تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 01:18 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
مجال به دنبال نمایاندن کمی دورترها بر اساس موازنهای یکتا و اصیل میان آرمان و واقعیت است. ای باد اگر مجال سخن گفتنت بوددر گوش آن ملول بگوی این قدر سخن@Jalali_Yaser@majaal
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 4 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
حکمی برای رئیس یا ابلاغیهای به همه ما؟(بخش ۲ از ۲) ۲. شبکه اطلاعات مردمی؛ با مهارت و بصیرت و فناوریمهارت، بصیرت و فناوری باید شبکه اطلاعات مردمی را زنده کند. بسیجی باید از حاضر میدان و متولی گزارش ستادی، به حلقه میانی مقابله مردمپایه با تهدید ارتقا یابد. این تغییر، جمعیت را به شبکه هوشمند مقاومت تبدیل میکند. ۳. تعامل، جهاد، اقشار و محلات؛ خدمت از مبدأ مسجدتعامل سازنده با نهادها، گسترش گروههای جهادی و بسیج اقشار و محلات یعنی بسیجی خدمترسان زندگی مردم و مسجد نقطه اتصال ایمان، خدمت و محله است. با این مأموریت، بسیج جزیره منفک از جامعه نیست و باید خود را به یک شبکه گسترده خدمت زیر سقف وحدت ملی تبدیل کند و فعالانه گره زندگی محله را از مبدأ مسجد و خیابان باز کند. ۴. الگوی مقاومت مردمی در جهانفرهنگ بسیجی الگوی مقاومت و پایداری مردمی در برابر استکبار صهیونی-آمریکایی است. بسیجی حامل و راوی تجربه زنده است؛ نه فقط صادرکننده شعار و اعلامیه. سازمان بسیج یعنی سازمانی که در محله و خیابان کار میکند و در جهان معنا میدهد، سازمان سخت و نرم خود را با حرکت تهاجمی فراسرزمینی بازمعماری میکند. حرف آخراین چهار محور حلقههای یک زنجیره اثر هستند. فرهنگ هویت را میسازد و گستره را به سطح ملت میبرد؛ اطلاعات شبکهای، هوشمند و مردمی میشود؛ خدمت از مبدأ مسجد و محله گره زندگی را میگشاید؛ الگو از مرز میگذرد و سازه و روایت فراسرزمینی میسازد. اگر یکی از حلقهها بشکند، حکم رهبری روی زمین میماند و اگر هر چهارتا با هم بیایند، لایه مردم در معماری اقتدار برقرار میشود. سطوح فرماندهی و بازدارندگی اسکلت سخت به شمار میآیند و مردم در این حکم، اسکلت نرم و شبکه حیاتی هستند. بدون تعمیق فرهنگ بسیج و ایجاد و استقرار شبکه ملت، سطوح فرماندهی و بازدارندگی دچار نقص می شوند و معماری اقتدار وقتی کامل میشود که هر ایرانی خود را حلقهای از شبکه مقاومت و پیشرفت بداند. در این صحنه، بسیج پل میان اقتدار میدان و انسجام ملی است.@majaal
حکمی برای رئیس یا ابلاغیهای به همه ما؟ (بخش ۱ از ۲)در بسته بازآرایی معماری اقتدار، حکم انتصاب رئیس سازمان بسیج مستضعفین، لایه مردمی بازدارندگی و تهاجم را تعریف میکند. این حکم را میتوان یک دستور کار موجز و درواقع تعریف کارکرد مورد انتظار رهبر انقلاب از بسیج دانست که مخاطب حقیقی آن تمام بسیجیها و هر کسی است که روحیه بسیجی دارد. نمیشود حکم رهبری را فقط ابلاغ سمت به رئیس جدید و یک نفر بدانیم و از کنار وظیفه عمومی برای تحقق چهار مأموریت بگذریم. هیچ رئیس و فرماندهی نمیتواند به تنهایی فرهنگ مردم، شبکه اطلاعاتی مردمپایه، خدمت مسجدمحور و الگوی جهانی بسازد. زبان حکم محدود به میز ریاست نیست: مردم مبعوث شده، اقشار میلیونی، شبکه مردمی، اقشار و محلات، مسجد، سراسر جهان. این واژهها میدان کار را از اتاق رئیس به ظرفیت بالقوه ملت باز میکنند. در پیامهای شش ماه اخیر رهبری، بعثت مردم صنفبهصنف تعمیم یافته است؛ از نمایندگان و هنرمندان تا مردم بعثتیافته در پیشرفت. در این مدت و پس از ۹ اسفند ریشه عوض نشده؛ وحدت حول پرچم ایران و ملت بعثتیافته، سقف مشترک و ملی خدمت و مقاومت است. ترس دشمن از بسیج نیز اعتراف به اهمیت میدان مردم است. چهار محور حکم رهبری همین منطق را عملیاتی میکند: ۱. فرهنگ بسیج و «هر ایرانی، یک بسیجی»این بند فقط فراخوان تشریفاتی برای عضوگیری از ایرانیان نیست و شش جزء دارد:- فعل آن، تعمیق باور، افزایش کیفیت رفتار، گسترش پهنه اقشار و اقلیمهاو نیز مدیریت کثرت و سلایق ذیل هویت واحد است.