بگذار ماه گردونمطلوب حال خود شممن کرده ام فراموشگاها وجود خود رااین آینه جدیداچشم مرا بریدهاز تو بپ…
انتشار: 2026/08/04 01:46 UTCدریافت: 2026/08/11 15:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 15:25 UTC
بگذار ماه گردونمطلوب حال خود شممن کرده ام فراموشگاها وجود خود رااین آینه جدیداچشم مرا بریدهاز تو بپرسم آیاچشم مرا ندیدی؟من چشمه ای سیاهمبی انعکاس ، جهیدمگاهی به حال خود منماهِ تو را ندیدمدر چاهِ بودن تومهره نمانده بر منحالا کمر شکستهدر چاه تو اسیرمحالا گذشته قرنیاز آن زمان عزیزممن کهنه و عتیقهپر مشتری، امیرمخورشید حال من باشمن مرده ای اسیرممسقوط حال خود دراین زندگی اسیرممن مثل تو نبودمصد آینه شکستمتا در نهایت اینجاشاید دلت بجویماما بدونِ دل، توصد پاره پاره دل، توبی آینه و ریشهبی ذات و بی صفت، تومن حوصله ندارمچون ساده، بی امان مهر عابری گذر کردصد شاخه و برگِ من کَند
