از دانش آموختگان برجسته دبیرستان فردوسی تبریز و دبیر ریاضیات ( هندسه تحلیلی و ترسیمی رقومی ، جبر و…
انتشار: 2026/08/01 19:01 UTCدریافت: 2026/08/15 01:26 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:26 UTC
از دانش آموختگان برجسته دبیرستان فردوسی تبریز و دبیر ریاضیات ( هندسه تحلیلی و ترسیمی رقومی ، جبر و مثلثات ، رسم فنی) دبیرستان فردوسی و سایر مدارس ممتاز تبریز استاد میر یوسف اسماعیلی حسینی .....(۴۸)جناب میر یوسف اسماعیلی حسینی فرزند مرحوم حاج میر احمد اسماعیلی حسینی ( چایچی) در سال ۱۳۱۱ شمسی در تبریز در یک خانواده متوسط فرهنگی پا به عرصه وجود گذاشت کلاسهای اول و دوم ابتدایی را به راهنمایی مرحوم خانم حافظه سید سراج دختر دایی بزرگشان (دختر مرحوم آقای میر علی اکبر سید سراج فرهنگ پرور از پیشگامان دوران مشروطیت که زندگی نامه شان در خانه ی مشروطیت در معرض دید همگان قرار دارد ) در دبستان مختلط بانوان سپری کردند توجه شان به درس و مشق شان همان اندازه که در یادگیری درس و سازندگی ایشان مؤثر بود یکی از اولین عوامل کشش ایشان به شغل یا به بیان بهتر عشق معلمی بوده است کلاس سوم تا ششم ابتدایی را در دبستان ۱۵بهمن از محضر آقایان تفرشی و حسن حکمت و امین سبحانی و رضایی توانا و نخجوانی و شهردار و جواد حریرچی که در آن زمان کار آموز معلمی بودند بهره بردند دوره ی اول دبیرستان ( که مدتی دوره راهنمایی نامیده شد ) را در دبیرستان سعدی به مدیریت آقای رسول عطایی یکی دیگر از بزرگ پیشگامان فرهنگ آذربایجان به پایان رساندند لازم به تذکر است آقایان عطایی ،جدی ،کوپاهی ،کاظمیان گنجویان و میرزا طاهر خوشنویس و بخصوص آقای جلیل عابدین زاده نقش بسزایی در سازندگی و عشق به معلمی ایشان داشته اند آقای عابدین زاده که دروس ریاضی آنها با ایشان بود برای تقویت و تسلط دانش آموزان در دروس ریاضی ، کلاس را به چند گروه تقسیم نموده و برای هر گروه یک سر گروه که یکی هم اسماعیلی حسینی بود تعیین کرده بود که هفته ای دو جلسه عصرها با نظارت ایشان مسایل را تمرین میکردند که یک عامل مهم دیگر در کشش ایشان به شغل شریف و لذت بخش معلمی بود. اسماعیلی حسینی از آقای میرزا طاهر خوشنویس خطاط بزرگ و معلم خط خاطره ای بس آموزنده را یادآور میشوند: تکیه کلام میرزا طاهر خوشنویس این بود: بنویس بنویس تا بشوی خوشنویس و بعد توضیح میدادند منظورم از خط اعم است خوب توجه کنید: انسان هایی که به مرور در مسیر زندگانی ما قرار میگیرند به صورت زنده یا زندگینامه شان هر کدام دارای شخصیت و رفتارهای متفاوتی بس آموزنده هستند که نباید بی توجه از کنار آنها بگذریم بلکه با دقت و با تمام وجود باید به آنها توجه کنیم و همان گونه که در مورد لباس و دکوراسیون و سایر چیزها از دیگران تقلید میکنیم همان گونه باید رفتارها و گفتارهای آنان را الگو قرار داده و تجربیات مفید و آموزنده آنها را سر مشق خود قرار دهیم تا فردی کامل بار آییم تا هم برای خود و هم برای محیط خانواده واجتماع مفید و ثمرده باشیم. ............در دوره ی دوم دبیرستان فردوسی به ریاست آقای تقی میرفخرایی که یکی دیگر از با ایمان ترین و عاشق ترین و مدیر و مدبرترین پایه گذاران فرهنگ آذربایجان بودند از محضر آقایان امامی ،نوری خالیچی، فرهنگ، علم الهدی و منصور آذر و قاضی طباطبایی ،صبا و امید و گنجویان و باتمانقلیج و آرمناک و زاهد کسب فیض نمودند که شخصیت بارز هر یک در علاقمندی ایشان به شغل دبیری قابل ذکر است.آقای اسماعیلی حسینی میگویند: (درس رسم فنّی مان با آقای امامی بود روزی کمی تأخیر داشتند من تا آمدنشان بخشی از رسم فنی مورد نظر را در تابلو کشیده بودم که ایشان وارد شدند با خنده ی مخصوص به خودشان که کلاس می لرزید کمی نگاه کرده گفتند اسماعیلی راحتم کردی بعد از این تا آمدنم تو رسم را بکش بعداً من بیایم و توضیح میدهم و من هم به کارهای عقب افتاده خودم میرسم بدین ترتیب در یک دقیقه کمک دبیر شدم و این برنامه تا آخر سال ادامه داشت ( گامی دیگر به طور مستقیم برای دبیر شدن )در آن موقع در کلاس ششم ریاضی در تبریز و حومه کلا ۵ نفر حضور داشتند که با وساطت آقای امامی و پایداریِ آقای میرفخرایی کلاس آنها تعطیل نشد منتهی ریاضیها برای درسهای غیر اختصاصی از کلاس ششم طبیعی که هشتاد نفر بودند استفاده میکردنداستاد اسماعیلی حسینی پس از پایان دوره دبیرستان و دریافت دیپلم ریاضی در سال ۱۳۲۸ ش از دبیرستان فردوسی تبریز وارد دانشگاه تهران شده ولیسانس ریاضی را در سال ۱۳۳۲ ش از دانشکده علوم دانشگاه تهران و لیسانس علوم تربیتی را برای دبیر شدن از دانشسرایعالی در سال ۱۳۳۸ش دریافت نمودند و بعد به استخدام آموزش پرورش درآمدند و درمدارس حکمت ، لقمان ، سعدی و هنرستان پسران مشغول به فعالیت شدند و لازم به اشاره است که استاد غلامحسین فرنود ، صمد بهرنگی و کاظم سعادتی از دانش آموزان کلاسهای ایشان در آن سالها بودند..... استاد اسماعیلی حسینی سپس به دبیرستان فردوسی منتقل شدند و تا سال ۱۳۵۸ ش در فردوسی مشغول فعالیت آموزشی بودند ایشان در کتاب " مهر معلم " در مورد علت گرایش خودشان به شغل معلمی میگویند :

