هرکسی ازظنِ خودشدیارِمن✍️حبیب الله مستوفیبه مناسبت دوازدهم ربیع الاولاز درمها نام شاهان برکَنندنام…
انتشار: 2026/08/25 13:09 UTCدریافت: 2026/08/26 01:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/26 01:15 UTC
هرکسی ازظنِ خودشدیارِمن✍️حبیب الله مستوفیبه مناسبت دوازدهم ربیع الاولاز درمها نام شاهان برکَنندنام احمد تاقیامت میبرندگزارش قرآن از نخستین معلم و مبلغش کوتاه است؛ قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَىٰ إِلَيَّ... بگو: همانا من بشری همچون شمایم (جز اینکه) به من وحی میشود... . (۱۱۰ کهف)این تعریف کوتاه در بازهٔ زمانی۱۵قرن، زمان و مکانهای متفاوتی را آزموده و در بستر اذهان و نحلههای فکری متنوعی بر اساس نوع نگاه، به گزارشهایی مشروح و مبسوط و البته قابل انتظار تبدیل شده است .به قول جلالالدین؛فلسفی از نوعِ دیگر کرده شرح باحثی مر گفتِ او را کرده جَرحمرور گزارشهای مسلمانان و غیر مسلمانان در این باره به یُمن علمِ امروز برای همگان ممکن و میسور است.اما نقش تفاوت نگرشِ را مولانا در داستانکی دیالوگ گونه از دیدار پیامبر با سرسخت ترین دشمن خود از سویی و از سوی دیگر با نخستین دوست، در حضور بعضی از یاران زیبا و البته بسیار عمیق به تصویر کشیده است؛دید احمد را ابوجهل و بگفتزشت نقشی کز بنیهاشم شکفتگفت احمد مَر ورا که راستیراست گفتی گرچه کار افزاستیدید صدیقش بگفت ای آفتابنی ز شرقی نی ز غربی خوش بتابگفت احمد راست گفتی ای عزیزای رهیده تو ز دنیای نه چیزحاضران گفتند ای صدر الوریراستگو گفتی دو ضدگو را ،چرا؟گفت ،من آیینهام مصقول دستتُرک و هندو در من آن بیند که هستپس خود را دریابیم زیرا به قول سهراب؛«ما هیچ، ما نگاه…»@kiwmars
پستهای تلگرام — زەوی سهخت و ئاسمان دوور
🔺اشغال و آزادی؛ داستان سوم شهریور!امروز سوم شهریور، ۸۵ سال از اشغال ایران به دست ارتشهای بریتانیا و شوروی میگذرد؛ واقعهای که یکی از مهمترین موارد نقض حاکمیت ملی ایران در تاریخ معاصر است.در جریان جنگ جهانی دوم، کشورهای مختلفی در اروپا، از فرانسه و بلژیک و هلند تا نروژ و دانمارک، به سرنوشت ایران دچار شدند. غیر از فرانسه بقیهی نامهای این فهرست مانند ایران علیرغم اعلان بیطرفی قربان مزیتهای ژئوپولتیک و ظرفیتهای ژئواکونومیک خود گشتند.علیرغم برخی شباهتها اما یک تفاوت مهم در چگونگی بازسازی حافظه ملی پس از تجربهی اشغال وجود دارد.در بسیاری از این کشورها، اشغالگر رفت، اما خاطره اشغال باقی ماند. مقاومت، اگرچه در همه جا به گستردگی روایت رسمی پس از جنگ نبود و همکاری با اشغالگران نیز واقعیتی انکارناپذیر بود، به تدریج به یکی از پایههای بازسازی هویت ملی تبدیل شد.دولتهای پس از جنگ و نیروهای سیاسی، روایت «اشغال، مقاومت و آزادی» را برجسته کردند؛ روایتی که گاه کاملا با واقعیت پیچیده و چندلایه دوران اشغال منطبق نبود.مثلا در فرانسه، جامعهای که شکست نظامی، حکومت ویشی و همکاری بخشی از نخبگان با آلمان را تجربه کرده بود، پس از جنگ به بازسازی تصویری از فرانسه مقاوم نیاز داشت. چیزی که در پژوهشهای تازه، اهمیت زیادی پیدا میکند، دستکاری در واقعیت ماجرا؛ برجسته کردن مقاومت و به حاشیه راندن جلوههای عیان همدستی با قدرت اشغالگر و رژیم دستنشانده آن است.