تجزیه ایران و ...(بخش سوم)تجزیه ایران بی شباهت به احیای مجدد پروژههای امپراتوری در این منطقه نیست؛…
انتشار: 2026/08/04 17:52 UTCدریافت: 2026/08/10 09:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 09:30 UTC
تجزیه ایران و ...(بخش سوم)تجزیه ایران بی شباهت به احیای مجدد پروژههای امپراتوری در این منطقه نیست؛ خواه در شکل نوستالژی عثمانی، خواه در قالب بازتولید فضاهای قدرت سیال و چندپاره شبیه دوران ایلخانان. ولی مساله اصلی فراتر از تشبیه تاریخی است.ایران( نه صرفا جمهوری اسلامی، بلکه خودِ ایران شیعی با ترکیب جغرافیا، جمعیت و هویت تاریخیاش) هنوز سدی مؤثر در برابر همگرایی و پیوند استراتژیک دو جناح بنیادگرایی سنی است: جناح خاوری هندوکوشی (افغانستان، پاکستان و بخشهایی از آسیای مرکزی) و جناح باختری مدیترانه ای (ترکیه، سوریه، اردن و هلال خصیب). این سد حتی اگر رژیم کنونی فرو بریزد، بهطور کامل از میان نمیرود؛ چرا که اکثریت شیعه، حافظه تاریخی و موقعیت جغرافیایی ایران مانع تبدیل این سرزمین به کریدور آزاد برای جریانهای جهادی سنی میشود.از میان رفتن یا تضعیف شدید این مانع، فضای مانور گروههایی چون داعش، القاعده، تحریرالشام و شبکههای مشابه را بهطور معناداری افزایش میدهد. این گروهها ایران شیعی را نه یک بازیگر سیاسی عادی، بلکه دشمن ایدئولوژیک و مانع جغرافیایی میدانند و حذف آن را فرصتی تاریخی برای پیشروی میشمارند. با این حال، نباید نتیجه گرفت که حذف این سد بهطور خودکار به «چیرگی تام و تمام» یک خلافت منسجم منجر میشود. ترکیه همزمان از برخی گروههای اسلامگرا حمایت میکند و دم از وحدت اسلامی میزند، ولی پروژه اصلیاش پانترکیسم و نوعثمانیگری است که ماهیتی قومی-ملی دارد. پاکستان نیز با وجود قدرت جریانهای بنیادگرا، کشوری است که ارتش در مرکز آن قرار دارد و منافع دولتیاش اغلب با آرمانهای خالص جهادی در تضاد میافتد. بنابراین پیوند دو جناح خاوری و باختری، حتی در صورت تضعیف ایران، با موانع درونی خود این جریانها و دولتهای حامیشان روبهروست.با این وجود، خطر افزایش نفوذ و آزادی عمل شبکههای جهادی فراملی واقعی است. پرسش کلیدی اینجاست: آیا غرب به رهبری آمریکا و نیز اسرائیل طالب چنین چشماندازی هستند؟**پاسخ، دستکم در سطح استراتژیک عمیق واشنگتن، منفی است. آمریکا دو دهه با القاعده و داعش جنگیده و این جریانها را تهدید مستقیم امنیت خود و متحدانش میداند. ایجاد خلا قدرت بزرگ در فلات ایران، حتی اگر در کوتاهمدت به تضعیف جمهوری اسلامی بینجامد، ریسک گسترش بیثباتی جهادی را به حدی بالا میبرد که با منافع بلندمدت واشنگتن ناسازگار است. اجماع نسبی دو حزب در آمریکا بر سر مهار و تضعیف نفوذ منطقهای ایران وجود دارد، ولی اجماعی بر سر تجزیه این کشور دیده نمیشود. تضعیف کنترلشده یک چیز است؛ باز کردن راه برای چندپارگی و تقویت شبکههای فراملی جهادی چیز دیگری.از اینرو، واشنگتن در کلیت خود ( فراتر از تفاوتهای تاکتیکی دوحزبی) خواهان تجزیه ایران نیست. نه به این دلیل که دلبستگی به یکپارچگی سرزمینی ایران دارد، بلکه چون هزینه استراتژیک چنین سناریویی را بالاتر از سودش ارزیابی میکند.#یدالله_کریمی_پور #karimipour_k👇ادامه