👇ادامهصد رحمت به...هنگامی که مسیر رسمی بازرگانی بسته میشود، بازار به سمت مسیرهای غیررسمی میرود:کش…
انتشار: 2026/08/11 11:42 UTCدریافت: 2026/08/15 06:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 06:37 UTC
👇ادامهصد رحمت به...هنگامی که مسیر رسمی بازرگانی بسته میشود، بازار به سمت مسیرهای غیررسمی میرود:کشتی واسطه → بندر واسطه → شرکت واسطه → کشور واسطه → پرداخت غیرشفاف → حمل چندمرحلهای → افزایش ریسک.در چنین شرایطی، تفاوت قیمت میان مسیر رسمی و غیررسمی به رانت تبدیل میشود. در نتیجه، به احتمال زیاد عدهای از محل محاصره سود کلان میبرند، در حالی که اقتصاد ملی متضرر میشود. این همان خطری است که حریری با تعبیر «فساد ناشی از عادیسازیِ دور زدن تحریم» از آن یاد میکند.ولی چرا مسیر زمینی جایگزین مناسبی نیست؟ اینجا جغرافیا تعیینکننده است. در حالت دریایی مسیر ساده است: چین → اقیانوس هند → خلیج فارس → بندر ایرانی. اما در حالت زمینی باید از شبکهای بسیار طولانیتر و پیچیدهتر عبور کرد؛ مسئله فقط مسافت نیست، بلکه ظرفیت جاده و راهآهن، گذرگاههای مرزی، تشریفات گمرکی، انتقال از کشتی به قطار و کامیون، ظرفیت انبارها، هزینه سوخت، بیمه، زمان، محدودیت ناوگان، و امنیت مسیر هم وارد معادله میشوند. مسیر زمینی میتواند بخشی از تجارت را نجات دهد، ولی در کوتاهمدت نمیتواند جایگزین دو میلیون کانتینر دریایی شود.یک نکته مهم درباره خود واژه «محاصره» معمولاً نادیده گرفته میشود: باید بین «محاصره کامل» و «اختلال شدید دریایی» تفاوت گذاشت. محاصره کامل یعنی تقریبا هیچ کشتی تجاری نتواند وارد یا خارج شود؛ ولی اگر بخشی از شناورها یا کشتیهای کشورهای خاص عبور کنند و تجارت با هزینه، ریسک و زمان بسیار بیشتری انجام شود، از نظر اقتصادی ممکن است همچنان اثری به سنگینی محاصره ایجاد کند، بدون آنکه از نظر فنی محاصره صددرصدی باشد. این تمایز مهم است چون اقتصاد با «صفر و یک» کار نمیکند: ممکن است ۳۰ درصد تجارت ادامه داشته باشد ولی هزینه ۷۰ درصد باقیمانده چند برابر شود، و همین از نظر اقتصادی میتواند بسیار مخرب باشد.نکته: آنچه حریری دربارهاش صحبت میکند عمدتاکانال واردات کالا (کانتینر) است. محاصره ولی یک کانال دیگر هم دارد که پویایی متفاوتی دارد: صادرات نفت از تنگه هرمز، که موضوع اصلی مذاکرات جاری ایران و عمان بر سر بازگشایی هرمز است. این دو کانال به هم مرتبطند ولی یکی نیستند. ممکن است در یکی توافقی حاصل شود بدون آنکه دیگری فوراً حل شود.پیام ژئوپلیتیک سخنان حریری چیست؟ به گمان نگارنده، مهمترین بخش همینجاست: وقتی رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین میگوید محاصره باید با «مذاکره، خواهش، تهدید یا جنگ» پایان یابد، در واقع به یک واقعیت ژئوپلیتیک اشاره میکند. مساله اصلی اقتصاد ایران دیگر فقط تحریم نیست، بلکه «دسترسی» است. ایران در جغرافیای خلیج فارس، مزیت طبیعیِ دسترسی مستقیم به آبهای آزاد را دارد؛ اگر این مزیت از کار بیفتد، ایران ناچار میشود برای تجارت خود از جغرافیای دیگران (ترکیه، عراق، قفقاز، آسیای مرکزی، پاکستان) استفاده کند و هزینه ژئوپلیتیک وابستگی به همسایگان افزایش مییابد.اینجا یک پارادوکس شکل میگیرد: ایران از یک سو یکی از مهمترین کشورهای ساحلی منطقه است؛ از سوی دیگر اگر دسترسی آزاد به بنادر جنوبی مختل شود، عملا به کشوری محصور در خشکیِ نسبی تبدیل میشود. یعنی داشتن ساحل با داشتن دسترسی مؤثر به دریا یکی نیست. کشوری میتواند هزاران کیلومتر ساحل داشته باشد، ولی اگر کشتیهای تجاری نتوانند آزادانه وارد بنادرش شوند، مزیت ساحلی تا حد زیادی بیاثر میشود. این شاید یکی از مهمترین درسهای ژئوپلیتیک بحران کنونی است.اثر آن بر بازار ایران در صورت تداوم چند ماهه، به این ترتیب قابل پیشبینی است:۱. افزایش هزینه حمل، بیمه و زمان تحویل؛۲. کاهش موجودی کالای وارداتی و مواد اولیه؛۳. افزایش قیمت کالاها و قطعات؛۴. کاهش تولید صنایع وابسته به واردات؛۵. افزایش تقاضا برای ارز و فشار بر نرخ ارز؛۶. افزایش تورم و کاهش قدرت خرید؛۷. افزایش فشار اجتماعی و سیاسی بر دولت.محاصره دریایی، برخلاف حمله نظامی، آهستهتر، ولی ژرف تر وارد زندگی روزمره مردم میشود.نکته امیدوارکننده هم هست: این وضعیت الزاماً به معنای فروپاشی تجارت ایران نیست. ایران چند مسیر جایگزین دارد: مرز ترکیه، عراق، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکمنستان، پاکستان، بنادر خزر، و کریدورهای ریلی و جادهای. ولی مساله اصلی ظرفیت است؛ این مسیرها بخشی از فشار را جذب میکنند ولی جایگزین کامل ظرفیت خلیج فارس نیستند. به همین دلیل، اگر محاصره طولانی شود، پرسش اصلی دیگر «آیا ایران میتواند کالا وارد کند؟» نیست، بلکه «ایران با چه هزینهای میتواند کالا وارد کند؟» است.#یدالله_کریمی_پور#karimipour_k👇ادامه