مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 19 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/23 تا 2026/08/13
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 19 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
مصطفیٰ ﷺ نمرده است!نصیب چشم تو از مصطفیٰ ﷺ مرده است.تذکرة الأولیاء؛ في ذکر شیخ ابوالعباس آملی
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ، وَعَلَىٰ آلِهِ وَصَحْبِهِ وَسَلِّمْ تَسْلِيمًا كَثِيرًا بِقَدْرِ عَظَمَةِ ذَاتِكَ فِي كُلِّ وَقْتٍ وَ حِينٍ
اگر ز عارضهٔ معصیت شکستهدلیتو را شفاعت احمد ضمان کند به شفابه یک شهادت سربسته مرد احمد باشکه پایمردِ سران اوست در سرای جزاپی ثنای محمد برآر تیغ ضمیرکه خاص بر قد او بافتند درع ثنازبانِ بسته به مدح محمد آرد نطقکه نخل خشک پی مریم آورد خرما#خاقانی
﷽نقل است در صِحاح و روایات معتبراز راویان ضابط و مقبول، این خبر؛تاریخ سال یازده هجرة الرسولدر روزِ پنجشنبه که بود آخر صفروقتی رسول حق که درود خدا بر اودر بستر شهادتش افتاد محتضرمسموم زهر کین شده بود و رمق نداشتبودند گرد بستر او جمع، سی نفرفرمود کاغذی و دواتی بیاوریدتا جملهای رقم بزنم گرچه مختصرباید وصیّتی بنویسم که بعد مناز راه راستین نروند امّتم به دراصحاب در صدد که کنند امتثال امرنزدیک شد نهال رسالت دهد ثمر ناگاه باز کرد خلاف ادب دهانفرعون امّت، آن دغل پست خیرهسر«انّ الرجل» به شاه دو عالم حواله کردشاهی که از لبش نتراود به جز گهر حرفی گزافه گفت که «قد حسبُنا کتاب»آخر حرامزاده که گفتت دهی نظر؟بذر نفاق در دلشان رشد کرده بودقومی که داشتند تمایل به راه شربیمایهگان مگر نشنیدند این سخن؟«مَن لا یُطیعُ اَمرَ رسولٍ فَقَد کَفَر»بیشک دهان سامری آنجا شکسته بوددر قلبشان نبود کمی حبّ عِجل اگرامر مُطاع پیک خدا ماند بر زمینپس بار بست با دل پر خون پیامبرمرتد شدند بعد نبی، خلق، جز سه تننزدیک بود زحمت احمد شود هدردر عرصهای که قدر ندانند شیر راکفتار ادّعای خلافت کند مگر!شیر خدا علیست که دنیای خلق رامیدید از آب بینی بزغاله پستترجز بضعة النبی که فقط در خورَش علیستچشمی ندیده حوریه در قامت بشرپس شادمان به مهبط جبریل صف زدنددر وقت سوگواری زهرای خونجگررفتند کرکسان به حریمی که بر درشجبریل بیاجازه نمیریختهست پرزهرا مگر که در حق آنان چه کرده بود؟غیر از دعای خیر که میکرد تا سحرمیکرد ریشتر دل ریش بتول رااز شویَش آنکه کینه به دل داشت بیشترروزی برای او سپرش را علی فروختامروز خود شدهست برای علی سپراز آل مصطفیٰ به در بسته کس نخوردجز بانوی بهشت که افتاد پشت درچندان فشار ضربت سیلی شدید بودفضّه نیافت ردّی از آن گوشوار زریک تن نرفت از اهل مدینه عیادتشجز خون پهلو و غم بازو و درد سر مظلوم بود فاطمه و مُهر این سنددر خون محسن بن علی گشت غوطهورمحسن امام میشد اگر میخ در نبودکافیست در مصیبت عترت همین قدرآن روز اشک فاطمه بر چوب خشک ریختاینگونه بین شعلهٔ کین سوخت خشک و ترکو مردمی که فاجعه را درک میکند؟جز چشم مجتبیٰ که هنوز است شعلهوراز آتش سقیفه که آن روز دم گرفت افتاد بر خیام شه کربلا شررمن کیستم که دم زنم از آتش حرم؟