بسم رب حضرت مولا علیتا نَفَس دارم بگویم یا علییا علی گفتن نه کار هر کس استآتش سینا نه کار هر خَس اس…
انتشار: 2026/08/05 18:58 UTCدریافت: 2026/08/08 23:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 23:57 UTC
بسم رب حضرت مولا علیتا نَفَس دارم بگویم یا علییا علی گفتن نه کار هر کس استآتش سینا نه کار هر خَس استیا علی سر اللهِ اعظم بودیا علی ذکر لب خاتم بودحیدر صفدر امیر ماسواستشیر حق مولا علی مرتضاستما کجا و قدر شاه لافتیما کجا و درک ذات مرتضیوصف حیدر کار دادار است و بسآگه از قدرش نباشد هیچ کساِنَّما و راکِعون و هَل اَتیآیه آیه در مدیح مرتضیصاحب ام الکتاب آن شاه دینقدرتُ اللهِ المَتین ، حقُ الیقینگفت پیغمبر که جانم آن ولیستهم علی با حق و هم حق با علیستدر شب معراج و مهمانی حقدرگه اجلال و سلطانی حقدر حریم قابِ قوسَینِ خدابارگاه سِرُّ قدس کبریالا مکانی کو نباشد هیچ کسغیر سِرِّ کبریا صاحب نَفَسمیزبان رحمان و مهمان مصطفیدر ضیافتخانه عرش خدادست حق آمد به دوش مصطفیقلب احمد گشت مست کبریاحالتی آمد که قبل از آن نبودلذتی کو تا به آن دوران نبودبا صدای دلکش شاه ولاکرد صحبت با نبی ذات خدامصطفی دید آنچه را نا گفتنیسترفت تا جایی که نا پیمودنیستجبرئیل و جمله سکان سماره ندارند بدان قرب خداچونکه طی شد روز ها زان ماجراسرِّ حق بار دگر شد برملابار دیگر حال احمد شد چنینحالتی فوق از بیان و بی قرینروز فتح مکه ختم المرسلینگفت با جانش امیرالمؤمنینیا علی جان پای بر دوشم گذاردر درون کعبه شو ای تکسوارخانه ی رحمان ز بتهای لعینپاک بنما یا امیرالمؤمنینکعبه باشد زادگاه مرتضیسینه چاک عشق شاه لافتیبا ادب ، حیدر شهنشاه ولاآمدش بر دوش ختم الانبیاطبق فرمان نبی آن محترمبیت حق را پاک بنمود از صنمبار دیگر سِرِّ حق را کعبه دیدگفتگوی احمد و حیدر شنیدحالتی شد قلب احمد بی نظیرخورده بر دوشش قدمهای امیریک برودت حالتی مخصوص و نابگشته پیدا از قدوم باترابگفت احمد سِرِّ خود با آن ولی یابنَ عَمّی یا علیاً یا علیپای تو بر شانه ام یا مرتضیمست مستم کرد ، چون دست خدادست حق و پای تو یا بَالحَسنهر دو یک مستی دهد در قلب مناز ازل قبل از ازل ما با همیمهر دو از یک نور و یک لَحم و دَمیمکیست حیدر مقتدای انبیانَفس احمد نور ذات کبریاای عزیز حَیِّ غالب یا علیمظهر کُلِّ عجائب یا علیای نگاهت امرِ بینِ کاف و نوندر یَدَت لوح و قلم ، ما یَسطُرُوندر چهل منزل به یک شب جلوه گرلا مکانی ای امیر نامورسِرّ مخزون ، حاکم یوم الجزالا فتی الا علیِ مرتضیعین و لام و یا بُوَد راز نهانحقّ مطلق ، شاه شاهان جهانعین آن چشم حق و لامش ولایا ، یَمِ قدرت یم عشق خدایا علی شاهنشه ارض و سمایار و جان و جانشین مصطفییا علی یا ایلیا یا بالحسنجان من ای عشق من جانان منقدرت حق یا علی یا باترابحیدر زهرا مدد عالیجنابای دلارا ای نگار نازنینحضرت مولا امیرالمومنین ای که بردی عقل و دل از ما همهشاه مردان ، غمگسار فاطمهحقِ زهرا یا علی جان ، نور عینحقِ مولایم حسن شاهم حسیناز برای مهدیِ خود کن دعاحَلِّ مشکل کن علی مرتضیمهدی تو یا علی بی یاور استدر دل صحرا عزیزت مضطر استگشته تنها آن غریب منتَظَرخود دعا کن تا بیاید از سفریا علی جان مهدیت دلخسته استقلب دریایی او بشکسته استمهدیت گشته ز ماتم دل غمینمهدیت شاها شده خیمه نشینتا به کی درد یتیمی یا علیتا به کی دوری از این زیبا ولیشام غیبت را سحر کن ای امیرقلب ما از غم رها کن یا مجیرای ید اللهِ دلاور یا علیحکم مهدی را نما امضا علی