مصدق دموکراتغالباً دیکتاتورها، آن زمانی که دیکتاتوریتر از همیشه رفتار میکنند، هرچه بیشتر ادای پرو…
انتشار: 2026/08/07 16:01 UTCدریافت: 2026/08/14 06:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 06:05 UTC
مصدق دموکراتغالباً دیکتاتورها، آن زمانی که دیکتاتوریتر از همیشه رفتار میکنند، هرچه بیشتر ادای پروسههای دموکراتیک را در میآورند. مثلاً، رایهای بالای ۹۹درصدی را در کره شمالی یا در سوریه اسد در نظر بگیرید!یا مثلاً رضاشاه را! اینکه او برای انحلال قاجار و انتقال پادشاهی به خودش و خانوادهاش، مجلس موسسان راه انداخت، او را یک دموکرات نمیکند. هیچ چیز آن پروسه قانونی نبود. در انتخابات آن مجلس بسیار تخلفات و تقلبها انجام گرفته بود، و رضاخان میرپنج هم ابتدا تا انتها با تهدید و ارعاب خواسته خود را عملی کرد. البته انصاف دهیم، ندیدهام کسی از طرفداران پهلوی رضاشاه را دموکرات بداند! اما مصدق را بسیاری دموکرات میدانند....در میان انواع اقدامات او و طرفدارانش که خیلی مواقع در خط بین قانونی و غیرقانونی بود، یک مورد است که به عنوان اقدامی با بزک دموکراتیک، ولی کاملاً مستبدانه در انجام و در هدف، خوش میدرخشد: رفراندوم برای انحلال مجلس هفدهم. رفراندومی که ۱- هیچ وجه قانونی در قانون اساسی نداشت؛ ۲- هیچ سابقهای در نظام سیاسی ایران نداشت؛ ۳-بسیار عجولانه، و بدون رایگیری در مجلس برای چنین کار بزرگی، طراحی و اجرا شد (از اعلام تصمیم برای چنین کاری تا اجرای آن، کمی بیش از یک ماه طول کشید)، و مشخص بود که هدف از رفراندوم فقط تامین عذر برای انحلال غیرقانونی مجلس بود؛ ۴- نحوه اجرای آن از هر گونه موازین دموکراتیک دور بود (از جدا بودن مکانِ صندوقهای آری و نه، ترساندن و هجمه به کسانی که میخواستند پای صندوق رای منفی بروند، در تفاوت روز همهپرسی در تهران با بقیه شهرها.....).....ولی حتی اگر هزار اگر و اما در نکتههای فوق وارد شود (کاری که طرفداران مصدق در آن بسیار واردند)، کافی است فقط نگاهی به نتیجه این رفراندوم بیندازیم: تقریباً صددرصد شرکتکنندگان (بالای ۹۹ درصد!) رای مثبت دادند. اینگونه نتایج فقط از صندوقهای رای دیکتاتورها در میآید! مثلا در سوییس که مرتباً رفراندوم اجرا میشود، حتی یک رفراندوم نمیتوانید بیابید که نتیجهاش به چنین عددی نزدیک شود.➖➖➖➖➖➖مجلس هفدهم، از اول تا انجامش، عجایب خلقتی بود!از ابتدایش که دولت مصدق، یعنی مجری انتخابات، این انتخابات را نیمهتمام گذاشت، چون فهمیدند که اگر انتخابات تکمیل شود بسیاری از نمایندگان مخالف مصدق وارد مجلس میشوند. عذرشان: «دخالت دربار و ثروتمندان محلی در انتخابات»!حاصلش شد مجلسی فقط با ۸۰ نماینده، و بدون حضور نماینده از بسیاری از شهرهای کشور.مصدق در ابتدا این مجلس که دستپخت روالی کاملاً غیردموکراتیک بود بسیار ستود. نزدیک دو سالی هم بسیار با هم خوب کار کردند و به سبک خود مصدق بسیار هم دموکراتماب عمل کردند! در همان ابتدا، بر خلاف قانون اساسی که شاه را فرمانده کل نیروهای نظامی دانسته بود، مصدق اختیار کامل وزارت جنگ را درخواست کرد. وقتی شاه مخالفت کرد، استعفا داد، و همان مجلس به احمد قوام رای اعتماد داد. طرفداران مصدق اعلام قیام کردند و مردم را به خیابان آوردند (و در این داستان حزب توده که آن زمان متشکلترین ساختار را داشت بسیار موثر عمل کرد). یعنی دموکراسی را خیابانی و تودهای کردند! شاه مجبور شد به خواسته مصدق تن در دهد.بعد از آن، ماه عسل مصدق و مجلس شروع شد، و در انجام هیچ کاری که مخالف روح دموکراسی و مشروطه بود، تردیدی به خود نمیدادند: به دولت مصدق اختیارات قانونگذاری که بنابر قانون اساسی در انحصار مجلس بود را تفویض کردند. قانون مصادره اموال احمد قوام (آن دولتمرد خادم) را تصویب کردند. قانون بخشش و آزادی قاتل نخستوزیر پیشین، یعنی رزمآرا، را تصویب کردند و قاتلش را قهرمان نامیدند. در اقدامی عجیب، با یک رای ساده رای به انحلال همتای قانونی خود یعنی مجلس سنا دادند......ولی وقتی با سیاستهای مصدق اوضاع اقتصادی بسیار سریع رو به تباهی نهاد و نمایندگان فهمیدند که همراهی با مصدق احتمالا به ناکجاآباد خواهد انجامید، سر ناسازگاری گذاستند. با همه کنار آمدنها و اختیارات بیسابقهای که مجلس به مصدق داده بود، به یکباره همان مجلس شد «عامل انگلیس»! بنابر قانون اساسی، فقط شاه میتوانست مجلس را منحل کند. پس مصدق، مثل همیشه، در عوض تمکین به قانون یک شعبده دیگر از آستین درآورد: رفراندم! و شد آنچه شد!

