شاید یکی از بدترین دورههای تاریخ ایران، صد سال بین اواخر دوره صفوی تا برآمدن قاجار، یعنی حدوداً از…
انتشار: 2026/08/08 12:08 UTCدریافت: 2026/08/14 06:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 06:05 UTC
شاید یکی از بدترین دورههای تاریخ ایران، صد سال بین اواخر دوره صفوی تا برآمدن قاجار، یعنی حدوداً از ۱۷۰۰ تا ۱۸۰۰ میلادی، باشد (کتاب «برآمدن قاجار» از دکتر زرگرینژاد را ببینید!). با این وجود، حتی در آن دورهای که ایران تقریباً نابود شد، خیلی نهادها و سنتها به حیات خود ادامه دادند. حتی فتحعلیشاه توانست به دیوانسالاری موثری که از زمان صفویه تا نادر و کریمخان به حیات خود ادامه داده بود، جان تازهای ببخشد و آن را به کار گیرد. اما گسست تاریخی که در صدوبیست سال گذشته اتفاق افتاد تقریباً هیچ چیزی را برجا نگذاشت. سلطنت را نابود کرد، قدرت خانها را نابود کرد، مدارس دینی ابتدا با هجوم ایدههای مدرن (از جمله بابیگری، و نیز بنیادگرایی که خود نوعی پدیده مدرن است) استحاله یافتند و سپس به مینیونهای حکومت فعلی تبدیل شدند،.... حتی نهادهای نوظهور و مدرن هم، همانطور که در اینجا اشاره شد، به سرعت توسط حکومت پهلوی و ج.ا. غصب شدند. حتی اسطورهها هم در امان نماندند. اسطورههای ایرانیان که قبلاً کیخسرو و اسفندیار و رستم بودند، حالا جزو افسانهها قلمداد شدند و جای خود را به کورش کبیر دادند، پادشاهی که او را بعد از دو هزار سال فراموشی، به یمن جستجوی کاوشگران اروپایی، دوباره به یاد آوردند. فقط دوباره آموختن قسمتی از تاریخ نبود، بلکه کورش، به کمک ملیگرایی مدرن و تبلیغات پهلویها، حالا تبدیل به یک اسطوره شد (با «بیانیه حقوق بشر»!! و بقیه قضایا). اسطورههای دینی هم تغییر کرد، و مثلاً معلوم شد «بیبی فاطمه»یِ عوام ریشه در خرافات دارد، و بلکه «فاطمه فاطمه است»!کاری به خوبی و بدی این تغییرات یا عوامل دخیل در آنها ندارم. بلکه میخواهم بر این نکته تاکید کنم که الانِ ما تقریباً هیچ شباهتی به گذشتهمان ندارد.

