جنگ- زخم-کودکِ بیدارمن زیر آوارِ پرسش ها هستم. پرسش هایی که خود از خود دارم. به خود می گویم نباید م…
انتشار: 2026/07/27 09:59 UTCدریافت: 2026/08/14 03:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 03:15 UTC
جنگ- زخم-کودکِ بیدارمن زیر آوارِ پرسش ها هستم. پرسش هایی که خود از خود دارم. به خود می گویم نباید مانندِ پنداربافان به این جنگ بنگرم و نباید این جنگ را آسان گیرانه گزارش(تفسیر) کنم. از خود می پرسم این جنگ که هر دو سویِ آن برای هرگونه کامیابی می اندیشند به جز کامیابیِ میهن پرستان، آیا ناخودآگاه راهی نیز برای ایران و ایرانی نگشوده است؟ می پرسم آیا این جنگ ما ایرانیان را گونه ای دیگرسان بیدار نساخته است؟ جنگ، درونِ یکایک ما ایرانیان را در هم کوبید، نیک و بد را در هم آمیخت، بد را جای نیک و نیک را جای بد نشاند، دوباره آن دو را درهم آمیخت و گیج مان کرد. و هنوز نمی دانیم چه بیندیشیم، چه بگوییم و چه بینجامیم. این گیجسری و دلهره بهتر از خوشباوری های پیش از جنگ است. جنگ، ما را بزرگ کرده است ولی هنوز در خود نیک ننگریسته ایم. هنوز از گیجی برون نیامده ایم ولی چیزی در درون مان زبان به سخن گشوده است و آرام آرام و اندک اندک آن آوا و واژگانش را درمی یابیم. ما داریم از آنچه پیش از جنگ بودیم جدا می شویم ولی هنوز با آن «خود»ی که دارد به خود ریخت می دهد «خودی» نشده ایم. گاه به آن نزدیک می شویم و با او خودی می گردیم و گاه او را بیگانه می یابیم و در ما دلهره می نشانَد. جنگ، ما را و بودمان را آبستن نموده است. ما درد زایمان داریم و کودکی که می زاییم را میوهٔ تجاوز [جنگ] می شماریم. ولی به هر رو آنچه می زاییم فرزندِ ماست و بی گمان اگر نیک پرورده شود مِهری به پدر نخواهد داشت. آن کس که می اندیشد نمی تواند این جنگ را یکسر زیانمند خوانَد. جنگ تنها خانه ها را زیر و رو نکرد و اگر ژرفتر بیندیشیم درمی بابیم که یکایکِ ما را نیز زیر و رو کرده است. اکنون برماست که یا ویرانه ای بمانیم یا از خاکسترِ خود برخیزیم. این جاست که باید سخن نیچه را دریافت که گفت تنها آنانی می توانند از ژرفای خود ستارگانی رقصان بزایند که در خود آشوبی(کائوس ی) داشته باشند. و جنگ در ژرفای برخی از ما آشوبی به پا کرده است. این آشوب به خودی خود ستارهٔ رقصان نمی زاید و باید مهار شود و ریخت پذیرد تا سر برکِشَد. سخت است و دشوار و هنوز آواره در درون و زخمی و فتاده در خاکستریم. ولی می جنبیم. درد ما را می گوید که زنده ایم. دستانِ زخمی همدیگر را بگیریم و نه تنها از درد که از بیداری از خوابِ پیش از جنگ نیز بگوییم.بگوییم و بگوییم تا کودکِ بیدار از دلِ زخم سر برون آرَد.آیا درمی یابی مرا؟خسرو یزدانی۲۷ ژوئیه ۲۰۲۶