بیدارم و به عکسهای دایدو موریاما خیره شدهام.او در دههی ۶۰ میلادی وارد دنیای عکاسی ژاپن شد. عکسه…
انتشار: 2026/07/30 23:12 UTCویرایش: 2026/07/31 23:51 UTCدریافت: 2026/07/31 23:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/07/31 23:51 UTC
بیدارم و به عکسهای دایدو موریاما خیره شدهام.او در دههی ۶۰ میلادی وارد دنیای عکاسی ژاپن شد. عکسهایش علیه زیباییِ مرتب و رسمی بودند؛ عکسهای تار، دانهدار، خیابانهای شبانه، آدمهای تنها و گوشههای فراموششدهی شهر.اما بعد از سالها عکاسی، به جایی رسید که دیگر نمیدانست چرا باید عکس بگیرد. عکاسی برایش تبدیل شده بود به تکرار. حتی کتابی منتشر کرد با نام «خداحافظ، عکاسی»؛ انگار میخواست از چیزی که تمام زندگیاش بود فاصله بگیرد.اما دوباره برگشت.نه برای شهرت، نه برای ثابت کردن چیزی. برگشت چون فهمید عکاسی برای او فقط ساختن عکس نیست؛ راهی است برای بودن، برای راه رفتن، برای دیدن جهان.موریاما دوباره دوربین را برداشت و در خیابانها قدم زد. دیگر نمیخواست چیزی را ثابت کند؛ فقط میخواست نگاه کند.شاید برای بعضی آدمها، هنر فقط یک شغل نیست؛ یک راه برای ادامه دادن است. یک دلیل کوچک برای بیدار شدن، بیرون رفتن و پیدا کردن چیزی که هنوز ارزش دیدن دارد.شاید برای موریاما، عکاسی فقط عکاسی نبود؛ راهی بود برای ماندن در زندگی. Daido Moriyama .@kamranheidari






