🔻تا خود انسان نخواهد، خطاب ولایت آغاز نمیشود.👈 در نظام پادشاهی، جریان فرمان از بالا به پایین است.…
انتشار: 2026/07/02 14:32 UTCدریافت: 2026/08/15 00:58 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:58 UTC
🔻تا خود انسان نخواهد، خطاب ولایت آغاز نمیشود.👈 در نظام پادشاهی، جریان فرمان از بالا به پایین است. پادشاه با امر همایونی، همه زیردستان را هماهنگ میکند و افراد در خدمت برنامههای پادشاه هستند؛ حتی اگر خودشان در این مسیر رشدی نکنند.👈 اما در نظام ولایت، جریان امر صرفاً از بالا به پایین نیست. تا انسانها، آمادگی گرد آمدن حول ولیّ خدا را پیدا نکنند و خود خواهان هدایت او نباشند، مورد خطاب امر الهی قرار نمیگیرند. از همین روست که در روایت آمده است: «امام همچون کعبه است؛ مردم باید به سوی او بروند، نه اینکه او به سوی مردم بیاید»؛ به عبارتی: اگر مردم دورش نگردند، کعبه دور کسی نمیگردد.👈 در نگاه ولایت، رشد انسانها خودِ موضوع برنامه ولیّ خداست. افراد، ابزار اجرای برنامههای ولیالله نیستند، بلکه غایت برنامه، تعالی و رشد خود آنان است.👈 بر همین اساس، پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله با آنکه علی علیهالسلام بندهای از بندگان خداست، با او مشورت میکند. این تواضع و مشورت نباید این سوءبرداشت را ایجاد کند که مؤمنان میتوانند چیزی بر علم و هدایت ولیّ خدا بیفزایند یا گمان کنند که نظر آنان برای تکمیل هدایت الهی لازم است؛ بلکه این شیوه، خود بخشی از تربیت و رشد انسانهاست.👈 نظام ولایت فقیه نیز به دیکتاتوری نمیانجامد؛ زیرا تا مردم نخواهند، تا آمادگی نداشته باشند و تا مطالبه نکنند، ولیّ خدا ولایت را به صورت تحمیلی اعمال نمیکند، بلکه فرصت رشد و انتخاب میدهد.👈 از همین منظر میتوان رفتار رهبر انقلاب را در موضوع مذاکره تحلیل کرد؛ شبی با استدلال و تبیین، نسبت به مذاکره هشدار میدادند و روز بعد، برای مردمی که بارها به این رویکرد رأی داده بودند، اجازه طی شدن این مسیر را میدادند. 👈 کسانی که شیوه مدیریت ولیّ خدا را نمیشناسند و هنوز الگوی ذهنی آنان از قدرت، همان الگوی پادشاهی است، میپرسند: «چرا رهبری با آن همه اختیار، جلوی مذاکره را نگرفتند؟»👈 پاسخ این است که اگر هدف، صرفاً پیش بردن یک تصمیم باشد، اعمال قدرت آسان است؛ اما اگر هدف، ساختن انسانها و نهادینه کردن دین خدا در جان مردم باشد، تحمیل راهحل نه ممکن است و نه مطلوب. قدرتی که در اختیار ولیّ فقیه قرار دارد، برای چنین شیوهای از مدیریت تعریف نشده است.👈 البته ولیّ فقیه معصوم نیست؛ اما برای جامعه شیعی، عرصهای برای تمرین نسبت با ولایت است. 👈 از همین رو، برخی سخنان مانند «همیشه که نمیشود نظر رهبری اجرا شود» یا برعکس، «چون ولیّ فقیه قدرت دارد، هیچ نظر مخالفی نباید، مجال اجرا پیدا کند»، هر دو ریشه در یک سوءبرداشت دارند؛ اینکه ولیّ فقیه در ذهن گوینده، «پادشاهی مقدس» تصور شده است، نه «ولیّ خدا».👈 ولیّ فقیه، آزادی انتخاب را از مردم سلب نمیکند؛ اما سرباز حقیقی ولایت، با اختیار خود از خواسته شخصیاش میگذرد و تبعیت را برمیگزیند. از این رو، تبعیت کامل میتواند بدون دیکتاتوری شکل بگیرد؛ زیرا بر انتخاب آگاهانه استوار است، نه بر اجبار. در همین نقطه است که فاصله بردگی تا بندگی، فرعون تا موسی، و پادشاهی تا ولایت پیموده میشود.👈 اگر امروز میبینیم، آقایان مسئولان، با وجود آنکه رهبر انقلاب صریحاً فرمودهاند «نظر دیگری داشتم»، نه تنها از تصمیم خود احساس شرمندگی نمیکنند، بلکه گاه به آن افتخار نیز میکنند، به دلیل آن است که جامعه ما هنوز شیوه مواجهه با نجابت و سعهصدر ولیّ دینی را بهدرستی نیاموخته است. در غیر این صورت، آقایان یک روز هم نمی توانستند در مصدر قدرت بمانند.🎙 اسماعیل رمضانی@maktubat
