در جاری بودن و گذر کردن است معنای جهان.سفر کردن و تماشای گذر از این خیابان ها ، برای رسیدن به شهر ه…
انتشار: 2026/07/24 14:06 UTCدریافت: 2026/07/31 23:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/07/31 23:59 UTC
در جاری بودن و گذر کردن است معنای جهان.سفر کردن و تماشای گذر از این خیابان ها ، برای رسیدن به شهر ها و دیدن چشمانی مختلف، شنیدن صدای حنجره هایی مرتبط و نفس کشیدن در هوایی منبسط.به راستی که زندگی در گذر کردن است؛ رفتن به شهرستان ها و صحبت با هجرت کنندگان آسمان؛ آه از دسته دسته پرندگان مهاجری که دیگر ابر ها را در آسمان نمی خواهند.انسان باید مفصل باشد و معضلات را نهایت دلخوشی در خود بداند.چه میشد اگر قطره های آب در مجرای رود جاری نبودند و انسان نمی دید و نمیفهمید جریان رودخانه یعنی چه؟باید فهمید مانند حافظ که رکن آباد را تماشا می کرد و میفهمید زندگی در تماشای همین گذر کردن هاست.گذر کردن و پیمایش است که رویش چشم ها را در پی خواهد داشت.جوانه میزدم، میروییدم در باغ و سحرگاه شبنم میزدم، در لحظه ای از ساعات، طراوت را میدیدم و حالا در جمعه ای مصور، به حال خود رها میشوم.شاید شاخه ی گل، نمیخواست هرگز توسط رهگذری برچیده شود، دسته شود، هدیه داده شود و در نهایت، پژمرده تر از هر حال، مصیبت دیده باشد و خود را مرهمی باشد برای دلخوشی هایی پوچ و ناپایدار.
