با دنیا طرفید، نه آمریکا!بله، درسته؛ ایران تسلط مطلق و راهبردی خود بر تنگه هرمز را در هیچ شرایطی نب…
انتشار: 2026/07/26 16:56 UTCدریافت: 2026/08/03 05:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 05:17 UTC
با دنیا طرفید، نه آمریکا!بله، درسته؛ ایران تسلط مطلق و راهبردی خود بر تنگه هرمز را در هیچ شرایطی نباید از دست بدهد. این اقتدار، برگ برندهی ایرانیان در زمان مخاطرات ملی و تهدیدهای خارجی است. ولی اینکه کشوری تصمیم بگیرد برخلاف تمام تاریخ، قوانین بینالمللی دریانوردی، کنوانسیون حقوق دریاها (جامائیکا ۱۹۸۲) و حتی کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو، اقدام به اخذ عوارض برای رفتوآمد از این تنگه بینالمللی کند، رویارویی با آمریکا نیست؛ رویارویی با همه جهان است. چرا؟!نخست؛ انزوای دیپلماتیک: حتی پنج کشور در دنیا پیدا نخواهند شد که از چنین ایدهای حمایت کنند؛ چرا که امنیت و آزادی دریانوردی در تنگههای بینالمللی، خط قرمز تمام اقتصادهای جهان است.دوم؛ حصر خود به دست خود: چنین تصمیمی به معنای محاصره ی اقتصادی خودمان است؛ یعنی کشیدن دیوار به دور دهها بندر فعال، کل خط ساحلی و پسکرانههای تجاری کشور و از دست رفتن ترانزیت منطقهای.سوم؛ نشانه رفتن حریف اشتباه: در این میان، زیان آمریکا مستقیم و آنی نیست. پیش و بیش از هر کس، دود این تصمیم به چشم بزرگترین خریداران انرژی و شرکای تجاری شرق (یعنی چین و هند) و دهها کشور در حال توسعه میرود. کشورهای فقیرتر بیشترین آسیب را از جهش قیمت انرژی و اختلال در زنجیره تامین خواهند دید و در نهایت، همین متحدان سنتی نیز در برابر این اقدام، در جبهه مقابل قرار خواهند گرفت.چهارم؛ پیامدهای حقوقی و امنیتی: برهم زدن رژیم حقوقی «عبور بیضرر» یا «عبور ترانزیتی»، بهانهی حقوقی و اجماع بینالمللی لازم را برای تشکیل ائتلافهای نظامی فراگیر علیه ایران به دست دشمنان میدهد؛ اقدامی که مشروعیت بینالمللی را از پاسخهای دفاعی ایران سلب میکند.پنجم؛ ضعف پایهی حقوقی، حتی در آبهای خودی: بر اساس موافقتنامهی تحدید حدود ایران و عمان (۱۹۷۴) و خطوط تفکیک ترافیک (TSS) که سازمان بینالمللی دریانوردی تعیین کرده، مسیر اصلی کشتیرانی در دهانهی تنگه عملا در آبهای سرزمینی عمان قرار دارد، نه ایران. این یعنی حتی اگر ایران بخواهد یکجانبه در این بخش عوارض بگیرد، نه فقط با قواعد بینالمللی که با واقعیت جغرافیایی و حقوقی مرز خودش هم در تعارض است. و نکتهی مهمتر: حتی مشارکت عمان در چنین طرحی هم آن را مشروع نمیکند، چون رژیم «عبور ترانزیتی» هیچ دولت ساحلی را (نه ایران و نه عمان) مجاز به اخذ عوارض صرفاً برای عبور نمیداند.لب کلامباید میان دو مفهوم که در این بحث بهاشتباه یکی گرفته میشوند، خط فاصل روشنی کشید: «تسلط راهبردی» و «اخذ عوارض».تسلط ایران بر تنگه هرمز (به معنای حضور مؤثر نظامی، نظارت بر ترافیک، و توان بازدارندگی در برابر تهدید) نهتنها قابل چشمپوشی نیست، بلکه میتواند و باید حتی در قالب مذاکره با آمریکا یا هر طرف دیگر، بهعنوان یک واقعیت ژئوپلیتیک پایدار به رسمیت شناخته شود؛ به شرط آنکه این تسلط، ضامنِ باز بودن مسیر باشد، نه ابزار انسداد یا اخذ باج. به بیان دیگر، ایران میتواند و باید بر تضمین امنیت و عدم انسداد تنگه پافشاری کند و این نقش را برای خود حفظ کند ( ولی این چیزی کاملا متفاوت از دریافت عوارض عبور است.)اخذ عوارض ولی، فارغ از اینکه در آبهای ایران باشد یا در آبهای عمان، فارغ از اینکه یکجانبه باشد یا با مشارکت همسایه، تغییر قواعد بازی بینالمللی است و زیانش را کل تجارت جهانی، و در وهلهی اول خودِ اقتصاد ایران، پرداخت میکند. تبدیل یک مناقشهی دوطرفه با آمریکا به یک بحران اقتصادی فراگیر برای تمام جهان، شلیک به پای خود در عرصه دیپلماسی و اقتصاد است؛ ولی در عین حال تثبیت نقش ایران بهعنوان ضامن امنیت و آزادی عبور، میتواند همان اهرم بازدارندگی باشد که بدون هزینهی انزوای جهانی، به دست میآید.کوتاه آن که یدالله کریمی پور برای یازدهمین بار تاکید می ورزد، اخذ عوارض از سوی ایران نشدنی است. عبور باید آزاد باشد؛ ولی چیرگی ایران بر تنگه با برچیدن تدریجی پایگاه های نزدیک آمریکا بر فضای نزدیک تنگه می تواند تضمین شود.#یدالله_کریمی_پور #karimipour_k