پستهای تلگرام @kaktosezabandraz
انتشار: 2026/07/20 06:27 UTC
پستهای تلگرام — کاکتوسِ زبان دراز
همه منطق الطیر درچند دقیقههرکدام اسیر یک زنجیر خود ساخته واسیرآن زنجیر هستیم وچاره گشودن آن استای خدامارازاین زنجیرهاده رهایی ده رهایی زین غم واینهمه تحقیروزیری
✅ بهای سنگینی که یک ملت دادجناب بهزادنبوی (عمرش دراز باد) ملقب به چریک پیر؛باتفکر چپ انقلابی مسلمان ضدامپریالیستی ازپیش قراولان مجاهدین انقلاب اسلامی؛ارکان اصلاحات وازحامیان دانشجوی تسخیرکننده سفارت آمریکااست.در کارنامه خدمتی وی آمده است (معاون نخستوزیر در امور اجرایی در دولت شهید رجایی،ومرحوم مهدوی کنی وریاست جمهوری رهبرشهید،وزیر صنایع سنگین دردولت میرحسین موسوی،نماینده و نایب رئیس مجلس دردورهٔ ششم مجلس شورای اسلامی؛ ریاست ستاد بسیج اقتصادی در دوران جنگ وسمتهای پشت پرده.)ضمنا نبوی ازتندترین چپهای ضدامریکایی هم بوده است.👈 حال پس ازرسیدن به پختگی سیاسی؛ ازفراز دولت تافرودزندان و عزلت دیدن؛ به این نتیجه رسیده است. تفاهم باآمریکابه مصلحت کشور ونظام است.👈البته کسب این تجربه هزینه گرانی برای ملت داشته ازجنگ؛تحریم؛فقرملی؛تا کاستن ازجایگاه جهانی؛گرچه هرجاجلوضرررابگیری سوداست.❌شما فکرمی کنیدچندسال دیگربایدبگذردوچقدرهزینه بدهیم تاتیم پشم(پایداری؛ شریان ومصاف)جلیلی رسایی ها ثابتی ها بدین نتیجه که مهندس نبوی رسیده برسند ؟👈لذا دردادن صفت ضدانقلاب وطن فروش آمریکایی کمی تامل کنیدومراقب نفوذی ها باشیدوزیری
🦋 طنزینه سرقتیه! وقتی بادیدن شوق خدمت یاد بچگی هات می افتی دوستی تعریف می کرد:دوران مدرسه زمان شاه به ما تغذیه میدادند یکی از چیزهایی که من عاشقش بودم بیسکویت تینا بود.وقتی مدیرمدرسه میخواست ما را تنبیه کند ما را داخل انبارتغذیه می فرستاد ودر را قفل میکرد .من هم شروع میکردم به خوردن بیسکویت تینا وضمنا حدود سی تا چهل بسته بیسکویت (بسته هاش سه تایی بود)را زیر کابشنم پنهان میکردم .یک روز که اقای ابراهیمی معلم مدرسه من را که هیچگاه مشق نمی نوشتم داخل انبار زندانی کرده بود .انقدربیسکویت خوردم که دیگه حالم داشت بد میشدضمنا چهل بسته بیسکویت هم زیرکابشنم پنهان کرده بودموقتی میخواستند تغذیه بدهند من راهم بیرون آوردند .وقتی تغذیه ها رابین بچه ها تقسیم کردند یک بسته بیسکویت کم آمد یعنی یه یک همکلاسیم بیسکویت نرسید .من با حالت ایثار و جوانمردی جلو رفتم و گفتم من نمیتوانم بیسکویت بخورم درحالی که یکی از همکلاسهایم بیسکویت به او نرسیده است من امروز بیسکویت نمیخواهم .مدیر مدرسه اشک درچشماش جمع شده بود گفت : من را ببخش!،که هرگز نمیدانستم تو اینقدر باگذشت و فداکارهستی !بچه ها برایم هورا کشیدند و دست زدند .شنیدیدمی گفتند دهقان فداکار ازان روز بچه ها و معلم ها به من می گفتند: محمد فداکار..نمی دانم چرا الان وقتی بعضی ازمسئولان میگویند:(ما از محل کارمان حقوق نمی گیریم و فقط،عاشق خدمت به مردم هستیم)من یادآنروزهای خودم وان سیری از خوردن و کابشن پراز بیسکویت تینا می افتم؟!
