ترور شخصیت؛ گلولهای که شلیک نمیشود، اما قربانی میگیرد✍علی اکبر ملکی قسمت اول:به گزارش بصیرت خوشا…
انتشار: 2026/08/11 06:57 UTCدریافت: 2026/08/12 12:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 12:27 UTC
ترور شخصیت؛ گلولهای که شلیک نمیشود، اما قربانی میگیرد✍علی اکبر ملکی قسمت اول:به گزارش بصیرت خوشاب ، برای حذف فیزیکی یک انسان، شاید خیلیها شهامت و جرأت نداشته باشند؛ برای ایستادن و رویارویی مستقیم نیز جرات و شهامت ندارند.اما کافی است لبخند بزنند، دست بدهند و در ظاهر رفاقت کنند؛ بعد، درست از همان جایی ضربه بزنند که انتظارش را نداری.این، یکی از تلخترین واقعیتهایی است که در بیش از نیم قرن زندگی در این کره خاکی آموختهام؛ تجربهای که نه در کتاب نوشته شده و نه در دانشگاه تدریس میشود.#ترور همیشه با گلوله اتفاق نمیافتد. گاهی با یک شایعه آغاز میشود، با یک پرونده ادامه پیدا میکند، با حذف از یک جلسه و یک فرصت شغلی تشدید میشود و با تخریب آبرو و اعتبار یک انسان به پایان میرسد. و در میان مشاغل، شاید خبرنگاری بیش از بسیاری از حرفهها در معرض چنین آسیبهایی باشد.خبرنگاری؛ شغلی است که با روح و روان آدم بازی میکند خبرنگاری سخت است؛ نه از آن جهت که مانند بیل زدن و کلنگزدن، دستها را خسته کند. سختی خبرنگاری در جای دیگری است؛ در دیدن درد مردم و ناتوانی از فراموش کردن آن.هنوز پس از حدود دو دهه، صحنه تصادف جاده سلطانآباد و مصدومانی که بر زمین مانده بودند از ذهنم پاک نشده است. آن روز برایشان گریه میکردم و کاری از دستم ساخته نبود.هنوز صحنه غرق شدن چهار نوجوان در استخر کشاورزی و چهره و اشک مادرانشان را فراموش نکردهام. مگر میشود پدر باشی و درد پدری را که فرزندش را از دست داده، نفهمی؟خبرنگاری گاهی شبیه حضور در میدان جنگ است؛ نه میتوانی بیتفاوت باشی، نه میتوانی خودت را پنهان کنی و نه همیشه میتوانی از پیامدهای قلمت فرار کنی.از هر طرف که وارد شوی، ممکن است از سوی دیگر زمین بخوری. سالها گذشته، اما هنوز گزارشهایی را که درباره مشکلات کشاورزان سلطانآباد یا رانندگان خوشاب نوشتم، به یاد دارم؛ گزارشهایی که برایشان هزینه داشت و باعث شد مورد خشم و غضب برخی مسئولان قرار بگیرم.مشکل از جایی آغاز میشود که نقد، به دشمنی تعبیر شود. برخی مسئولان تا زمانی که از آنان تعریف میکنی، لبخند میزنند و خبرنگار را «همکار» و «دوست» مینامند؛ اما کافی است عملکردشان را نقد کنی. همان خبرنگار، ناگهان تبدیل میشود به دشمن! و از آنجا به بعد، اگر راهی برای پاسخ به نقد وجود نداشته باشد، گاهی تلاش برای حذف منتقد آغاز میشود.«از امروز دیگر همکاری وجود نخواهد داشت!» هیچگاه سخنان یکی از مسئولان شهرستان خوشاب را فراموش نمیکنم.گفت: «وقتی میخواستم به این شهرستان بیایم، شماره تلفن شما را برای همکاری با من دادند؛ اما از روزی که از من انتقاد کردی، تمام فرصتها را سوزاندی و از امروز به بعد دیگر همکاری وجود نخواهد داشت.»این جمله شاید برای بسیاری یک جمله ساده باشد، اما برای یک خبرنگار معنای دیگری دارد. یعنی چه؟یعنی اگر نقد کنی، ممکن است هزینه بدهی.یعنی اگر قلمت را به تعریف و تمجید نفروشی، ممکن است بعضی درها به رویت بسته شود.و درست همینجاست که خبرنگار باید انتخاب کند: یا قلم را معامله کند، یا هزینه آزاد بودنش را بپردازد.#بصیرتخوشاب @khoshab1