در تاریخنگاریهای تازه حتی سارتر و سیمون دوبووار هم از اتهام همدستی جان سالم بدر نمیبرند. در حالیکه در دهههای ابتدایی پس از جنگ، الگوی فرانسه مقاومت و یکپارچه مبارزه در صدر روایت ملی قرار داشت.فرانسه بیشتر از این باب مهم است که تجربه انتقال قدرت به دولت ویشی و مشروعیت رژیم مارشال پتن دستکم تا سال ۱۹۴۳، تا حدی با انتقال سلطنت به پهلوی دوم و فضای سیاسی آن زمان قابل مقایسه است.تفاوت اصلی این است که اشغال سوم شهریور برای ایرانیان طبیعتاً با تحقیر و نارضایتی از نقض استقلال کشور همراه بود. اما در کنار این احساس، واقعیت دیگری نیز وجود داشت: با سقوط رضاشاه، فضای سیاسی و مطبوعاتی کشور گشوده شد و بخش بزرگی از جامعه پایان استبداد را حتی زیر سرنیزه بیگانه جشن گرفت.این نکته وقتی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم برخلاف بسیاری از کشورهای اروپایی، در ایران حتی پس از اشغال نیز دولتها کوششی جدی برای ساختن یک حافظه ملی بر محور مقاومت در برابر اشغال نکردند. گویی این مساله اساسا موضوعیت نداشت و یا فرعی و دست دوم شمرده میشد.پهلوی دوم در برخی خاطرات و اظهارنظرها، گاه از اشغال ایران و رفتار متفقین با کشور سخن گفت، اما اینها هیچگاه به یک روایت مرکزی و پایدار در ادبیات رسمی حکومت تبدیل نشد.به نظر میرسد حتی مخالفان حکومت پهلوی نیز، چه ملیگرا، چه چپ و چه بعدها نیروهای اسلامگرا، عمدتاً شهریور ۲۰ را از زاویه دیگری دیدند: استبداد رضاشاه، سقوط او و گشایش فضای سیاسی پس از آن.به بیان دیگر، در حافظه سیاسی ایران، «اشغال» هیچگاه نتوانست جای «استبداد» را به عنوان مفهوم مسلط بگیرد.بخشی از پاسخ این تناقض را باید در ماهیت حکومت رضاشاه جستوجو کرد. حکومتی که بیتردید از معماران اصلی ایران مدرن بود. ارتش نوین، دادگستری، مدرسه و دانشگاه، راهها، شهرسازی و بسیاری از نهادهای دولت جدید محصول آن دوره بودند. اما همین دولت مدرن بهشدت شخصی شده و میان دولت و جامعه شکافی عمیق ایجاد کرده بود.وقتی ارتش در برابر دو قدرت بزرگ شوروی و بریتانیا به شکستی محتوم تن داد و شاه کنار رفت، بخش قابل توجهی از نیروهای اجتماعی، شکست دولت را شکست خود تلقی نکرد.در سوم شهریور کشور اشغال شد، اما اشغالگر در حافظه جمعی هرگز به اندازه استبداد داخلی به مسئله تبدیل نشد.شاید به همین دلیل است که سوم شهریور، برخلاف بسیاری از تقویمهای اشغال در اروپا، هنوز در ایران فاقد یک روایت ملی تثبیتشده است. نه دولت و نه اپوزیسیون بعدا هم به ساختن یک روایت ضد اشغال که مقاومت ملی در کانون آن باشد نیازی احساس نکردند.گویی شکاف دولت و ملت آنقدر بالا گرفته بود که جامعه روز شکست دولت را، لحظهی آزادی خود می دانست.در دههی ۲۰ و ۳۰ شمسی که روشنفکران فرانسوی، زبان فرانسه و خود پاریس، هنوز به میزان زیادی تخیل روشنفکران و نخبگان ایران را بر میانگیختند، تاسیس یک سازمان مقاومت بنام نهضت مقاومت ملی علیه کودتای ۲۸ مرداد نمیتوانست از طنین باشکوه نام "مقاومت فرانسه " به رهبری دوگل برکنار باشد.اما اینجا هم مقاومت ایران قبل از آنکه دنبال اسطورهسازی علیه خاطرهی اشغال میهن در شهریور ۲۰ و همدستی دولت وقت با آن باشد، هویت خود را در ایستادگی علیه استبداد، کودتا و در مرحله بعد علیه استعمار خارجی جستجو مینمود.#صلاح_الدین_خدیو @sharname1
