جدا کردن جنوب؟!!امروز آقایی در کانال تلگرامیاش با قاطعیت ادعا کرده که آمریکا (ترامپ) طی طرحی مخفیا…
انتشار: 2026/07/18 14:21 UTC
جدا کردن جنوب؟!!امروز آقایی در کانال تلگرامیاش با قاطعیت ادعا کرده که آمریکا (ترامپ) طی طرحی مخفیانه برای قطع دسترسی مرکز به مناطق جنوبی ایران (از خوزستان تا هرمزگان)را، بدون نیاز به حمله زمینی گسترده در دست اجرا دارد. به عقیده نویسنده, موفقیت این سناریو، به دلیل ناتوانی جمهوری اسلامی در تغییر استراتژی، میتواند آغازگر فروپاشی کامل حکومت باشد.البته بر گزاره کلی ناتوانی جمهوری اسلامی در تغییر استراتژی ایمان دارم. ولی بحث توان آمریکا برای جدا کردن محور جنوبی مزخرف است. چرا؟۱. درازای این محور با احتساب تضاریس و محیط جزایر ۴۹۰۰ کیلومتر و با احتساب کل سواحل، خورها و شکستگی ها،۲۵۸۹کیلومتر است. در این محور چهار استان با توپوگرافی متفاوت و کمنفوذپذیر جای دارند(خوزستان، بوشهر، هرمزگانو سیستان و بلوچستان). جداسازی این خطه نیازمند استفاده گسترده از نیروی زمینی است. این یعنی ورود آمریکا به جنگی تمامعیار؛ و چنین رخدادی نزدیک به ناممکن است.۲. تخریب چند پل، و حتی همهٔ پلها، با وجود راههای جایگزین و توانمهندسی کنونی ایران، نمیتواند یک قطع پایدار ایجاد کند. تجربه بمباران راههای ارتباطی در جنگهای دیگر، از جادهٔ هوشیمین در ویتنام تا خطوط تدارکاتی کره، نشان داده که بمباران هوایی میتواند سرعت جابهجایی را کم کند، ولی هرگز بهطور کامل و پایدار جریان تدارکات را قطع نکرده است. نیروی مهندسی هر کشوری، حتی با امکانات محدود، ظرف چند روز مسیرهای موقت و پلهای شناور جایگزین میسازد. برای قطع واقعی، باید همان مسیر بارها و بهطور مداوم بمباران شود؛ یعنی یک عملیات بیپایان، نه یک ضربه یکباره.۳. قطع «دسترسی» با قطع «حاکمیت» یکی نیست. حتی اگر آمریکا بتواند برای چند هفته یا چند ماه جریان زمینی میان مرکز و جنوب را مختل کند، این به معنای پایان کنترل حکومت بر آن مناطق نیست. حاکمیت با نیروی انتظامی، نهادهای محلی، شبکههای امنیتی و وفاداری یا سرکوب جمعیت محلی حفظ میشود، نه صرفا با جاده و پل. برای واقعا «جدا کردن» یک منطقه از حاکمیت مرکزی، باید کنترل زمینی و اداری آن منطقه بهدست نیرویی جایگزین بیفتد؛ کاری که بدون اشغال و حضور پایدار نیروی زمینی امکان ندارد.۴. از نظر اقتصادی هم این سناریو برای آمریکا بهصرفه نیست. نگهداشتن یک کریدور ۲۵۰۰ کیلومتری تحت محاصره مداوم هوایی، نیازمند سورتیهای پیوسته جنگنده و پهپاد، پشتیبانی لجستیکی گسترده، و ریسک بالای تلفات و واکنش نامتقارن سپاه در تنگه هرمز است؛ در حالیکه هزینه سیاسی داخلی آن، از جمله افزایش قیمت بنزین و انرژی در آستانه انتخابات میاندورهای، برای دولت ترامپ بسیار سنگینتر از دستاورد احتمالی آن خواهد بود.۵. جمعیتشناسی و ترکیب قومی جنوب هم مانع دیگری است. تصور اینکه خوزستان، بوشهر و هرمزگان بهسادگی از مرکز جدا و به بلوکی مستقل یا تحت کنترل بیرونی تبدیل شوند، بافت اجتماعی و وفاداریهای محلی پیچیده را نادیده میگیرد؛ چیزی که هیچ کمپین بمباران هوایی بهتنهایی نمیتواند تغییر دهد.#یدالله_کریمی_پور #karimipour_k 👇ادامه دارد.