✅️چرا « حسنک وزیر » به دار آویخته شد؟! 📝تحقیقی پیرامون شخصیت و دلایل اعدام حسنک وزیر 🖊محمد علی بختی…
انتشار: 2026/08/13 19:27 UTCدریافت: 2026/08/16 20:41 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 20:41 UTC
✅️چرا « حسنک وزیر » به دار آویخته شد؟! 📝تحقیقی پیرامون شخصیت و دلایل اعدام حسنک وزیر 🖊محمد علی بختیاری #تاریخ_بیهقی #ابوالفضل_ببهقی #حسنک_وزیر @kaveh_farhadi✅️چرا « حسنک وزیر » به دار آویخته شد📝تحقیقی پیرامون شخصیت و دلایل اعدام حسنک وزیر🖊محمد علی بختیاری ✅️حسنک وزیر ( آخرین وزیر سلطان محمود غزنوی ) برخلاف آنچه مشهور است چهره مثبتی در تاریخ بیهقی نیست.✅️تاریخ بیهقی کتاب بسیار ارجمند و گرانسنگی است که به قلم مردی بزرگ و خردمند و پاکیزه سرشت چون ابوالفضل بیهقی نوشته شده است. کتابی که به گفته شادروان ملک الشعرای بهار « تالی شاهنامه » است . داستان بردار شدن حسنک وزیر که در مجلد ششم این کتاب آمده است یکی از قطعات ناب ادبیات فارسی است که به دلیل فصاحت و بلاغت فوق العاده آن ، دهها سال است که در کتب درسی گنجانده شده و جزو دروس دانش آموزان رشته ها ی مختلف بوده و می باشد .✅️ابوالفضل بیهقی ( وفات 470 ق ) به مقتضای علو طبع و طینت پاک خود این رویداد تاریخی را به شیوایی تمام و البته با بی طرفی کامل نقل کرده است و روش زشت و غیر انسانی عمال و ماموران سلطان مسعود را در طرز بازداشت ، محاکمه ، مصادره اموال و اعدام حسنک وزیر آشکار می کند ؛ به ویژه که اعدام حسنک موافق با روحیه «سادیستی» و اغراض شخصی بوسهل زوزنی وزیر سلطان مسعود بوده است و این امر شائبه مظلومیت حسنک را در اذهان تقویت می نماید . این موارد و به ویژه معجزه قلم بیهقی باعث ایجاد و شیوع این اندیشه گردیده است که حسنک انسانی بزرگ و ارجمند و وزیری فرزانه و فاضل بوده است ، در حالی که با بررسی دقیق مستندات تاریخی ارائه شده در تاریخ بیهقی در می یابیم که چنین نیست.✅️در کتاب مشهور و پر تیراژ «جامعه شناسی نخبه کشی » که درباره سه تن از بزرگان و مصلحان تاریخ ایران یعنی قائم مقام فراهانی و امیر کبیر و دکتر مصدق است نویسنده کتاب ، حسنک را تلویحا با شادروان امیر کبیر مقایسه می کند و در باب سخن امیر که به دژخیمش می گوید: « الحکم لله ، به قضای آسمانی و حکم پادشاهی حاضرم » می نویسد ( صفحه 165) : « مقایسه کنید با سخن حسنک وزیر ، وزیر فرزانه و فاضل که به دست سلطان مسعود کشته شد که در روز محاکمه اش گفت : «عاقبت کار آدمی مرگ است ... » . در ابتدای کتاب نیز به عنوان دیباچه ، داستان محاکمه و بر دار شدن حسنک وزیر از تاریخ بیهقی نقل شده است . با این حال ، همانطور که گفته شد ، با بررسی همه اطلاعاتی که مجلدات تاریخ بیهقی درباره این شخصیت تاریخی به ما می دهد و حتی قضاوت خود ابوالفضل بیهقی ، پی می بریم که اولا حسنک ، خود انسانی بد کار و ستمگر و مردم آزار بوده است و ثانیا بر دار شدنش نیز ناشی از برخی رفتارهای نادرست و ناسنجیده و گفتار های زشت و توهین آمیز بوده است تا آنجا که سلطان مسعود و یارانش را بر سر خشم می آورد و آنها او را به بهانه « قرمطی گری » به دار می آویزند .✅️نام حسنک از صفحه 32 ( دوره سه جلدی ، به کوشش دکتر خطیب رهبر ) وارد تاریخ بیهقی می شود. در این صفحه آمده است که پس از در گذشت سلطان محمود ( 421 ق ) و تقریبا همزمان با آن رسیدن موکب سلطان تازه ( سلطان مسعود ) به شهر نیشابور اولین درخواستی را که نماینده مردم از سلطان مسعود می کند برطرف کردن «ظلم و ستم های بزرگی » است که حسنک وزیر ( که خود اهل نیشابور بوده است ) بر یکی از خاندان های بزرگ نیشابوری روا می داشته و املاک آنها را غصب کرده بوده است ، به گونه ای که « بسیار خلق از ایشان (از این خاندان ) از پرده بیفتاده اند و مضطرب ( فقیر و تنگدست ) گشته اند » .✅️رفتار حسنک که مدتی وزارت سلطان محمود را داشته و یارانش با مردم چنین بوده است : « جمله کشاورزان و بزرگان توانگر را و هر که را باز می خواندند ( اسم و رسم و شهرتی داشت ) بگرفتند و مالی عظیم از ایشان بستدند و عزیزان قوم ذلیل گشتند » ( صفحه 33) . حسنک خود در جلسه فرمایشی فروش و واگذاری املاکش به سلطان مسعود ( پس از دستگیری ) در پاسخ به بوسهل زوزنی می گوید : « خاندان من و آنچه مرا بوده است از آلت و حشمت و نعمت ، جهانیان دانند. جهان خوردم و کارها راندم ... » ( صفحه 232) . حسنک اولین کسی است که در تاریخ ایران خود به « جهانخواری » اعتراف می کند! بهترین دلیل برای اثبات ظلم و ستم های این وزیر سلطان محمود بر مردم ایران اظهار نظر صریح نویسنده تاریخ بیهقی است ، آنجا که می گوید : « و اگر زمین و آب مسلمانان به غصب بستد نه زمین ماند و نه آب و چندان غلام و ضیاع ( آب و ملک ) و اسباب و زر و سیم و نعمت هیچ سود نداشت . » ( صفحه 235) و می دانیم که در فلات ایران ، به ویژه در مناطق خشکی مانند خراسان آب حکم «خون» مردمان به ویژه کشاورزان و دهقانان را داشته است و حسنک با تکیه بر قدرت حکومت ترکان غزنوی، دار و ندار روستائیان و دهقانان ایرانی را برای خود و کسان خود به تاراج می برده است.