیش از حد به استعداد بود. تیمهای موفق، به جای ساختن تیم حول یک ستاره، ستاره را در خدمت سیستم قرار دادند. این همان تفاوتی است که میان یک شرکت موفق و یک شرکت وابسته به چند فرد کلیدی وجود دارد.⚽️چهارمین حقیقت، تغییر مفهوم عملکرد بود. فوتبال امروز دیگر فقط با تعداد گل سنجیده نمیشود. مربیان به دهها شاخص مانند کیفیت پرس، سرعت بازپسگیری توپ، ارزش موقعیتهای ایجادشده، بار فیزیکی، دقت انتقال توپ و دهها متغیر دیگر توجه میکنند. بسیاری از مدیران هنوز سازمان خود را با شاخصهایی اداره میکنند که متعلق به ده یا بیست سال پیش است.⚽️پنجمین حقیقت، برتری یادگیری بر برنامهریزی بود. تقریباً هیچ تیمی با همان نقشهای که وارد جام شد، مسابقات را به پایان نرساند. پس از هر بازی، ساعتها تحلیل انجام میشد، اشتباهات استخراج میشد، فرضیات قبلی اصلاح میشد و تیم با نسخهای تازه وارد مسابقه بعدی میشد. در دنیای امروز، برنامه خوب ارزشمند است؛ اما توانایی اصلاح برنامه، ارزشمندتر است.⚽️ششمین حقیقت، مدیریت انرژی بود؛ نه مدیریت زمان. در این جام، کیفیت خواب، تغذیه، بازیابی توان، سلامت روان و مدیریت فشار روانی، به اندازه تمرین اهمیت داشت. تیمها فهمیدهاند که بازیکن خسته، حتی اگر نود دقیقه در زمین باشد، نمیتواند تفاوت ایجاد کند. سازمانها نیز باید همین واقعیت را بپذیرند؛ کارکنان فرسوده، با اضافهکاری بیشتر، ارزش بیشتری خلق نمیکنند.⚽️هفتمین حقیقت، ظهور اکوسیستمهای برنده بود. هیچ تیمی فقط با یازده بازیکن قهرمان نشد. پشت هر پیروزی، شبکهای از استعدادیابها، متخصصان پزشکی، تحلیلگران داده، کارشناسان تغذیه، روانشناسان، مدیران لجستیک و کارشناسان فناوری قرار داشتند. در اقتصاد امروز نیز دیگر شرکتها با هم رقابت نمیکنند؛ اکوسیستمها با یکدیگر رقابت میکنند.⚽️هشتمین حقیقت، هوش مصنوعی دیگر یک فناوری نیست؛ یک همکار مدیریتی است. تیمها از هوش مصنوعی برای تحلیل الگوهای بازی، پیشبینی خطر مصدومیت، ارزیابی عملکرد و حتی پیشنهاد سناریوهای تاکتیکی استفاده کردند. این همان آیندهای است که سازمانها نیز با آن روبهرو هستند. مدیری که از هوش مصنوعی استفاده نمیکند، مانند مربیای است که بدون آنالیز حریف وارد فینال شود.⚽️نهمین حقیقت، موفقیت از تصمیمهای کوچک ساخته میشود. قهرمانی با یک تصمیم بزرگ به دست نیامد. صدها تصمیم کوچک، از انتخاب رژیم غذایی تا زمان استراحت، از برنامه تمرینی تا یک تعویض چند دقیقهای، کنار هم قرار گرفتند و جام را ساختند. کسبوکارها نیز معمولاً با یک تصمیم درخشان موفق نمیشوند؛ بلکه با انباشت تصمیمهای درست، کوچک و مستمر رشد میکنند.