✅ در ستایش مقاومت🖊️ ژینا سردشتیآیا مبارزه کردن برای نیل به اهداف و آمال یک جامعهٔ مطلوب و خواستنی،…
انتشار: 2026/07/19 13:45 UTC
✅ در ستایش مقاومت🖊️ ژینا سردشتیآیا مبارزه کردن برای نیل به اهداف و آمال یک جامعهٔ مطلوب و خواستنی، و رهایی از فشارها و تنگناهای یک جامعهٔ بسته و مملو از خفقان، تنها تلاشی برای رهایی از رنجِ زیستنی خفتبار است؟ یا کوششی برای دستیابی به لذتی که در آن احساس شور، سرزندگی و شکوفایی مجال ظهور پیدا میکند؟شاید پاسخها متفاوت و گاه متعارض باشند، اما به نظر میرسد اگر هیچ کمبود و نقصانی در زندگی وجود نداشت، اگر صاحبان قدرت از قدرت خود سوءاستفاده نمیکردند، اگر ثروتمندان با رعایت حق دیگری به ثروت دست مییافتند، اگر قوانین و ساختارها بر پایهٔ عدالت بنا میشدند، اگر نه قومی تحقیر میشد، نه زبانی ممنوع، نه دینی مطرود، و اگر هیچ انسانی به سبب هویت، عقیده یا شیوهٔ زیستن خود به حاشیه رانده نمیشد، و اگر همهچیز بر مدار آرمانهای خود پیش میرفت، آنگاه لحظات و تپشهای زیستن با نوعی ملال خاموش و فرساینده روبهرو میشدند.شاید در چنین وضعیتی، آن چینوچروکهایی که لازمهٔ عبور و جهش انساناند و به زندگی طعم فرح، نشاط و معنا میبخشند، دیگر وجود نداشتند. و آنگاه همهچیز، با وجود کمال ظاهریاش، در معرض تهی شدن از معنا قرار میگرفت.پس شاید ما، بنا بر خصال انسانی خود، به گونهای از دشواریها و ناملایمات درونی و بیرونی نیازمندیم، نه از آن رو که رنج فینفسه ارزشمند است، بلکه از آن رو که از خلال آنها ایستادگی و مبارزه را میآموزیم و سرافرازی و شوقِ پس از مقاومت را لمس میکنیم،حسی که میتواند رضایتی خودجوش و عمیق به ارمغان آورد.در عرصهٔ اجتماعی و سیاسی نیز بسیاری از ارزشهایی که امروز بدیهی میپنداریم، نه از دل آسایش، بلکه از دل مقاومت زاده شدهاند. آزادی بیان، حق مشارکت، بهرسمیتشناختهشدن تفاوتها و محدود شدن قدرت، همگی محصول انسانهایی هستند که در برابر وضع موجود ایستادند و هزینهٔ این ایستادگی را پذیرفتند.ما در برابر کجیها میایستیم، نه فقط به این دلیل که خواهان رفع آنها هستیم، بلکه زیرا به تجربهٔ زیستهٔ مبارزه نیز نیازمندیم، به آن لحظهای که انسان در برابر آنچه هست قد علم میکند و امکان آنچه میتواند باشد را میآفریند. از این منظر، ارزش مبارزه تنها در نتایج مطلوب و مثبت آن خلاصه نمیشود، بلکه در خودِ عملِ مقاومت نیز نهفته است ،در همان لحظهای که فرد یا جامعه از پذیرش انفعال سر باز میزند و ارادهٔ خود را بر ترس و سکوت ترجیح میدهد.شاید عظمت زندگی را بتوان در سهگانهٔ فقدان، رنج و لذت فهم کرد، برداشتی که بیشباهت به نگاه نیچه نیست. با این پیشفرض که انسان باید باغبان خوبی برای رنجهای خویش باشد،بتواند آنها را پرورش دهد، دگرگون کند و سرانجام دستاوردشان را به شادکامی، معنا و نیرویی برای زیستن تبدیل سازد. شاید در نهایت، جامعهای آزاد نیز نه جامعهای عاری از هر تعارض، بلکه جامعهای باشد که در آن انسانها بتوانند رنجهای خود را به آفرینش، اعتراض را به مسئولیت، و مبارزه را به شکلی والاتر از زیستن بدل کنند.رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸t.me/kchaleshFI