کالابرگ سهمیلیونی و سفرهای که هر روز کوچکتر میشود؛ آقایان! تورم را هم با کالابرگ میفروشید؟ قسم…
انتشار: 2026/08/16 18:05 UTCدریافت: 2026/08/16 20:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 20:10 UTC
کالابرگ سهمیلیونی و سفرهای که هر روز کوچکتر میشود؛ آقایان! تورم را هم با کالابرگ میفروشید؟ قسمت اول ظاهراً اقتصاد کشور وارد مرحلهای شده که برای فهمیدن وضعیت معیشت مردم، دیگر نیازی به شاخص تورم، گزارش مرکز آمار و نمودارهای پیچیده اقتصادی نیست؛ کافی…قسمت دوم مردم اصولاً با بورس دشمنی ندارند؛ اما وقتی قیمت کالایی چند صد درصد بالا میرود، دیگر برایشان مهم نیست این گرانی از کدام تالار بورس، سامانه، بخشنامه یا فرمول اقتصادی عبور کرده است.آنها فقط یک چیز میبینند:قیمت بالاتر رفته و درآمدشان نه.و اقتصاد خانوار دقیقاً همینجا تصمیم میگیرد که ماه را چگونه به آخر برساند.۳۰۰ درصد گرانی؛ اما هنوز «قابل مدیریت»؟وقتی گفته میشود قیمت برخی کالاها ۳۰۰ تا ۴۰۰ درصد افزایش یافته، دیگر با یک گرانی معمولی طرف نیستیم.این یعنی کالا از یک قیمت شروع کرده، دوری در اقتصاد زده و وقتی برگشته، خودش هم از قیمت خودش تعجب کرده است!اما بخش مهمتر سخن اینجاست که گفته میشود دولت میتوانست و حتی اکنون هم میتواند بخشی از این گرانیها را با مدیریت بهتر کنترل کند.اگر چنین است، سؤال بعدی بسیار ساده است:پس چرا نکرده؟مردم سالهاست یک عبارت تکراری میشنوند: «با مدیریت صحیح میتوان مشکلات را حل کرد.»مشکل اینجاست که مردم دیگر دنبال «میتوان» نیستند؛ دنبال «شد» هستند.نمیخواهند بدانند چه ظرفیتهایی داریم؛ میخواهند ببینند این ظرفیتها چه زمانی به قدرت خرید تبدیل میشود.۶۰۰ میلیون همسایه؛ اما یک سفره کمرمقاشاره به جمعیت حدود ۶۰۰ میلیون نفری کشورهای پیرامونی ایران و ظرفیتهای تجاری منطقهای، نکته مهمی است.ایران از نظر جغرافیا واقعاً در موقعیتی کمنظیر قرار دارد. بازارهای منطقه، مرزهای متعدد، منابع انرژی، نیروی انسانی، موقعیت ترانزیتی و ظرفیتهای اقتصادی، همه وجود دارند.اما اقتصاد هم مثل فوتبال است؛ داشتن زمین خوب و بازیکن خوب بهتنهایی گل نمیزند.مدیریت میخواهد.برنامه میخواهد.تصمیم درست میخواهد.و از همه مهمتر، ثبات میخواهد.اگر قرار است ظرفیت منطقهای کشور فعال شود، باید نتیجه آن فقط در سخنرانیها و گزارشهای رسمی دیده نشود؛ باید در قیمت کالا، اشتغال، درآمد و قدرت خرید مردم هم خودش را نشان دهد.تحریم را خنثی کنیم؛ اما تورم را هم خنثی کنیم!تأکید بر خنثیسازی تحریمها بهعنوان یک اصل راهبردی قابل توجه است.اما در کنار تحریم خارجی، یک سؤال داخلی هم وجود دارد:برای خنثیسازی تورم چه برنامهای داریم؟اگر قرار است کشور در برابر فشار خارجی مقاومت کند، باید مراقب بود فشار اقتصادی روی مردم به نقطهای نرسد که خودِ زندگی روزمره تبدیل به میدان نبرد شود.مردم برای عبور از بحران به شعار کمتر و قدرت خرید بیشتر نیاز دارند.به برنامهای که اجرا شود، نه فقط برنامهای که اعلام شود.به مدیریتی که نتیجهاش دیده شود، نه مدیریتی که فقط درباره ظرفیتهای بالقوه سخن بگوید.مردم دیگر وعده «ظرفیت» نمیخورندواقعیت این است که ایران ظرفیت دارد؛ این را کسی انکار نمیکند.اما ظرفیت تا زمانی که تبدیل به تولید، درآمد، اشتغال، ثبات قیمت و رفاه نشود، برای خانوادهای که جلوی صندوق فروشگاه ایستاده، یک واژه محترمانه و بیمصرف است.خانواده ایرانی امروز یک سؤال بسیار ساده دارد:«با این درآمد، چطور زندگی کنیم؟»پاسخ این سؤال نه در آمار فروش نفت است، نه در تعداد کریدورها، نه در نمودارهای بودجه و نه در وعدههای آینده.پاسخ زمانی روشن میشود که حقوق مردم از تورم عقب نماند، قیمت کالاها قابل پیشبینی شود، تولیدکننده بتواند تولید کند و مصرفکننده بتواند خرید کند.وگرنه کالابرگ سهمیلیونی هم ممکن است به سرنوشت همان نسخهای دچار شود که برای بیماری نوشته شده، اما تا بیمار به داروخانه میرسد، قیمت دارو نسخه را هم از اعتبار انداخته است!حرف آخردولت اگر واقعاً میخواهد از طبقات ضعیف و متوسط حمایت کند، باید از مرحله «توصیف بحران» عبور کند و به مرحله «حل بحران» برسد.مردم مدتهاست میدانند تورم چیست.میدانند گرانی چیست.میدانند تحریم چیست.میدانند کشور ظرفیت دارد.حتی میدانند قرار است «به فضل الهی» از مشکلات عبور کنیم.آنچه نمیدانند این است که چه زمانی قرار است این فضل الهی با یک برنامه اقتصادی دقیق، مدیریت کارآمد و تصمیمهای قابل لمس، به سفرهشان برسد؟چون مردم دیگر از اقتصاد «ظرفیت» نمیخواهند؛ نتیجه میخواهند.و اگر قرار است سه میلیون تومان کمک معیشتی بدهیم، اول باید ببینیم با سه میلیون تومان، در بازار امروز دقیقاً چه چیزی میشود خرید؛ مبادا فردا مسئولان بگویند «حمایت انجام شد» و مردم بگویند:«بله؛ فقط سفرهمان دیگر در این حمایت جا نمیشود!»#بصیرتخوشاب @khoshab1