اگر خدای نباشد ز بندهای خشنودشفاعت همه پیغمبران ندارد سودقضای کن فیکونست حکم بار خدایبدین سخن سخنی…
انتشار: 2026/07/29 13:14 UTCدریافت: 2026/08/02 14:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 14:52 UTC
اگر خدای نباشد ز بندهای خشنودشفاعت همه پیغمبران ندارد سودقضای کن فیکونست حکم بار خدایبدین سخن سخنی در نمیتوان افزودنه زنگ عاریتی بود بر دل فرعونکه صیقل ید بیضا سیاهیش نزدودبخواند و راه ندادش کجا رود بدبخت؟ببست دیدهٔ مسکین و دیدنش فرمودنصیب دوزخ اگر طلق بر خود اندایدچنان درو جهد آتش که چوب نفط آلود(اندود)قلم به طالع میمون و بخت بد رفتستاگر تو خشمگنی ای پسر و گر خشنودگنه نبود و عبادت نبود و بر سر خلقنبشته بود که ناجیست و آن مأخوذمقدرست که از هر کسی چه فعل آیددرخت مقل نه خرما دهد نه شفتالودبه سعی ماشطه اصلاح زشت نتوان کردچنانکه شاهدی از روی خوب نتوان سودسیاه زنگی هرگز شود سپید به آب؟سپید رومی هرگز شود سیاه به دود؟سعادتی که نباشد طمع مکن سعدیکه چون نکاشته باشند مشکلست درودقلم به آمدنی رفت اگر رضا به قضادهی وگر ندهی بودنی بخواهد بود « #سعدی »@mahfelshearvaava
