✅️داستان به دار کشیدن حسنک وزیر🥀 📝"بیشتر مردم عامه آنند که باطل ممتنع (محال) را دوست تر دارند.چون ا…
انتشار: 2026/08/13 19:09 UTCدریافت: 2026/08/16 20:41 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 20:41 UTC
✅️داستان به دار کشیدن حسنک وزیر🥀 📝"بیشتر مردم عامه آنند که باطل ممتنع (محال) را دوست تر دارند.چون اخبار دیو و پری و غول بیابان و کوه و دریا که احمقی هنگامه سازد.... و آن کسان که سخن راست خواهند تا باور ایشان را از دانایان شمرند و سخت اندک است عدد ایشان..."…🔰خبرگزاری کتاب ایران- سیامک صدیقی: ✅️ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی مورخ و نویسنده معروف ایرانی در دربار غزنوی است. شهرت او بیشتر بهخاطر نگارش کتاب معروف به تاریخ بیهقی است که مهمترین منبع تاریخی در مورد دوران غزنوی است. ✅️مذهب رسمی دربار غزنوی، سنی شافعی بوده. با این حال ایرانیان همواره علاقهمند ائمه بودهاند و این مسئله را می توان هم در شعر شاعران و هم در احترامی مشاهده کرد که در لابه لای متن نوشته های نویسندگان بزرگ آن دوران به وضوح آشکار است.✅️نمونه ای از این گونه تقدیس ها را می توان در تاریخ بیهقی دید. از آن جمله دو سه اشاره است به امام رضا(ع) و دیگر امامان که بسیار خواندنی است.✅️بیهقی در بخشی با عنوان «حکایت فضل سهل ذوالیمینین» می نویسد: و از حدیث حدیث شکافد؛ در ذوالریاستین که فضل سهل را گفتند و ذوالیمینین که طار را گفتند و ذوالقلمین که صاحب دیوان رسالت مامون بود، قصهای دراز بگویم تا اگر کسی نداند، او را معلوم شود.✅️وی این گونه ادامه می دهد: چون محمد زبیده کشته شد و خلافت به مامون رسید، دو سال و چیزی به مرو بماند، و آن قصه دراز است. فضل سهل وزیر خواست که خلافت از عباسیان بگرداند و به علویان آرد. مامورن را گفت: نذر کرده بودی به مشهد من(در حضور من) و سوگندان خورده که اگر ایزد، تعالی شغل برادرت کفایت کند، و خلیفت گردی، ولیعهد از علویان ننی و هر چند بر ایشان نماند، تو باری از گردن خود بیرون کرده باشی و از نذر و سوگند بیرون آمده.✅️مامون گفت: سخت صواب آمد، کدام کس را ولیعد کنیم؟ گفت: عل بن موسی الرضا که امام روزگار است و به مدینه رسول، علیه السلام می باشد. گفت: پوشیده کس باید فرستاد نزدیک طاهر و بدو بباید نبشت که ما چنین و چنین خواهیم کرد، تا او کس فرستد و علی را از مدینه بیارد و در نهان او را بیعت کند و بر سبیل خوبی به مرو فرستد تا اینجا کار بیعت و ولایت عهد آشکارا کرده شود. فضل گفت: امیرالمومنین را به خط خویش ملطفه ای باید نبشت. در ساعت دویت و کاغذ و قلم خواست و این ملطفه را بنبشت و به فضل داد. فضل به خانه آمد و خالی بنشست و آن چه نبشتنی بود، نبشت و کار راست کرد و معتمدی را با این فرمان ها نزدیک طاهر فرستاد.✅️و دراین بخش بیهقی از شادی طاهر به انتخاب امام سخن می گوید که ایرانیان همه دوستدار ائمه بودند: و طاهر بدین حدیث سخت شادمانه شد، که میلی داشت به علویان. آن کار را چنانکه بایست، بساخت و مردی معتمد را از بطانه خویش نامزد کرد تا با معتمد مامون بشد، و هر دو به مدینه رفتند و خلوتی کردند با رضا و نامه عرضه کردند و پیغامها دادند. رضا را سخت کراهیت آمد که دانست که آن کار پیش نرود، اما هم تن در داد که از حکم مامون چاره نداشت، و پوشیده و متنکر ببغداد آمد و وی را به جایی نیکو فرود آوردند.و در ادامه آمده است: پس یک هفته که بیاسوده بود در شب طاهر نزدیک وی آمد، سخت پوشیده و خدمت کرد نیکو و بسیار تواضع نمود و آن ملطفه به خط مامون بر وی عرضه کرد و گفت: نخست کسی منم که بفرمان امیرالمومنین ترا بیعت خواهم کرد و چون من این بیعت بکردم، با من صد هزار سوار و پیاده است، همگان بیعت کرده باشند. رضا روحه الله، دست راست را بیرون کرد تا بیعت کند، چنانکه رسم است، طاهر دست چپ پیش داشت. رضا گفت: این چیست؟ گفت راستم مشغول است به بیعت مامون و دست چپ فارغ است، از آن پیش داشتم. رضا آن چه او بکرد، او را بپسندید و بیعت کرد....✅️بیهقی در ادامه این امر را به عنوان دلیل شهرت طاهر به ذوالیمینین می خواند: رضا از طاهر بسیار شکر کرد و آن نکته دست چپ و بیعت باز گفت. مامون را سخت خوش آمد و پسندیده آمد، آن چه طاهر کرده بود. گفت: ای امام، آن نخستی دستی بود که به دست مبارک تو رسید. من آن چپ را راست نام کردم و طار را که ذوالیمینین خوانند سبب این است.✅️نویسنده کتاب تاریخ بیهقی در ادامه به تغییر آداب و رسوم پس از بیعت مردم با امام اشاره می کند: پس از آن آشکارا گردید کار رضا، و مامون او را ولیعهد کرد و علمهای سیاه برانداخت و سبز کرد و نام رضا بر درم و دینار و طراز جامه ها نبشتند و کار آشکارا شد و مامون رضا را گفت: تو را وزیری و دبیری باید که از کارهای تو اندیشه دارد. او گفت: فضل سهل بسنده باشد که او شغل کدخدائی مرا تیمار دارد و علی سعید صاحب دیوان رسالت خلیفه که از من نامه ها نویسد. مامون را این سخن خوش آمد و مثال داد این دو تن را تا این شغل کفایت کنند. فضل را ذو الریاستین از این گفتندی و علی سیعد را ذو القلمین.🥀ماجرای حسنک وزیر و یادی از حسین بن علی(ع)بیهقی در دیگر بخش های کتاب نیز به برش هایی از زندگی امام رضا اشاره می کند، اما یکی از نوشته ها(دیالوگ های) بسیار زنده و عمیق کتاب اشاره حسنک وزیر به امام حسین است، در جایی که حسنک به اعدام محکوم می شود.❗️ابوالفضل بیهقی در این بخش که شاهکار کتاب تاریخ اوست، می نویسد: