پیوند آسمان و زمین در «هله پرکی»جغرافیای رقص گروهی، جغرافیایی شگفتانگیز است؛ شگفتانگیزتر از بسیار…
انتشار: 2026/08/12 14:26 UTCدریافت: 2026/08/15 06:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 06:37 UTC
پیوند آسمان و زمین در «هله پرکی»جغرافیای رقص گروهی، جغرافیایی شگفتانگیز است؛ شگفتانگیزتر از بسیاری پدیدههای زمینی، بهویژه وقتی فلسفهاش را بدانیم. پایکوبی یا همان رقص، یکی از هنرهای هفتگانه است که نماد پیوند انسان با زمین و چرخهی زندگی است؛ همان که در واژهی آلمانی Welt (جهان) بازتاب یافته.رقص گونههای بسیاری دارد: صحنهای، آیینی، عرفانی، محلی (فولکلور)، سنتی و ملی، بالروم و اجتماعی. از دههی ۱۹۲۰ در بسیاری از دانشگاههای معتبر جهان بهعنوان رشتهی دانشگاهی پذیرفته شده و در مقاطع کارشناسی تا پسادکتری دارای نظریهها، مکاتب و روشهای پژوهش خاص خود است. امروز هیپهاپ، بریکدنس و جاز شهرت جهانی دارند. در میان رقصهای گروهی نیز رقصهای ایرانی، آذری، باله، عربی، گرجی، هولا، لزگی، هندی، شمشیر و کردی شناختهشدهاند.ولی از نگاه یک بینندهی صرف، «هلپرکی» بر پایهی دوازده ویژگی، پرمعناترین و شورانگیزترین رقص در جغرافیای پایکوبی جهان است. این ویژگیها آن را ممتاز و متفاوت کردهاند:۱. حلقهای بیکانونهلپرکی حلقه و چرخهای باز از رقصندگان است که هیچ نقطهی محوری و مرکزی ندارد. همه در این حلقه یکیاند. هرچند مسئولیت هدایت با «سرچوپیکش» (کارکشتهترین رقصنده در سمت راست حلقهی باز) و کمک «گاوانی» در منتهیالیه سمت چپ است، ولی این پایکوبی به معنای راستین گروهی، بیمحور و آزاد است.۲. یکپارچه و متحدهلپرکی اغلب حلقهای است از پیوستن دستها، گره خوردن پنجهها، هماهنگی شانههای چسبیده و هارمونی شگفتآور پاها. حتی اگر ده یا بیست نفر برقصند، از بیرون که بنگری، در اوج نشاط و هیجان، «یک تن» میبینی. با رهبری سرچوپی و همراهی کرنا و دهل، همه «یکی» و یکپارچهاند.۳. برابری جنسیتیزنان و مردان میتوانند حلقههای جداگانه بسازند یا چند حلقه همزمان داشته باشند. ولی در اوج هیجان، حلقهها به گونهای شگفت انگیز درهم گره میخورند، بیآنکه هارمونی مختل شود. زنان و مردان با گرفتن دستهای یکدیگر چرخهای یکپارچه میسازند. همه برابر و یکی میشوند و دستکم برای لحظهای، مفهوم نابرابری جنسیتی رخت برمیبندد. این حلقه، حلقهی زندگی است؛ همانگونه که واژهی «ژن» (زن) در زبانشناسی با مفهوم زندگی پیوند دارد. جالب آنکه این درآمیختن رقصندگان را «گندم و جو» میخوانند؛ دو نماد محوری زندگی زاگرسی که در کنار هم قرار گرفتهاند.۴. آزادی آسمانیدستمالها پیاپی در هوا میچرخند و رقصندگان همراه سرچوپی بالا و پایین میشوند. گویی چیزی در آسمان گم شده که حلقه ناخودآگاه و بیمحابا در پی آن است. هزاران سال است، از پیش از دیاکو و ایختیویگو تا امروز، در حصارهای تودرتو، در صلح و نبرد، در پی گمشدهای هستند: آزادی. و این را میتوان با تمام جزئیات در هلپرکی دید.۵. زمینی هستمدستها رو به زمین و در امتداد پهلوهاست و پنجهها حلقهای پیوسته و باز ساختهاند. رقصندگان سه گام به چپ میروند و سپس پای راست را جلوی پای چپ به زمین میکوبند و نیمدایرهای میچرخند. سر به آسمان و پا در زمین دارند. میدانند که طالب پروازند، ولی زمینی و زمینگیرند. آموختهاند که برای پرواز کردن، نخست باید بتوانند بایستند؛ راه بروند، بدوند و برقصند. آنان میدانند که در نهایت زمینیاند.۶. جنگ و صلحرنگ دستمال سرچوپی و گاوانی معنادار است. دستمال سفید نماد صلح و دوستی است؛ دستمال قرمز نشان آمادگی برای پیکار. گاه هر دو با هم به کار میروند و از درهمآمیختگی بزم و رزم حکایت میکنند.۷. پوشیدگیهلپرکی با وجود ریتم تند، هیجان و گاه مختلط بودنش، پوشیدهترین رقص گروهی در جغرافیای رقصهای اجتماعی جهان است. زنان و مردان سر و تن را با کلاه، شال و قبا پوشاندهاند و بیشتر رقصندگان فامیل و محرمند.۸. بیطبقگیدر حلقههای هلپرکی همه میتوانند شریک باشند: فقیر و دارا، پیر و جوان، زن و مرد. این رقص طبقاتی نیست. حتی برای کسانی که لباس مناسب ندارند، تدارک دیده میشود. در کمتر فرهنگی چنین رقص گروهیِ غیرطبقاتی دیده شده است.۹. تمرین آفند و پدافندگروه با هدایت سرچوپی پیاپی سه گام به جلو و چپ میرود، بیآنکه چرخه و جایگاهها در هم بشکند. این حرکت، تمرینی است برای آفند و پدافند؛ در بزم، در رزم و حتی در ماتم.۱۰. شادی و ماتمهلپرکی و پایکوبیهای کردی تنها ویژهی شادی و عروسی نیست. در عزا، ماتم و حتی سماع نیز به کار گرفته میشود. این خود نشاندهندهی همبستگی دستهجمعی در هر شرایطی است.#یدالله_کریمی_پور #karimipour_khttps://t.me/Karimipour_K/90
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- مهمات · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۲ مرداد ۱۴۰۵، ۷:۱۵
- إنْسانيَّاتْ · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۳:۲۸
- یدالله کریمی پور · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۶:۳۷
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند