آن جا که از مولانا می خوانیم: از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست، آیاهرگز به این اند…
انتشار: 2026/07/21 07:56 UTCدریافت: 2026/08/14 03:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 03:15 UTC
آن جا که از مولانا می خوانیم: از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست، آیاهرگز به این اندیشیده ایم که بشاید آن دیو و دد خودِ ماایم و مولانا از دیوان و ددانی چون ماست که ملول است؟ هماره ما سخنِ پُر فغانِ مولانا را چنان می خوانیمکه گویی مولانا خودِ ماایم و دیوان و ددان، آن دیگرانند که ما را ملول می سازند. اکنون،برای یکبار هم که شده، بیاییم و در خود بنگریم. شاید آن دیوان و ددان ماایم و از آن چه هستیم بی خبریم! مولانا انسان را می جوید. انسانِ او، انسانی است پاکباخته و گره خورده با خدا. انسانی است که از خود گذر کرده و نگاه اش به آن سوی آدمی دوخته است: آن جا نِیِستان است. اگر آن نِیِ فغانْ سرداده نیستیم که به سر، تنها سودای نِیِستان دارد، بدانیم! ما نیز از همان دستهٔ دیوان و ددان ایم که مولانا را ملول ساخته است.او انسانِ آرزوهایش را می جوید.آری! بشاید بسیار دور از شهر و دیار، بسیار دور از ما، پرسه زنان، می گردد و می گردد و می جوید.خسرو یزدانی