#شاری_غەززەدوای حەوتی ئوکتۆبردنیا پڕە لە ئازار وکەچی هێشتاگێلاسەکان گوڵ دەگرن.#کوبایاشی_ئایساو: #جەبار_سابیر@kiwmars
تیپی مووسیقای سلێمانی، ساڵی ۱۹۷۲ی زایینی. دەنگ: خاتوو پەیمان عومەر#ئەو_دەمەی@kiwmars
🔸تٲملی تاریخی بر جشن مولود در کردستان✍ اسماعیل شمس🔺 مولود، مولود نامه و مولودی خوانی بیش از هر مراسم دیگر اسلامی با فرهنگ و جامعه کردی پیوند یافته است. گویا خاستگاه اصلی آیین مولودی هم ، نه جامعه عربی که کردستان بوده است. بر پایه روایات تاریخی نخستینبار عید مولود در سال 604ق/1207م در دوران حکومت مظفرالدین کوکبری حاکم اربیل(هەولێر) و داماد صلاحالدین ایوبی به شکل گسترده و عمومی در این شهر برگزار شد. ابن خلکان (د 681ق/1282م)، مورخ کُرد ساکن اربیل و معاصر کوکبری، نحوه برگزاری این جشن در شهر اربیل را به تفصیل شرح داده است. بر پایۀ روایت او، کوکبری در فاصلۀ 8 تا 12 ربیعالاول شمار زیادی از فقها، متصوفه، شعرا، وعاظ و... را از بغداد، موصل، جزیره، سنجار، نصیبین و بلاد عجم برای شرکت در این جشن به اربیل دعوت میکرد. در روز عید مولود، تعداد زیادی گاو، گوسفند و شتر قربانی میشد و همراه با نوای موسیقی، دف و ساز و دهل، مراسم عید مولودی برگزار می گردید و مهمانان و مسافران و حاضران در جشن تا چند روز با گوشتهای مولودی مورد پذیرایی قرار می گرفتند.🔺اربیل در دوران ایوبیان به نماد مراسم مولود در سراسر جهان اسلام تبدیل شده بود و بسیاری از مردم هر سال از همه جا برای شرکت در این مراسم راهی آن شهر می شدند. در دیگر شهرهای کردستان و نواحی تحت حاکمیت ایوبیان هم این مراسم به شکل باشکوهی برگزار می شد.🔺 از نظر تاریخی نگارش کتابهای مولد النبی(ص) از قرن ششم و همزمان با حکومت ایوبیان آغاز شد و پیش از آن کتاب مستقل و مشهوری در این زمینه نوشته نشده است(برای آگاهی از عنوان ۳۶۲ مولد النبی نوشته شده پس از قرن ششم، نک : رسول جعفریان ،کتابشناخت مولد النبی).🔺به این ترتیب می توان گفت که جشن مولود به نوعی در پیوند با قرائت خاص کردان از آیین اسلام قرار داشت و باید آن را در چارچوب اسلام کردی تفسیر کرد.احتمال دارد این آیین از کردستان به سایر نقاط جهان اسلام منتقل شده باشد.:🔺از آنجا که میلاد پیامبر با فرهنگ ملی و روح جمعی انسان کرد در طول تاریخ گره خورده است، مولودنامە ها بیشتر از آن که صبغه مذهبی و دینی داشته باشند موضوعی فرهنگی و تاریخی هستند. در دنیای غرب، کریسمس یا زادروز عیسای مسیح (ع) بزرگ ترین جشن مردم است و هیچ امریکایی یا اروپایی با این استدلال که مسیح زاده فلسطین و قاره دیگری است و دین او هم بومی آن سامان نیست، کریسمس را طرد و نفی نمی کند. کریسمس برای مردم غرب جشنی ملی است و نشان می دهد که در آن جامعه، مذهب در درون ملیت و به عنوان عنصری از هویت ملی و تاریخی مردم پذیرفته شده است. تاریخدانان و مردم شناسان سکولار و حتی آتئیست غربی هرگز برای حذف عناصر فرهنگی دین از جمله جشنها از ساحت فرهنگ ملی تلاش نمی کنند، زیرا نیک می دانند که این کار منجر به دوگانگی فرهنگی و از هم گسیختگی روح تاریخی و جمعی ملت می گردد که عاقبتی جز اضمحلال هویت مشترک تاریخی مردم و کلیت جامعه ندارد🔺در اینجا نمی توانم تٲسف خود را از مقایسه اسلام آن روز علما و سیاستمداران کرد با اسلام امروز برخی از آنان پنهان کنم. آن روزها