اگرچه که برای گفتمان کمی دیر است و برای رفتن، راه زیادی دور ؛ باز از نو من معتقدم ایستادن واجبِ دین…
انتشار: 2026/08/11 20:46 UTCدریافت: 2026/08/17 21:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 21:10 UTC
اگرچه که برای گفتمان کمی دیر است و برای رفتن، راه زیادی دور ؛ باز از نو من معتقدم ایستادن واجبِ دینی است.چه عجب مدت سختی که گذشت و اما حالا جاده را راهبی سخت و سنگین مملوء است.در غبار گرفته بر حصار زندگی م، به جنایتی به جا مانده از قدوم بندگی م؛ یکایکِ اثراتِ کهنگیِ خود را نمیخواستم و نوعی مقصری بی حد و حصر خود را می نامم. و حالا که اینجا ایستاده ام، بر این نقطه و در این لحظه، بیش از پیش گم کرده ام هر رنگ را در عمق چشم هایم.تو پرسیدی که عمق چشم هایم به کجا ختم می شوند و من سنگی به عمق اعماق چشم هایم انداختم؛ صدایی نیامد...