حور و پریست در غم آن دوده نوحهگرمیراث فاطمهست گران و عجیب نیستطفل سه سالهای بزند دست بر کمرهرکس کشید بار علی را شهید شدآری! علی اصغر شش ماهه را نگرغرق ولای شمس که ساقی کوثر استلبتشنه جان سپرد، لبِ علقمه، قمربعد از نبی ندیده به خود شیعه روز خوشدیدهست اگر، به ناله و اندوه و چشم ترتاریخ شاهد است که در این معادلاتهرگز نمیکند علی و آل او ضررپنداشتند شاخه طوبیٰ شکستنیستدست که میرسد به بلندای این شجر؟کار بشر گشوده نگردد به هیچ وجهجز با گشادهرویی مهدی منتظرآزادگان گدایی هر در نمیکنندالّا درِ نبی که بر آنیم مفتخرسیّد مهدی طباطباییسحر چهارشنبه ۱ دی ۱۴۰۰حرم مطهر سلطان علی بن موسی الرضا
《وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ》و کسانی که اسلام میآورند و کارهای خوب میکنند و آیههای حقی را باور دارند که بر محمّد ﷺ فرستاده شده است، خدا گناهانشان را محو میکند و کارشان را سر و سامان میدهد.(سوره مبارکه محمّد ﷺ _ آیه ۲)
دنیای دون لیاقت اشک مرا نداشتتا بوده بر محمّد و آلش گریستم..
یا حبیب من تحبّب الیهنثارِ این دلِ مسکین کن آن لبخندِ نیکو رالَدَيْكَ لُؤْلُؤٌ فِي فِيكَ آنَسْنَاهُ مَنْثُورالبم جایی ندارد در پرستشگاهِ لبهایتکه از تَنگیش بیرون کرده از بتخانه هندو رامن از نادانیام گفتم شکارت میکنم چون شیرولی امروز فهمیدم که دارم نقشِ آهو رابرای جانِ خاموشم نگاهت حرفها داردبه رویم باز کن لبهای آن چشمِ سخنگو رادرونم با نگاهی فتنه ها برپا شد و دیدمکه هاروت از دو چشم ساحرت آموخت جادو راشبِ هجرانِ تو هم شامِ قبر و هم شبِ قدر استعَلَى الْقَبْرِ أَعِنِّي، وَاجْعَلِ اللَّهُمَّ لِي نُورابرای سالک آغوشِ تو دنیا پشیزی نیستکه عارف قبل الّا هو شناسد خوب، لا هو رانشد طبع بلند من به اوج آسمان قانعکه آزادی نباشد مانع هجرت پرستو رااگر دنیای توخالی کنار گردویی باشدندارد باز چشمم قوّت تشخیص گردو رامرا کشتی و آن لبخندِ سرخت خونبهایم شدفَأَسْرِفْ فِي دَمِي، فَالْقَلْبُ مِنْهَا كَانَ مَنْصُوراسیّد مهدی طباطبایی
شراب صبوحی✨
مَنْ عَرَفَ اللَّهَ تَوَحَّدَوَمَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ تَجَرَّدَوَمَنْ عَرَفَ الدُّنْيَا تَزَهَّدَوَمَنْ عَرَفَ النَّاسَ تَفَرَّدَهرکه خدا را شناخت موحد شدو هرکه خودش را شناخت از تعلقات رها شدو هرکه دنیا را شناخت نسبت به آن بیرغبت شدو هرکه مردم را شناخت از آنان کناره گرفت.امیرالمومنین علی علیه السلاممیزان الحکمة
لِعَينَيكِ ما يَلقى الفُؤادُ وَما لَقيوَلِلحُبِّ ما لَم يَبقَ مِنّي وَما بَقيوَما كُنتُ مِمَّن يَدخُلُ العِشقُ قَلبَهُوَلَكِنَّ مَن يُبصِر جُفونَكِ يَعشَقِدل من از چشمهای تو چه رنجها که نکشیده و چه زخمها که بر جان نخریده است؛و عشق تو، هر آنچه از من بر جای مانده و هر آنچه از دست رفته، همه را از آنِ خود کرده است.من از آنان نبودم که عشق به آسانی در دلشان راه یابد؛اما هر که نگاهش به چشمان تو بیفتد، ناگزیر دل به عشق میسپارد.#المتنبي
مرگی که بوَد به کام دل در نجف استاز بهر همین حیات میخواهم و بس.. #حزین_لاهیجی
