در چنین نظمی، اشغال خاک همیشه ضروری نیست؛ کنترل دسترسی به بازار، سرمایه، فناوری و امنیت میتواند هم…
انتشار: 2026/08/04 17:10 UTCدریافت: 2026/08/11 18:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 18:00 UTC
در چنین نظمی، اشغال خاک همیشه ضروری نیست؛ کنترل دسترسی به بازار، سرمایه، فناوری و امنیت میتواند همان کارکرد را ایفا کند.بااینحال، نتیجه این تحول نباید نفی دیپلماسی یا خروج داوطلبانه از نهادها باشد. حتی در یک نظم سختتر، نهادهای بینالمللی همچنان برای ائتلافسازی، کسب مشروعیت، انتقال اطلاعات، افزایش هزینه حقوقی اقدامات دشمن و ایجاد شکاف میان رقبا اهمیت دارند. خطای نهادگرایی سادهانگارانه، استفاده از نهادها نبود؛ تصور استقلال نهادها از مناسبات قدرت بود.در نظم جدید، اصل «خودیاری» یا self-help اهمیت بیشتری مییابد. اما خودیاری به معنای خودانزوایی نیست. خودیاری هوشمند یعنی ایران مسئولیت نهایی بقای خود را به هیچ قدرت خارجی واگذار نکند، در عین حال روابط خارجی خود را متنوع سازد، با همسایگان تنشزدایی کند، در میان قدرتهای بزرگ موازنه ایجاد کند و از وابستگی راهبردی به یک بلوک بپرهیزد.چین و روسیه ناجی ایران نیستند، همانگونه که اروپا تضمین دائمی رفاه و امنیت ایران نیست. سابقه رأی مثبت پکن و مسکو به قطعنامههای شورای امنیت نشان میدهد این کشورها نیز در شرایط مقتضی، منافع خود را بر روابط با ایران مقدم میدانند. سیاست خارجی بالغ نه بر دوستیهای ابدی، بلکه بر همپوشانیهای موقت منافع و توانایی مدیریت تغییر آنها بنا میشود.مواجهه با منطق رئالیسم تهاجمیرفتار اسرائیل را نیز باید بدون شعار و خوشبینی تحلیل کرد. از منظر رئالیسم تهاجمی، یک قدرت منطقهای میکوشد از ظهور رقیبی که در آینده قادر به محدودکردن آزادی عملش باشد جلوگیری کند؛ برتری نظامی خود را حفظ کند؛ پنجرههای فرصت را پیش از بستهشدن به کار گیرد؛ و جنگ را تا حد امکان به سرزمین و زیرساختهای طرف مقابل منتقل سازد.حملات هماهنگ آمریکا و اسرائیل در فوریه ۲۰۲۶، صرفنظر از ارزیابی حقوقی و اخلاقی آن، برای ایران این واقعیت را آشکارتر کرده است که طرف مقابل ممکن است بهجای انتظار برای شکلگیری توازن، از منطق اقدام پیشگیرانه استفاده کند. در برابر چنین بازیگری، محکومیت اخلاقی لازم اما ناکافی است. ایران به بازدارندگی معتبر، زیرساخت مقاوم، شناخت دقیق پنجرههای آسیبپذیری، کانالهای ارتباطی برای جلوگیری از سوءمحاسبه و دیپلماسی فعال برای جلوگیری از شکلگیری ائتلاف گسترده نیاز دارد.اما این به معنای تقلید نامحدود از منطق رئالیسم تهاجمی نیز نیست. ایران نباید برای مقابله با تهدید، به سیاستی روی آورد که تمام همسایگان را به سوی ائتلاف با دشمن سوق دهد. بازدارندگی موفق، فقط ترساندن دشمن اصلی نیست؛ جلوگیری از افزایش شمار دشمنان نیز هست.مبانی یک اجماع تازهاجماع مورد نیاز ایران، توافق بر سر یک ایدئولوژی واحد نیست. اصلاحطلب و اصولگرا لازم نیست درباره همه مسائل داخلی و خارجی همنظر شوند؛ اما میتوانند بر چند اصل بنیادین توافق کنند.نخست، هدف نهایی سیاست خارجی باید بقای ایران همراه با توسعه ایران باشد. امنیت بدون توسعه به پادگانی فقیر منتهی میشود و توسعه بدون امنیت در برابر اولین بحران فرو میریزد.دوم، قدرت ملی چندبعدی است. توان نظامی ضروری است، اما اقتصاد، فناوری، ظرفیت دولت، اعتماد عمومی، سرمایه انسانی و مشروعیت سیاسی نیز مؤلفههای امنیت ملیاند. جامعهای فرسوده و دولتی فاقد اعتماد، حتی با برخورداری از زرادخانه بزرگ، آسیبپذیر باقی میماند.سوم، مذاکره باید از موضوع هویتی به ابزار حرفهای سیاست تبدیل شود. نه اصل مذاکره باید مقدس باشد و نه اصل امتناع از مذاکره. پرسش درست این است که درباره چه موضوعی، در چه زمانی، با چه پشتوانهای، در برابر چه امتیازی و با چه تضمینی مذاکره میکنیم.چهارم، بازدارندگی باید واقعی و نه در آستانه ، معتبر و معطوف به هدف باشد. تهدیدهای نامحدود و مبهم ممکن است بیش از آنکه دشمن را بترسانند، او را به اقدام زودهنگام ترغیب کنند. خطوط قرمز باید قابل فهم، پاسخها متناسب و مسیرهای کاهش تنش باز بمانند.پنجم، انسجام ملی نباید با خاموشکردن نقد اشتباه گرفته شود. نقد سیاست امنیتی، لزوماً مخالفت با امنیت ملی نیست. گاه بزرگترین خدمت به بازدارندگی، جلوگیری از تصمیمهای هیجانی، ارزیابی واقعبینانه هزینهها و آشکارکردن خطاهای محاسباتی است. کشوری که نقد را حذف میکند، پیش از آنکه دشمن فریبش دهد، خود را فریب میدهد.و سرانجام، هیچ جناحی نباید قدرت ملی را به ابزار مشروعیتبخشی انحصاری خود تبدیل کند. پایداری نمیتواند هر مخالف سیاست خود را فاقد غیرت ملی بنامد؛ اصلاحطلبی نیز نمیتواند هر سخن از بازدارندگی را جنگطلبی تلقی کند. ایران به واقعگرایی توسعهگرا نیاز دارد: واقعگرایی برای دیدن جهان چنانکه هست، و توسعهگرایی برای فراموشنکردن اینکه قدرت، وسیله زندگی بهتر مردم است، نه هدفی مستقل از آنان.سخن پایانی
