✅پندنامه ای ازاندیشه یک چوپان!در کتاب چنگیزخان به قلم واسیلی یانفصلی از آن به رویارویی چنگیزبا فرهم…
انتشار: 2026/08/02 23:31 UTCدریافت: 2026/08/13 01:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 01:51 UTC
✅پندنامه ای ازاندیشه یک چوپان!در کتاب چنگیزخان به قلم واسیلی یانفصلی از آن به رویارویی چنگیزبا فرهمندان بزرگان ومردم عادی شهر اختصاص داده استواسیلی یان می خواهد ثابت کند که تموچین(چنگیز)اصرار داشته درافکارعمومی جهان فتح کرده فاتح خونریز معرفی نشود بلکه خودرا دانایی صاحب رسالت ومصلح بنمایاندکه خدا اورا مأمور ساخته ودرپیروزی ها بدو کمک کرده است.از مورخان خواسته بود حتی برای روزی که دنیا آمد قصه ای ساختند پس از زایش برای شستشو وی را در ظرفی بزرگ از آب ومواد خوشبو گذاردند ولی کسی نتوانست دستش راکه محکم مشت کرده بودبگشایند تا حکیمی احضار کردند نوزاد خوش اقبال بادیدن پیر دانا مشنت خودرا گشود لخته ای خون درمشت تموچین دیدند که وسط آن نوری می تابید.....حکیم؛ پدر نوزاد (خان وبزرگ قبیله از قبایل کوچ نشین تاتار) را به آینده درخشان ورسالت الهی فرزند بشارت داد که وی جهانگیری است که ناچار خونریزی به تاریکی ها نور می رساند.....؛یان ؛در قصه یکی از دیدارهای او آورده استچنگیزخان، پس از فتح نیشابور، عزم همدان کرد با تدبیر بزرگان وتسلیم فرماندهان و استقبال بیرون شهر علما وبزرگان آنجا را فتح کرد،چنگیزخان به مردم که بیرون شهر به استقبالش آمده بودند گفت:پاسخم دهید؛من از جانب خدا آمدهام یا از جانب خویش؟پرسش ساده اما سهمگین بود؛که هنوز نیز بر فراز هر جامعهای در انتظار پاسخ ایستاده است.سکوتی سنگین بر جمع سایه افکند؛سکوتی آشنا که همواره در بزنگاههای بزرگ تاریخ تکرار میشود.در این میان چوپانی بینام و نشان، اما دلیر و روشنضمیر قدم پیش نهاد و گفت:تو نه فرستاده خدایی و نه زاده اراده خویش؛تونتیجه اعمال ما هستی!!.چوپان ادامه داد:آنگاه که دانایان را به حاشیه راندیم و نادانان را بر صدر نشاندیم تملق را فضیلت؛ دانسته مردان شجاع و جسور را رها کرده !آنگاه راه تو بیهیچ نبردی هموار شد.پایان نقل قول توضیح مطلب این سخن نه خطاب به چنگیز، که خطاب به تاریخ وپندی برای مردم است؛تاریخی که همواره با زبان نتیجهها سخن میگوید.سیاستِ خودویرانگری چنگیز حادثه نبود؛نشانه بود. نشانه جامعهای که در آن خرد منزویعدالت تضعیف پرسش جرم سکوت و تسلیم رازبقاگشت،پاسخگویی کسرشان حکمرانان شد.لذا تاریخ برای آیندگان هشدار می دهد هیچ سرزمینی به دست بیگانه فرو نمیریزد مگر آنکه پیشتر از مردم اخلاق اندیشه وشجاعت ابراز گرفته شود در سازمان مدیریت،اخلاق و انصاف فروپاشیده مردم از اولویتها حذف شده باشند.فاتحان آخرین حلقه زنجیر فروپاشی هستند؛مبادا چنگیز را در آینه بنگریم و خود را نبینیم.
