ارتش و راهبریِ جنگ و آشتی۴۷ سال است که زندگی و مرگ میلیون ها ایرانی را به رخدادِ شوم و میهن ستیزِ ۵…
انتشار: 2026/07/30 12:34 UTCویرایش: 2026/08/01 00:06 UTCدریافت: 2026/08/14 03:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 03:15 UTC
ارتش و راهبریِ جنگ و آشتی۴۷ سال است که زندگی و مرگ میلیون ها ایرانی را به رخدادِ شوم و میهن ستیزِ ۵۷ گره زده اند و با چنگ و دندان از این گرهِ کور پدافند می کنند. این رخدادِ دینی و میهن ستیز، کشتارِ سپهبدان و سرلشکرانِ میهن پرست را به دنبالِ خود آورد. این رخدادِ میهن ستیز و فرهنگ گریز ارتشِ میهنی را بی سرکرده و بی سامان ساخت و این برای صدام بهترین پیشکش بود. ارتشِ شاهنشاهی که یکی از ارتش های قدرتمند جهان بود، و سرانِ آن بر این باور بودند که در ۲۴ ساعت می توانند تا بغداد پیشروی کنند، اکنون نزدیک به فروپاشی بود. صدام که به رایگان چنین شرایطی را در برابرِ خود دید، فرمانِ یورش و تاخت و تاز به ایرانِ زخمی را داد. میهن ستیزانی که بر اورنگِ فرمان نشسته بودند نه برای پاسداری از ایران که به وارون برای پاسداری از خود و برای پاسداری از شورشِ اسلامی خود، سپاهی بنیاد نهادند و آن را سپاه پاسدارانِ انقلاب اسلامی نامیدند. این سپاه از همان آغاز سپاهی میهن ستیز و ایران زدا بود و تا امروز بر باورِ خود استوار ایستاده است. بر اورنگِ فرمان نشینان هر روز از نیرو و توانِ آنچه از ارتش مانده بود کاستند و بر نیروی سپاهِ اسلامیِ چیره بر ایران افزودند. در ۴۷ سالی که سخت و خونبار گذشت این سپاه جز زخم ها و رنج های مرگبار برای ایرانیان ارمغانی نداشته است. ۴۷ سال زندگی و مرگِ ایرانیان و سرنوشتِ ایران را با «خیر» و «شر» قرآن و فقه شان سنجیده و داوری کرده اند. سپاه پاسدارانِ انقلاب اسلامی سپاهی از چگینی های بروز شدهٔ دربارِ صفویان است که ایرانیان را در برابرِ دیدگانِ فقهای به روز شدهٔ شیعه می درند. برای سپاهی که پاسدارِ انقلاب اسلامی ست هیچ فرقی میانِ ایرانی و بیگانه نیست. هر آنکس که از انقلاب اسلامی پدافند کند دوست سپاه است و هر آنکس که با انقلاب اسلامی در افتد دشمن است چه ایرانی و چه بیگانه. این سپاهِ ایران ستیز همواره یارانِ خود را در سرزمین هایی و از سرزمین هایی جسته اند که با فرهنگ ایرانی و با تاریخ ایران بیگانه اند و تنها با اسلامِ آنان همباورند. این سپاه هر آن آمادهٔ قربانی کردنِ سرزمین ایران برای اسلام و انقلابِ شومِ اسلامی می باشد.ارتشِ شاهنشاهیِ ایران برای پدافند از ایران و به جانفشانی برای ایرانیان سوگند یادکرده بود. انقلابِ ایران ستیزِ اسلامی با بینش و منش و روشِ آن ارتش دشمنی داشت. پس می بایست ارتش از باورها و از بینش و منش و روشِ خود تهی می شد. ۴۷ سال کوشیدند تا از ارتش، حاشیه ای بی خطر برای سپاهِ اسلامیِ انقلاب بسازند که تا اندازه ای کامیاب گشته اند. ولی چون فلسفهٔ وجودیِ ارتش با میهن و ایران و پاسداری از سرزمین و مرزهایش گره خورده، می توان گفت هنوز هم از بنیاد با سپاهِ ایران ستیز ناهمساز است و ناهمگون. این سپاهِ پاسدارِ انقلاب برای ایران، دوستان و دشمنانِ دروغینی تعریف کرده است و همهٔ ایرانیان می دانند که برآیندِ این تعریف های دروغین تنها کشتارها، دسیسه ها، دست اندازی به دیگر کشورها و جنگ ها بوده است.اکنون که دربارهٔ این سپاهِ ایرانی کُش می نویسم کشورمان درگیرِ جنگی ویرانگر است. جنگی که بر بنیادِ ستیزِ دینی به خود ریخت بخشیده است. جنگی ست که بر همان آرمان های انقلابِ پلیدِ اسلامی ایستاده است. جنگی ست که به هیچ رو نه از ایران پدافند می کند و نه از ایرانی. جنگِ سپاه، جنگ برای ایران و برای پاسداری از ایران نیست و ایرانیِ میهن پرست نمی تواند در کنار سپاه و برای پاسداری از انقلاب بایستد و بجنگد. سپاهِ پاسدار انقلابِ باید کنار رود و راهبریِ جنگ را به ارتشِ میهنی بسپارد.ایرانیان در جنگی گرفتار گشته اند که نمی توانند دست روی دست بگذارند و تنها به تماشای ویرانی ها و کشتارها بنشینند. ایرانیان برای برون رفتِ از جنگی که می تواند کشور را به سوی فروپاشی بکشانَد باید بیرون آیند و به سوی پایگاه های ارتش بروند و از سران این نیرو بخواهند تا سوگندهای میهنی را به یادآورند و برای نجات کشور آستین ها را بالا زنند. باید از ارتش بخواهند تا ایرانیانِ میهن پرست را برای پدافند از میهن مسلح سازند. باید از ارتش بخواهند تا راهبریِ جنگ را خود بر عهده گیرند.باید برای نجاتِ کشور از ارتش بخواهند تا ایرانیان را در دسته ها و گروه های پُرشمار مسلح کنند و آنان را به پدافند از زیرساخت های کشور بگمارند. ایرانیان باید پُرشمار و میلیونی به سوی پادگان ها بروند و از سرانِ ارتش بخواهند در تلویزیون حضور یابند و به مردم دلگرمی بدهند و آنان را سازماندهی بکنند. میلیون ها ایرانی باید به خیابان ها بیایند و از سپاهیان بخواهند که راهبریِ جنگ و مذاکره با دشمن را به سرانِ ارتش بسپارند. ایرانیان باید در دسته های میلیونی بیرون آیند و بی آنکه دست به خشونت بزنند به سوی پادگان ها بروند و از سرانِ ارتش بخواهند تا تصمیم گیری دربارهٔ نیک و بدِ کشور را از فرقهٔ فقیهان بستانند.⤵️⤵️⤵️