در حوزه میلاد پیامبر و بسیاری مسائل دیگر قرائت زندگی محور و مدارا مدار کردی از اسلام، گفتمان غالب در جهان اسلام بود و علمای ترک و عرب از هر سوی جهان اسلام خود را به اربیل می رساندند تا خود را در زیر بیرق آن نشان دهند. خواندن پیشینه جشن مولود و مولود نامه های کردی این پرسش بزرگ را برای من پیش آورده است که چرا برخی از علمای کرد معاصر در چارچوب جغرافیا و جامعه کردستان و همانند اسلاف خود پیش از قرن بیستم، نسبت مستقیمی با پیامبر اسلام و قرآن برقرار نمی کنند و چرا این رابطه را از طریق علما و سیاستمداران ترکیە و اعراب یا همان برادران بزرگ تر تنظیم می نمایند؟ به راستی چرا قولها و قلمها و قدمهای این گروه، ولو اندک ، نه در چارچوب مصالح و منافع مردم و سرزمین خود، که دنباله برخی سیاست بازان دین نمای ترکیە و دنیای عرب است؟مولود نامه کردی یک پیام مهم و بزرگ دارد و آن این که علمای کرد چند قرن قبل با صدای بلند اعلام کردند ما می خواهیم در جغرافیای خود و با زبان و فرهنگ خود و به طور مستقیم با پیامبر خویش ارتباط برقرار کنیم و زیر بیرق هیچ ارباب و پدرخواندە و برادر بزرگ تر نباشیم. این پیام ضمنی، پیام پیامبر ما هم هست که همه مسلمانان را برادر و برابر دانسته و قوم و گروهی از آنان را برده و بنده گروهی دیگر قرار نداده است..🔺 در فایل پیوست نسخه خطی مولودنامە به زبان کردی [ هورامی] است. این یادداشت، بازنشر شده است.t.me/kurdistanname
هشت گناه آموزش و پرورش ایران▪️نوشتهی حاضر، به پروسهی جاری در آموزش و پرورش و به نتیجه و برونداد ساختار آموزش و پرورش میپردازد. تلاش میکند کاستیها و ضعفهایی را در ناحیهی فرایند و محصول آموزش و پرورش برجسته کند. البته مدعی نیست که میتواند حق مطلب را ادا کند، بلکه برخی از نکات را برجسته مینماید. بهنحو اجمال برخی از ضعفها، سستیها و اشکالات وارده بر آموزش و پرورش به قرار زیر است:🏷آموزش حفظیاتبهجای تفکر به حفظیات و انباشت اطلاعات (که بعضا بیفایده و بلااستفاده است)، تاکید میگردد. دانشآموزان را به از برکردن ماشینوار محتوای نقل وامی دارد. از این بدتر، آنان را به ظرفها و مخزنهایی مبدل میکند که باید به وسیلهی معلم پر شود. هر قدر این ظرفها با فروتنی بیشتری اجازه دهند که پرشان کنند، دانشاموزان بهتری خواهند بود.🏷آموزش سکوتنقش دانشآموز ایرانی در فرایند آموزش و پرورش، صرفا آموختن و فراگرفتن و سکوت در برابر معلم است. جایگاه و موقعیت معلم، چنان رفیع و دست نایافتنی میشود و چنان قدسیتی به آن داده میشود و از سوی دیگر، رعبانگیز و ترسآلود میشود که دانشآموز چارهای جز سکوت در برابر آن نمییابد. نظام آموزش و پروش غیردموکراتیک، میوهی ترس و سکوت را در دهان فرهنگ مینهد.🏷آموزش تقلید و پیرویدر آموزش مبتنی بر سلطه، معلم میگوید و دانشآموز صرفا مجاز است که سخنان مربیاش را تکرار و تصدیق کند. در این شیوهی آموزش، معلم، تماما زبان است و دانشآموز، تماما گوش. معلم، کارساز است و دانشآموز، کارپذیر. معلم، به منزلهی مراد است و دانشآموز به منزلهی مرید. در آموزش تقلیدی، پرسش و نقد ممنوع است. روحیهی پرسشگری از آن آموزش آزاد مبتنی بر تعامل است. در حالیکه در پیروی، انفعال و خمودگی رشد میکند. 