چند صباحِ دیگری بایدنباشم بال و پر، زیراگرفته آسمان جانمبه هر دو دست خود حتیبه لخته های خونی کهگرفت…
انتشار: 2026/08/09 01:57 UTCدریافت: 2026/08/17 21:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 21:10 UTC
چند صباحِ دیگری بایدنباشم بال و پر، زیراگرفته آسمان جانمبه هر دو دست خود حتیبه لخته های خونی کهگرفته هر دو چشمم راجهان را رنگ خون بینمدر این بی رنگ ترین دنیابه دنیا آمدم حتیدو دستم را گره کردمخیالم پهلوان بودمامان از سختیِ دنیاکه حتی کم نیاوردمولی حالا گرفتارمبدون هیچ سپر اماهمیشه سرپناه بودمبه بالینت قسم حالامرا دار مکافات استطلوع آفتاب ها راندیدم، چشمِ خون بودم
