✍امثال و حکم حاکمی که قصر را نخواستوقتی عمر بن عبدالعزیز به خلافت رسید، در همان نخستین روزها وسایل…
انتشار: 2026/08/18 19:10 UTCدریافت: 2026/08/19 06:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 06:00 UTC
✍امثال و حکم حاکمی که قصر را نخواستوقتی عمر بن عبدالعزیز به خلافت رسید، در همان نخستین روزها وسایل و مرکبهای مخصوص خلفا را نزد او آوردند تا همچون خلفای پیشین از آنها استفاده کند.اما عمر گفت:«مرکب خودم برایم کافی است.»سپس وقتی به او پیشنهاد کردند در خانهای که مخصوص خلفا بود اقامت کند، نپذیرفت و گفت:«در آن خانه خانوادهٔ ابیایوب زندگی میکنند؛ خیمهٔ من برایم کافی است.»او به جای آنکه با رسیدن به قدرت، زندگی خود را مجللتر کند، تلاش کرد زندگی شخصیاش را سادهتر کند.در همان شب، پس از پایان کارهای روزانه، به کاتب خود دستور داد نامهای بنویسد و آن را برای والیان شهرها بفرستد؛ نامهای کوتاه اما قاطع که مسیر حکومت جدید او را مشخص میکرد.نکته عجیب اینجاست:عمر بن عبدالعزیز پیش از رسیدن به خلافت، از پذیرش این مسئولیت هراس داشت و حتی وقتی فهمید خلافت به او رسیده، از شدت اندوه و سنگینی مسئولیت نتوانست فوراً از جای خود برخیزد.اما وقتی مسئولیت را پذیرفت، در همان نخستین ساعات، به جای فکر کردن به کاخ و تشریفات، سراغ اصلاح امور مردم رفت.درس حکایت:قدرت، انسان را بزرگ نمیکند؛این نحوه استفاده از قدرت است که بزرگی یا پستی انسان را نشان میدهد.عمر بن عبدالعزیز خلافت را به عنوان یک امتیاز ندید؛ آن را امانتی سنگین دانست.این روایت در سیر أعلام النبلاء اثر حافظ ذهبی نقل شده است.❤️ همراه ما در «کاریز آنلاین» باشید:🔹 تلگرام: t.me/karizonline🔹 روبیکا: rubika.ir/karizonlinee🔹 اینستاگرام: instagram.com/karizonline