- موضوع آن، فرهنگ بسیج و مقاومت (نه سازمان اداری و تشکیلاتی رسمی صرف) است. بسیج در این نگاه، باشگاه اعضا نیست بلکه سقف مشترک هویتی ملت و شبکه ملت برای همه میدانهاست. - غایت میانی آن، هر ایرانی یک بسیجی و یک واحد ظرفیت مبعوثشده برای ایران قوی و متحد به عنوان یک هدف هویتی (و نه صنفی) است.- سوژه آن، آحاد مردم مبعوثشده به عنوان فاعل و منشأ فعل (و نه ابزار)هستند. در مواجهه با این مردم مبعوث شده، وظیفه سازمان بسیج میدان دادن است نه قیمومیت. - مقیاس آن، اقشار میلیونی جانفدا به عنوان سرمایه اجتماعی راهبردی است. جانفدا بودن در این فضا یعنی اصل و کیفیت آمادگی هزینه دادن در همه میدانهای پیشرفت و مقاومت (علم، تولید، روایت، خدمت و...) نه حبس در یک میدان. - افق نهایی آن نیز، ایران قوی و متحد همراه با حفاظت از انقلاب اسلامی است. این صورتبندی در توصیفاتی نظیر شجره طیبه، خدمت بیتظاهر و بیتوقع، جهش جهادی، معنویت در فعالیت، آرمانگرایی همراه عملگرایی وحضور در همه میدانها (علم، جهاد سازندگی، سیل، کرونا، هستهای) ریشه دارد. شاخص موفقیت بسیج در این محور، میزان تنوع و فراگیری داوطلب، رسوخ فرهنگ بسیجی، خطرپذیری مسئولانه، حضور داوطلبانه در میدانهای واقعی، عمق اثر کنشهای داوطلبانه و نیز امکان تغییر معادله در مسیر افق ترسیم شده است. @majaal
احکام اخیر رهبر انقلاب صرفا انتصاب روتین افراد نیست. این احکام را میتوان آغاز بازآرایی معماری اقتدار و همبندی پنج لایه دانست. متن احکام رهبر انقلاب درواقع فرماندهی، بازدارندگی، مردم، تصمیم سیاسی و معیشت را روی یک محور مینشاند. افق مطلوب این بازآرایی وقتی است که این پنج لایه هماهنگ با هم پیش بروند و آینده ایران را استوارتر از پیش بسازند.@majaal
.: روایت بعثت، روایت آغاز :.رویدادها دو گونهاند. گونهای مانند زلزله و سیل و دیگر حوادث طبیعی: اوج اثر آن در همان لحظه وقوع است و آنچه میماند یاد کردن آن اوج و خسارتها و آلام ناشی از آن است. گونهای دیگر مانند کشف نفت یا افروختن برق: خود رویداد در قدم ابتدایی یک سطحی دارد و حتی شاید غیر از اهل فن، خیلیها عمق آن را درک نکنند؛ اما آبستن زنجیرهای است که سالها بعد شکل میگیرد. این رویداد، پایان نیست؛ بلکه یک نقطه آغاز است.بعثت از نوع و گونه دوم است. قرآن آن را بیرونکشیدن تدریجی از تاریکی به روشنایی و زنده کردن زمین مرده توصیف میکند. این همان «رویداد مولد» است؛ انفجاری نیست که فرومینشیند، بلکه بذری است که میروید.اما میان نفت و بعثت یک تفاوت بنیادین هست. نفت محرک خودکار داشت؛ سود، انسانها را بدون آن که کسی متقاعدشان کند به ساختن میکشاند. بعثت چنین محرکی ندارد؛ کسی از استمرار آن لزوما سود مادی نمیبرد. پس این جرقه آغازین چگونه به شبکه بدل میشود؟ آنجا که سود جایگزین ندارد، معنا جای آن را میگیرد. انسان مسیر بیبازگشت مادی را تنها با یک نیرو ادامه میدهد: حس مشارکت در چیزی بزرگتر از خود؛ همان که بنا را وامیدارد آجر بر آجر بگذارد، بدون آنکه سقف بنا را ببیند، چون میداند این بنا از آن همه است. محرک بعثت را باید در تعلق جست، نه در بازار.بعثت زلزله نبود که بلرزاند و بگذرد. از همینرو روایت بعثت، روایت اتمام نیست؛ روایت آغاز است. در آن رو به گذشته نمیایستیم که آنچه گذشت را بازگو کنیم؛ رو به آینده میایستیم و میپرسیم اکنون چه میتوان ساخت. خود لفظ «بعثت» همین را میگوید؛ برانگیختهشدن، پایان چیزی نیست؛ آغاز حرکتی تازه است بهسوی قله.این حرکت را یک صدا از بالا نمیسازد. آن را دستهایی از پایین میچینند؛ شبکهای از راویان و کنشگران و مؤثرین خرد که هر یک لایهای بر بنای مشترک میگذارد. همین، تفاوت رسانه با بستر است: رسانه بازمیگوید، اما بستر میسازد. آنچه بعثت میطلبد، نه بلندگویی برای توصیف، که میدانی است برای نقشآفرینی.@majaal