کاکتوسِ زبان دراز pinned «دفاعیه یک روزنامه نگار و معلم بازنشته از حاج علی دهقان، مدیر کل اموزش و پرورش استان یزد ظلمی که به مدیرکل آموزش وپرورش یزد شد آقای شوق الشعراء خداوپرسنل اداره شاهدند بعداز جدا شدن از آموزش وپرورش آن هم با دلشکستگی ؛ هنوز پابه اداره نگذاشته انشاالله هم نخواهم…»
دفاعیه یک روزنامه نگار و معلم بازنشته از حاج علی دهقان، مدیر کل اموزش و پرورش استان یزدظلمی که به مدیرکل آموزش وپرورش یزد شدآقای شوق الشعراءخداوپرسنل اداره شاهدند بعداز جدا شدن از آموزش وپرورش آن هم با دلشکستگی ؛ هنوز پابه اداره نگذاشته انشاالله هم نخواهم گذاشت خودم بازنشسته فرزندانم ارتباطی و نیازی به آموزش وپرورش نداریم .شما بعنوان اهل قلم می دانیدآبرو ارزان بدست نیامده که خرج کسی کنند لذا فقط به پاس وشناخت و همکاری چهار دهه ای ووظیفه شرعی و رسالت قلم عرض می کنم این چندروزه درباره سبک زندگی وخانه مدیرکل وکاربرد لفظ لاکچری بدو ظلم شده است.برنحو مدیریت بعضی انتصابها ی وی ایراد ونقد رو است اما در سلامت ؛پاکدستی؛ حرمتداری کسوت ؛ وقتگذاری و انرژی که جناب دهقان خرج می کند شکی نیست به طور کلی وجدا از مطلب فوق نکته ای با درد وحسرت بگویم چرا تصورشده معلمان؛ خانه تمیز وشیک ندارند؟ چرا ازیاد رفته روزی نه چندان دور بهترین نقاط شهر بهترین خانه ها و به روزترین اتومبیل مخصوص معلمها بود تا جاییکه اکثر پزشکان و مهندسان که گمنام وارد شهر می شدند سعی دروصلت با فرهنگیان خوشنام یزدی داشتند تا کسب نام کرده جای پای پیدا کنند حالا بانشر تصویری ازخانه فردی که سی واندی در پستهای مختلف مدیریتی آموزش وپرورش خدمت کرده است آن هم در اداره ای که خبری از پولهای بی حساب و کتاب وبدوراز نظارت مثل بعضی سازمانها و شرکتها نیست .وی سالها علاوه بر مدرسی درمدار س و دانشگاه ها ازبهاباد تا مرکز استان مدیربوده عیش جوانی را فدای جهاد برای حفاظت از ناموس ملت ؛خاک پاک وطن وارمانها یش کرده اسیر وجانباز بوده است چرا تصور شود برای ریا یانشان دادن ساده زیستی برزیلو ودر اتاق خشتی و گلی یا زیر چادر بنشیند؟این نکته را همگان بدانندخدا به پول معلمان برکت داده علیرغم تبعیض وفرق ناروایی که سالها برما رفته الحمدلله معلمان فقیر وبی ابرو نیستند .شکر خدا اکثرا معلمان که چندسال سابقه خدمت دارند خصوصا آنانکه شهرتی یافته اند دارای خانه و ماشین اگر درحد لوکس هم نیست درحدمعمولی دارند .شوربختانه در سالهای اخیر دفاع بدازبیان ضربه و آسیبی که به معیشت ومعاش؛ معلم خورده باعث شده شأن و جایگاه آنهاهم آسیب ببیند نگاه ها وقضاوتها ی جامعه را نسبت به آنها عوض کرده ازحرمت ومناعت طبعی که دارند بکاهد .حسب وظیفه ورسالت قلم مجددا عرض می کنم ظلمی ناجوانمردانه وقضاوت ناصواب درباره مدیرکل آموزش وپرورش شد.کینه ودلگیری بود که به زشتی پاک کردند.مستحضریدهیچگاه واز هیچ رسانه ای استدعا نکردم مطلبی از من نشر دهد ولی دوستانه ؛ و به پاس رفاقت وارادت ؛خواهش می کنم این مطلب را در جواب این هجمه که شوربختانه وستمگرانه به اینستاگرام حتی رسانه های تصویری برون مرزی هم کشیده شده درج فرمایید.ارادتمندمحمدعلی وزیریفرهنگی بازنشسته روزنامه نگارt.me/toofaneyazd/137745?single%E2%9C%85%D… یزد@Toofaneyazd
سرخدا که عارف سالک به کس نگفت در حیرتم که باده فروش از کجاشنید. خیلی این ایه به دلم چسبید دلم را قرص کردانجا که خدا می گوید: قریب ونزدبک به شمایم!دکانها را بست راه رابازکرد بی جهت به آسمانهاحواله ندهند و برای شنیدن نیایش بنده ام نیازی به واسطه نیست .ولطیف تراینکه ازضمیر من استفاده کرده است یعنی بنده ام من کنارتوام آرام گیر دل قوی دار! نمی گذارم کارتو که به مو رسیده پاره شود. بخوان مرا! ولی گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست؟خدایا می دانی برما چه می گذرد وبا ما چه می کنند خدایا حالمان را خوب کنآمینوزیری