دخیلك يا ابالحسنجز مهرِ خویش، هرچه که خواهی ز ما بگیرتسلیم توست هرچه که داریم، الدّخیل..سرتاسر قبیله ما اهل بخششندسرها تصدّق تو و هرچیز از این قبیلما ذرّهایم بلکه زبونتر، تو آفتاباز ما بدل بسی و نباشد تو را بدیلعشّاق را اگر به حريمت صلا دهیاز بانگِ لال، در پسِ کر میدَوَد علیلای موی تو سیاهتر از چشم حور عینوی روی تو سپیدتر از بال جبرییل تا بوده ماه رفته به دنبال آفتابچون گشته رویِ ماهِ تو خورشید را دلیل؟انوار روی توست سَبیلَ الرّشادِ مادردا که زلف کافر تو صَدَّ عَنْ سَبیلدر بند گیسوان تو، ما حبسیان هجرهرشب هزار مرتبه گفتیم یا جلیلمیراث ما غم است، بکش تیغ و غم مخورقاتل به فقه ما نبرد ارثی از قتیلزلف کجی دلیل پریشانی من استیا ناسُ فَاهْجُرونِ، لِأنْ قِصَّتي طَویل..
بدین رواق زبرجد نوشتهاند به زرکه جز نکوییِ اهلِ کرم نخواهد ماند..#حافظ
میرزا محمدشفیع شیرازی، متخلص به وصال شیرازی (متوفای ۱۲۶۲ هـ.ق)، از شاعران، ادیبان و عارفان بزرگ عصر فتحعلیشاه قاجار بود. او در خوشنویسی نیز استادی کمنظیر بود و به همه خطوط هفتگانه تسلط داشت و از جمله، ۶۷ قرآن کریم را به خط خود کتابت کرد.وی بر اثر سالها کتابت، بیناییاش آسیب دید. پزشک پس از درمان، به او سفارش کرد که دیگر ننویسد؛ اما وصال دوباره به کتابت پرداخت تا سرانجام کاملاً نابینا شد. در نهایت، با توسل به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت علیهمالسلام، شبی در خواب، رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را دید که فرمودند: «چرا در مصیبت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام مرثیه نمیگویی تا خداوند چشمانت را شفا دهد؟»سپس حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها فرمودند: «وصال! اگر مرثیه گفتی، نخست از حسنم آغاز کن که او بسیار مظلوم است.»صبح همان روز، وصال در حالی که در خانه قدم میزد و دست به دیوار گرفته بود، سرودن این مرثیه را آغاز کرد:از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کردوآن طشت را ز خون جگر باغ لاله کردنیمه دوم شعر را که سرود، چشمانش دومرتبه بینا شد. سپس ادامه داد:خونی که خورد در همه عمر، از گلو بریختدل را تهی زخون دل چند ساله کردنبود عجب که خون جگر گر شدش به جامعمریش روزگار همین در پیاله کردنتوان نوشت قصه درد و مصیبتشور میتوان ز غصه هزاران رساله کردزینب درید معجر و آه از جگر کشیدکلثوم زد به سینه و از درد ناله کردهر خواهری که بود روان کرد سیل خونهر دختری که بود پریشان کُلاله کردیا رب به اهل بیت ندانم چه سان گذشتآن روز شد عیان که رسول از جهان گذشت..#وصال_شیرازی
قال مولانا الامام المهدی عجّلالله فرجه الشریف:فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِءٍ مِنْکُمْ بِما یُقَرِّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَیَتَجَنَّبُ ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهَتِنا وَسَخَطِناپس هر یک از شما باید کاری کند که وی را به محبت و دوستی ما نزدیک سازد، و از آن چه خوشایند ما نیست و باعث کراهت و خشم ماست دوری گزیند.بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۷۶، حدیث۷سرداب مقدّس سامراء
گشته تا خاک نجف، آرامگاه بوترابعرش گوید هر زمان یالیتنی کنتُ تراب#تأثیر_تبریزی