پاسوردیشب مهمانی عزیز داشتم. برایم بستهای کارت پاسور عجیب هدیه آورد. هر ۵۶ ورق آن (۵۲ کارت و چهار…
انتشار: 2026/08/07 12:18 UTCدریافت: 2026/08/10 09:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 09:30 UTC
پاسوردیشب مهمانی عزیز داشتم. برایم بستهای کارت پاسور عجیب هدیه آورد. هر ۵۶ ورق آن (۵۲ کارت و چهار ژوکر) نگارخانهای بود از شاهان تاریخ انگلستان: تیودورها، استوارتها، هانوفرها، ویندزورها؛ سلسلههایی که گاه یکدیگر را از تخت به زیر کشیدند و گاه به تیغ سپردند. هنری هشتم در کنار الیزابت اول، جیمز اول در کنار چارلز اول؛ همان که سرش را بریدند و کرامول همان که برای نخستین و آخرینبار سلطنت را برانداخت و کشور را جمهوری خواند و باز، بازگشت پادشاهی پس از او. همه در یک بسته، همه روبهروی هم، همه در دست بازیکنی که نمیداند کدامشان را زودتر رو کند.پاسورسازان، آگاهانه یا الله بختکی، پیامی صادر کردهاند که هیچ بیانیه سیاسی به آن روشنی نمیرسد: این جماعت، ستمکار یا دادگر، محبوب یا مطرود، همه معماران یک عمارتاند. تاریخ را نمیتوان با ذوق و سلیقه امروز پاکنویس کرد.این کارتها، مرا به یاد چیزی انداخت که دیدنش، بهمراتب کمتر از نگهداشتنش، آسان بود.نیمه نخست دهه ۶۰، در نخستوزیری، دبیر هیئت دولت و مدیر روابط عمومی، جناب سعید اسماعیلی بود. چندبار همراهش به اتاق جلسات هیئت دولت رفتم. زیر سقف سالن، بر دیوار، تصویر نخستوزیران ایران آویخته بود؛ ردیفی که قرار بود حافظه رسمی یک ملت باشد.بار نخست دیدم از دوره قاجار و پهلوی، تنها یکی دو قاب مانده؛ شاید امیرکبیر، شاید مصدق. بار دوم که رفتم، حتی همان دو قاب هم رفته بود. بعدها نوبت به بازرگان رسید، به بنیصدر رسید؛ گویی هر دولتی که از دایره اقبال بیرون میافتد، حکم اعدام حافظهاش نیز صادر میشود. دیوار، لختتر میشد و ما گمان میکردیم پاکتر شدهایم.اینجا تفاوت، در چند میخ و قاب نیست؛ در طرز نگاه به گذشته است. انگلیسیها با هزار سال جنگ داخلی، خیانت، تاجگذاری و گردنزنی، باز هم تاریخشان را یک رشته میبینند، نه انبوهی از جزیرههای بریده از هم. کرامول، برانداز سلطنت، در همان بسته کارتی مینشیند که پادشاهانی را دارد که او بر ضدشان شمشیر کشید. آنها فهمیدهاند دشمنی دیروز، مجوز حذف امروز نیست.ما اما هر بار از صفر مینویسیم؛ گویی پیش از ما، تاریخ در سکوت منتظر ظهور ما بوده است. با پایینکشیدن یک قاب، گمان میکنیم صاحب آن قاب را نیز از صفحه هستی خط زدهایم؛ غافل از آنکه تنها دیوار خود را کور کردهایم.اگر روزی بر کارتهای پاسور ایران، تصویر سازندگان این خاک نقش بندد، آن مجموعه به چند دهه اخیر قناعت نخواهد کرد. از هخامنشی و ساسانی تا صفوی، افشار، زند، قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی؛ از امیرکبیر تا سپهسالار، از مشیرالدوله تا فروغی، از مصدق تا هویدا، از امینی تا بازرگان. فارغ از حکمی که تاریخ یا دل ما دربارهشان صادر میکند. زیرا هرکدام، نیک یا بد، آجری در این بنا نهادهاند و بنا را نمیتوان با برداشتن آجر، نو کرد؛ تنها فرومیریزد.ملتی که تاریخش را با تیغ سانسور میتراشد، به حافظهای کوتاه محکوم است. و ملتی با حافظه کوتاه، محکوم به تکرار همان دامهایی است که گمان میکرد از یادشان برده. عکسها را که بردارند، تاریخ همانجا میماند؛ فقیر میشویم، ما، نه تاریخ.#یدالله_کریمی_پور #karimipour_k