گفتند: «در زندگی، افتخاری هم داشتهای؟»لحظهای سکوت کردم، نگاهی به گذشته انداختم؛ به سالهایی که آ…
انتشار: 2026/08/12 03:44 UTCدریافت: 2026/08/16 08:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 08:45 UTC
گفتند: «در زندگی، افتخاری هم داشتهای؟»لحظهای سکوت کردم، نگاهی به گذشته انداختم؛ به سالهایی که آرام و بیصدا از کنارمان گذشتند، به روزهایی که هر کدام امتحانی تازه بودند و به شبهایی که با هزار فکر و دغدغه به صبح رسیدند.سینه را جلو دادم و گفتم:«بله… یک افتخار بزرگ دارم؛دوام آوردهام!»در روزگاری که زندگی دیگر مثل گذشته ساده و بیدغدغه نیست؛در روزگاری که قیمتها هر صبح از خواب بیدار میشوند و ما هنوز فرصت نکردهایم از قیمت دیروزمان هضم کنیم! در روزگاری که آرامش، کالایی کمیاب شده و لبخند زدن گاهی نیاز به دلیل دارد؛در روزگاری که آدم باید هم با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم کند، هم با نگرانیهای زندگی، هم با خبرهای جورواجور، و تازه آخر شب هم به خودش بگوید:«فردا انشاءالله بهتر میشود!» در چنین روزگاری، اگر هنوز صبح از خواب بیدار میشویم، دستی به سر و روی خودمان میکشیم، چایمان را مینوشیم، دوستانمان را میبینیم، میخندیم و برای فردا نقشه میکشیم،این خودش کم افتخاری نیست.من نه مدال قهرمانی دارم، نه جام جهانی بردهام، نه اسمم در کتاب رکوردهای گینس ثبت شده است!اما یک مدال نامرئی روی سینهام دارم؛مدال «تحمل، امید و دوام آوردن».زندگی بارها خواست زمینمان بزند،اما هر بار بلند شدیم، خاک لباسمان را تکاندیم و گفتیم:«خب… حالا ببینیم بعدی چیه!» شاید بزرگترین افتخار نسل ما همین باشد؛اینکه با همه سختیها، هنوز دلمان برای زندگی میتپد، برای دوستانمان میخندیم و به آینده امیدواریم.پس اگر دوباره از من پرسیدند:«بزرگترین افتخارت در زندگی چیست؟»این بار با افتخار بیشتری سینه جلو میدهم و میگویم:«اینکه با وجود تمام سختیها، هنوز ایستادهام، هنوز میخندم و هنوز برای فردا امید دارم؛و باور کنید در این روزگار، همین خودش یک قهرمانی است!» بلی ،طنز تلخی است . 🌹💚🍃💚🍃💚🍃💚