.و کسانی بودندکه روی از نفس افتادنمان شرط بسته بودندتا آن را که سرانجام به خط پایان میرسدو ناچار…
انتشار: 2026/08/10 14:33 UTCدریافت: 2026/08/10 16:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 16:55 UTC
.و کسانی بودندکه روی از نفس افتادنمان شرط بسته بودندتا آن را که سرانجام به خط پایان میرسدو ناچار میشود بوی تازۀ علف را با تنهایی دردناکش قسمت کند،تماشا کنندو یکروز دیدم «روز اسبریزی» را با صدای بلند گریه میکنمبرای دوستانم که از گِیت فرودگاه رد شدهاندبرای دوستانم که تبدیل شدهاند به شمارهای پرسنلیدر ادارهای کوچکبرای دوستانم که به آشپزخانه و بستر بله گفتهاندبرای دوستانم که خودکشی کردهاندچندنفر بودیم؟چندنفر بودیم آخرینباری که برای آن اسب گریه کردیم؟و کدامممان دلش را و سیگارش رابا «من بدون گاری نمیتوانم راه بروم» آتش زد؟رفتهاید لعنتیهارفتهاید...و برای قسمت کردنِ بوی تازۀ چایچقدر تنها ماندهام!و برای خواندن یک داستان کوتاهدر شبهای بلند زمستان.#لیلا_کردبچه@Khorshid_Nevesht
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- پرسه در حوالی خورشید · تطابق دقیق — ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، ۱۶:۵۵
- انجمن ادبیات داستانی دریچه · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۵۰
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند

