🌎 گردن فرازیِ وزارت بهداشت در عدم پاسخگویی !🌑 جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و روزنامه نگار 🌐 وزارت ب…
انتشار: 2026/08/12 20:16 UTCدریافت: 2026/08/15 03:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:12 UTC
🌎 گردن فرازیِ وزارت بهداشت در عدم پاسخگویی !🌑 جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و روزنامه نگار 🌐 وزارت بهداشت در سه سطح ستادی ؛ پاسخگوی هیچ کس یعنی مردم ؛ پرستاران و سایر گروههای درمان نیست و سیستم پاسخگویی هم وجود ندارد. معاونت پرستاری نیز به جای نقش مؤثر به ضربه گیر تبدیل شده و جایگاه آن در تصمیم گیریها خنثی شده است. در کشورهای توسعه یافته ذینفعان یعنی مردم ؛ پرستاران و کادر درمان در تصمیم گیری مشارکت دارند اما در ایران تمرکز قدرت در گروه خاصی ست و پرستاران که بزرگترین گروه ارائه دهنده خدمت هستند ؛ از هر گونه مشارکت محروم اند. نتیجه این که مهاجرت ؛ تغییر شغل ؛ بی انگیزگی پرستاران به وجود می آید و در نهایت خسارت به مردم وارد می شود. 🌐 آنچه شریفی مقدم با صراحت بیان کرده ؛ تنها یک گزارش ساده ی اداری نبوده که یک فریادِ وضعیت بوده است. وقتی گفته میشود وزارت بهداشت در سه سطح ستادی پاسخگوی هیچکس نیست ما با یک بحران ساختاری در حکمرانی سلامت روبرو هستیم نه صرفاً یک نقص اداری ساده. ما با سیستمی روبرو هستیم که در آن پاسخگویی نه یک اصل که یک واژه ی کاملا فراموش شده است. بزرگترین فاجعه در ساختار فعلی ؛ انحطاط نقش معاونتهای تخصصی ست. وقتی معاونت پرستاری از یک رکن تصمیم ساز و راهبر به یک ضربه گیر تبدیل میشود یعنی قدرت از جریان علمی و تخصصی جدا شده و در اتاقهای تاریکِ تصمیم گیریهای تک نفره و گروهی متمرکز شده است. در کشورهای توسعه یافته ؛ تصمیم گیری بر اساس مدل مشارکت ذینفعان بنا نهاده شده است. یعنی کسی که خدمت میدهد (پرستار) و کسی که خدمت را دریافت میکند (مردم) در فرآیند ساخت تصمیم نقش دارند. اما در ایران ما شاهد استبدادِ مدیریتی هستیم. 🌐 جایی که بزرگترین نیروی کار یعنی سیستم سلامت و بعد پرستاران نه تنها در تصمیم گیریها ناتوان شدهاند ؛ بلکه از چرخه اصلی سیاست گذاری هم کنار رفته اند. نتیجه این تمرکز قدرت در دست گروههای خاص و نادیده گرفتن صدای متخصصان ؛ یک زنجیره ی ویرانگر است. بی انگیزگی ؛ تغییر شغل و در نهایت ؛ مهاجرت گستردهی مغزهای زنده کشور به آن سوی آب ها. وقتی پرستار احساس کند که نه تنها صدای او شنیده نمیشود بلکه کرامت حرفهای اش زیر بار تصمیماتِ سِتادی و غیر پاسخگو له میشود چارهای جز ترک میدان ندارد. این مهاجرت ؛ تنها از دست دادن یک نیروی کار نیست بلکه از دست دادن امنیت سلامت مردم است. اما فراتر از مسائل مدیریتی ما با یک تراژدی انسانی روبرو هستیم. پرستاران و کادر درمان ؛ در کنار کارگران و فرهنگیان ؛ نجیب ترین ؛ زحمت کش ترین و صبور ترین قشرهای جامعه هستند. کسانی که در خط مقدم سلامت ؛ حتی در بحرانهای مرگبار نیز از پای ننشستند. اما امروز این قهرمانانِ بیصدا خود در مضیقه و رنج عمیقِ اقتصادی زندگی میکنند. 🌐 در حالی که جامعه از آنها انتظارِ جان فشانی دارد ؛ سیستم در بحث اقتصاد و معیشت آنها را در تاریک ترین وضعیت قرار داده است. شکاف فاحش میان حقوق دریافتی و تورم افسار گسیخته باعث شده کسانی که مسئول حفظ حیات دیگران هستند ؛ خود با بحرانِ تأمینِ نیازهای اولیه زندگی دست و پنجه نرم کنند. این یک بی عدالتی آشکار است. چگونه میتوان از کسی که خود در سقوط اقتصادی ست انتظار داشت که ستون فقرات سلامت یک ملت باشد؟وزارت بهداشت باید بداند که سکوت در برابر این وضعیت به معنای تأییدِ فروپاشی ست. سیستم پاسخگویی که وجود ندارد خود در حال ساختنِ یک هیولای بی جان است که در نهایت هزینه سنگین آن را مردم خواهند پرداخت. ما نیازمند بازگشت قدرت به ذینفعان واقعی هستیم. ما نیازمند پرستاری هستیم که هم در تصمیم گیری ها حضور داشته باشد و هم در سفرهی خانهاش آرامشِ ناشی از عدالتِ اقتصادی را احساس کند. عدالت در سلامت حتما که از عدالت در معیشتِ پرستاران آغاز میشود.https://t.me/hichjbb
