مرده خوری در سینما به روایت فراگفتاریک به قلم: جمال بیگ«مرده خوری» در سینما به غیر از بهره برداری ا…
انتشار: 2026/07/30 20:42 UTCدریافت: 2026/08/13 04:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 04:15 UTC
مرده خوری در سینما به روایت فراگفتاریک به قلم: جمال بیگ«مرده خوری» در سینما به غیر از بهره برداری از مرگ یک هنرمند، نوعی سازوکار زبانی و فرهنگی است که در آن، مرگ به سرمایه اساسی تبدیل می شود. در این وضعیت، انسان به حاشیه می رود و «روایت مرگ» جایگزین «زیست هنری» او می شود.در خوانش فراگفتاریک، سینما یک نظام زنده از نشانه هاست. تا زمانی که هنرمند زنده است، زبان پیرامون او سرشار از نقد، رقابت، بی اعتنایی یا حتا حذف است؛ اما با مرگ او، همان زبان ناگهان تغییر ژنوم می دهد. منتقدان به ستایشگران تبدیل می شوند، رسانه ها پرونده های ویژه منتشر می کنند و شبکه های اجتماعی از خاطره و حسرت پر می شوند. این دگرگونی ناگهانی، بیش از آنکه حاصل کشف ارزش هنرمند باشد، نتیجه تغییر کارکرد واژه هاست.فراگفتاریک این پدیده را نوعی «تکانگی معنایی» می داند؛ لحظه ای که مرگ، همه روابط پیشین را جابه جا می کند. واژه هایی که دیروز خاموش بودند، امروز با شدت تکثیر می شوند. گویی خود مرگ، بزرگ ترین تهیه کننده سینماست؛ زیرا توجهی را تولید می کند که زندگی نتوانسته بود ایجاد کند.از نگاه روانکاوی، مرده خوری اغلب ریشه در احساس گناه جمعی دارد. جامعه ای که در زمان حیات هنرمند از او حمایت کافی نکرده، پس از مرگ می کوشد با بزرگداشت، این کمبود را جبران کند. این سوگواری، همیشه از سر عشق نیست؛ گاه تلاشی برای آرام کردن وجدان جمعی است.از دیدگاه اقتصادِ رسانه نیز، مرگ به یک کالای خبری تبدیل می شود. تصاویر، مصاحبه های قدیمی، فیلم ها و خاطرات دوباره گردش می یابند و مرگ، موتور تولید محتوا می شود. در چنین وضعی، خطر آن است که شخصیت واقعی هنرمند زیر انبوه روایت های احساسی دفن شود.اگر این موضوع را به بهانه درگذشت اکبر عبدی(از همین جا خدمت خانواده ی محترمشان و اهالی سینما تسلیت عرض می کنم) بنگریم، پرسش اصلی فراگفتاریک این نیست که «پس از مرگ او چه گفتیم؟» بلکه این است که «در زمان حیات او چگونه سخن گفتیم؟» ارزش یک فرهنگ فقط در شکوه مراسم بدرقه نیست ،بی شک در کیفیت زیست هنرمندانش سنجیده می شود. جامعه ای که فقط پس از مرگ قدر هنرمند را بداند، در حقیقت به جای پاسداشت هنر، مرگ را جشن می گیرد.از این رو، فراگفتاریک هشدار می دهد که مرده خوری زمانی آغاز می شود که «روایت مرگ» از «روایت زندگی» پررنگ تر شود. در آن لحظه، سینما دیگر آینه ی زندگی نیست؛ بلکه به موزه ای تبدیل می شود که آثارش را تنها پس از خاموش شدن صاحبانشان به رسمیت می شناسد..... اگر چه مرگ پایان کبوتر نیست....اما تن ها صداست که می ماند..... زنده باد ادبیات ایرانارادتمند#فرا_گفتا_ریک