🏷آموزش عدم مدارایکی دیگر از کارکردهای اساسی آموزش و پرورش توسعهیافته، پرورش شخصیتهای مداراگر است. اما نتیجهی آموزش و پرورش در ایران، دامن زدن به کمتحملی و عدم مدارا با کسانی است که اندیشهی دگر دارند. وقتی هر صبحگاه، مدارس چونان پادگانهای نظامی، از جلو نظام میدهند و مرگ بر این و بر آن بر زبان دانش آموزانش جاری شده و کینهتوزیهای تاریخی دامن زده میشود، چگونه میتواند شهروندانی مداراجو و صبور تربیت کند؟ 🏷جای خالی هنرهنر، صرفا گذران وقت و سپری کردن ساعاتی از روز نیست. هنر، بیهودهزیستن نیست. هنر، شیوهای موثر در تربیت احساسات و توسعهی زیباییهای درون و پرورش حس زیبادیدن و زیبازندگیکردن است. تفسیر معنابخش به جهان و هستی است. هنر، آدمی را به خویشتن نزدیک میکند و راههایی برای تحمل رنجها در اختیار آدمی مینهد. جای خالی هنر در روند آموزش و پروش، عمیقا احساس میشود. از میان هنرهای مختلف، جای خالی موسیقی، دل آزار است. روحهای زمخت، نشان میدهد که از ظرافتهای هنر و زیبایی موسیقی، بیبهرهاند و در سرزمین رازآلود هنر گام نزدهاند. 🏷تربیت، نه برای اکنوننظام آموزش و پرورش، شاگردانش را برای زندگی در جهان کنونی پرورش نمیدهد. زندگی "اکنونی و اینجایی". شاگردانش را برای بنانهادن ساختار دموکراتیک پرورش نمیدهد. ساختار غیر دموکراتیک آموزش و پررورش در ایران، ماحصلی جز شخصیتهای غیر دموکراتیک نیست. رابطهی دانشآموز با معلم غیردموکراتیک است. گفت و گو بهمنزلهی فضیلتی انسانی و اخلاقی، چندان مجال بروز و ظهور نمییابد. 🏷جای خالی شادکامیتلخزیستن و تلخکامی بر آموزش و پرورش ایران سایه گسترده است و لذت زیستن را از شاگردان مضایقه میکند. شادابی و شادخواری، بهنحو ضمنی و نانوشته جایی در مدارس ندارد. مناسک و شعایر تاریخی سوگ و برخی برنامههای حزین، بهآسانی و در طول سال، در تمامی مقاطع و بهانحاء مختلف به اجرا در میآید، اما چندان خبری از جشنهای شادی بخش در میان نیست. 🏷ناکارآمدیناکارآمدی آموزش و پرروش، سبب شده است که اهداف آموزشی که برای وصول به آن برنامهریزی میشود، نافرجام باقی بماند. از این رو است که حدود شش سال (در مقطع راهنمایی و دبیرستان)، زبان انگلیسی تدریس میشود، اما فارغالتحصیلان این نظام آموزشی حتی از بیان جملهی ساده انگلیسی عاجزاند. همینگونه است ریاضیات، فیزیک، شیمی و دیگر دروس. ناکارآمدی آموزش و پرورش سبب شده است که جریان غیر رسمی آموزش در آموزشگاهها و تجارتخانههایی دیگر رشد کند.#علی_زمانیان@kiwmars
هەنگوین-----1بەر لەوەی خۆشم بوێی دڵم دابوو بە نیشتمانلێم سەندەوە و بەخشیم بەتۆ؛-لەو دەمەوە لێم زویرە نیشتمان2چاوم کە وەک چاوی قرژاڵ ڕوونە،دابووم بەکانیلێم ستاندەوە و دام بەتۆ؛-لەوساتەوە لێم تۆراوە کانی3ڕۆژگارێک شیعرم بۆ جەنگاوەر دەنووسی،ئێستا بۆ تۆ؛-ئیدی لێم تووڕەیە پێشمەرگە4دەستم درێژ دەکرد بۆ هەنار ڕنینئێستا بۆ مەمکی تۆ؛-لەو کاتەوە، لێم لالووتە هەنار5بەر لە تۆ،ملوانکەی شەونمم بە مل و گەردنی گیاوە دەکرد،هەنووکە بە گەردنی تۆوە؛-لەو وەختەوە دڵی لێم شکاوە بنچکەگیا6تاریک و ڕوونی هەموو ڕۆژێ تێلم بۆ کازیوە دەکرد،ئێستا بۆ تۆ؛-لەو ساتەوە خۆر ڕوو گرژە لەگەڵمدا7باوەشم کردبوو بە قەدی شۆڕە بییەکئێستا توند توند ئامێزم کردوە بە تۆدا؛-لەو دەمەوە لێم زویرە شەنگەبی8لەو وەختەوەش،نوقڵی لێوەکانت دەمژم؛-لێم عادزن هەنگ و هەنگوینقوبادی جەلیزادە@Ghobad_jalizadeh