یا حبیب من تحبّب الیهنثارِ این دلِ مسکین کن آن لبخندِ نیکو رالَدَيْكَ لُؤْلُؤٌ فِي فِيكَ آنَسْنَاهُ…
انتشار: 2026/08/07 22:26 UTCدریافت: 2026/08/15 01:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:13 UTC
یا حبیب من تحبّب الیهنثارِ این دلِ مسکین کن آن لبخندِ نیکو رالَدَيْكَ لُؤْلُؤٌ فِي فِيكَ آنَسْنَاهُ مَنْثُورالبم جایی ندارد در پرستشگاهِ لبهایتکه از تَنگیش بیرون کرده از بتخانه هندو رامن از نادانیام گفتم شکارت میکنم چون شیرولی امروز فهمیدم که دارم نقشِ آهو رابرای جانِ خاموشم نگاهت حرفها داردبه رویم باز کن لبهای آن چشمِ سخنگو رادرونم با نگاهی فتنه ها برپا شد و دیدمکه هاروت از دو چشم ساحرت آموخت جادو راشبِ هجرانِ تو هم شامِ قبر و هم شبِ قدر استعَلَى الْقَبْرِ أَعِنِّي، وَاجْعَلِ اللَّهُمَّ لِي نُورابرای سالک آغوشِ تو دنیا پشیزی نیستکه عارف قبل الّا هو شناسد خوب، لا هو رانشد طبع بلند من به اوج آسمان قانعکه آزادی نباشد مانع هجرت پرستو رااگر دنیای توخالی کنار گردویی باشدندارد باز چشمم قوّت تشخیص گردو رامرا کشتی و آن لبخندِ سرخت خونبهایم شدفَأَسْرِفْ فِي دَمِي، فَالْقَلْبُ مِنْهَا كَانَ مَنْصُوراسیّد مهدی طباطبایی
