هنر سیاست خارجی دقیقاً آن است که در یک محیط خصمانه، مانع اجماع دشمنان شود. اینکه پکن، مسکو، واشنگتن…
انتشار: 2026/08/04 17:10 UTCدریافت: 2026/08/08 08:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 08:55 UTC
هنر سیاست خارجی دقیقاً آن است که در یک محیط خصمانه، مانع اجماع دشمنان شود. اینکه پکن، مسکو، واشنگتن و پایتختهای اروپایی بتوانند بر سر فشار علیه ایران به توافق برسند، نشانه موفقیت سیاست مقاومت نبود؛ نشانه شکست در مدیریت موازنه و ائتلافها بود.سرسختیای که دشمنان را متحد، دوستان بالقوه را منفعل و جامعه داخلی را فرسوده کند، اقتدار نیست. اقتدار زمانی معنا دارد که هزینههای تحمیلشده بر کشور کمتر از منافعی باشد که به دست میآورد.مشکل دیگر این جریان، آسیبزدن به خود مفهوم بازدارندگی بود. تندروی لفظی، انحصارطلبی سیاسی، ناآشنایی با پیچیدگیهای نظام بینالملل و تبدیل مباحث امنیتی به ابزار حذف رقبا، سبب شد بخش مهمی از جامعه، هر سخنی درباره قدرت نظامی و بازدارندگی را مترادف ماجراجویی، بیعقلی و جنگطلبی بداند. به این ترتیب، افراطگرایی نه فقط در سیاست خارجی هزینه آفرید، بلکه زبان عقلانی دفاع از امنیت ملی را نیز بیاعتبار کرد.میدان و دیپلماسی؛ دو مرحله از یک فراینددوگانه میدان و دیپلماسی، از هر طرف که ساخته شود، دوگانهای کاذب است. میدان و دیپلماسی نه رقیب، بلکه اجزای متفاوت زنجیره تولید و تبدیل قدرتاند.میدان ظرفیت میسازد؛ دیپلماسی آن را به امتیاز تبدیل میکند؛ اقتصاد امکان بازتولید آن را فراهم میآورد؛ و انسجام داخلی، مشروعیت و تابآوری لازم برای حفظ آن را ایجاد میکند. حذف هر حلقه، کل زنجیره را معیوب میسازد.دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت، ممکن است به تمنّا تبدیل شود؛ اما قدرت بدون دیپلماسی نیز به هزینهای انباشته بدل میشود. کشوری که فقط ظرفیت تولید میکند، ولی سازوکاری برای تبدیل آن به توافق، کاهش تهدید، رفع تحریم یا افزایش آزادی عمل ندارد، سرانجام زیر بار هزینه نگهداری همان ظرفیت فرسوده میشود.تجربه توافق هستهای نیز از این منظر باید ارزیابی شود. قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت به اتفاق آرا توافق را تأیید کرد و پس از اجرای تعهدات اولیه ایران، زمینه رفع بخشی از تحریمهای هستهای فراهم شد. این تجربه نشان داد که مذاکره، در صورت برخورداری از پشتوانه، میتواند بخشی از ظرفیت انباشته را به دستاورد سیاسی تبدیل کند. سرنوشت بعدی توافق نیز نشان داد که هر قرارداد، اگر به موازنهای پایدار، ضمانتهای مؤثر و شبکهای گستردهتر از منافع متقابل متصل نشود، در برابر تغییر دولتها و دگرگونی توازن قدرت آسیبپذیر خواهد بود. بنابراین، درس آن تجربه نه نفی مذاکره است و نه تقدیس آن. مذاکره نه خیانت است و نه معجزه؛ فناوری تبدیل قدرت به نتیجه است. کیفیت آن نیز به میزان قدرت، مهارت، زمانبندی، شناخت طرف مقابل و طراحی ضمانتها بستگی دارد.بازدارندگی برای جلوگیری از جنگ است، نه آغاز جنگدفاع از بازدارندگی الزاماً دفاع از جنگ نیست. در معنای دقیق راهبردی، بازدارندگی یعنی تغییر محاسبه هزینه و فایده طرف مقابل، بهگونهای که حمله را پرهزینهتر از خودداری از حمله ببیند. هدف بازدارندگی، استفاده از سلاح نیست؛ هدف آن ایجاد وضعیتی است که استفاده از سلاح ضرورت پیدا نکند.بازدارندگی معتبر دستکم بر چهار پایه استوار است: توانایی واقعی، اراده قابل باور، انتقال روشن پیام و کنترل تشدید. برخورداری از سلاح یا قابلیت نظامی، بدون ارتباط راهبردی و خطوط قرمز قابل فهم، ممکن است بهجای بازدارندگی موجب سوءمحاسبه شود. ابهام، گاهی سودمند است، اما ابهام حداکثری میتواند طرفین را به سوی جنگی ببرد که هیچکدام در آغاز خواهان آن نبودهاند.بازدارندگی نیز فقط «تنبیه» نیست. بازدارندگی از طریق ممانعت، یعنی دشوارکردن موفقیت حمله؛ بازدارندگی از طریق تنبیه، یعنی ایجاد توان تحمیل هزینه متقابل؛ و بازدارندگی از طریق تابآوری، یعنی نشاندادن اینکه حمله قادر به فروپاشی دولت، جامعه و زیرساختهای حیاتی نخواهد بود. دفاع هوایی، حفاظت از زیرساختها، تداوم حکمرانی، امنیت اقتصادی، انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی به همان اندازه بخشی از بازدارندگیاند که موشک و توان تهاجمی.از همین منظر، هنگامی که پیشتر از ایده «تست و سپس انجماد» سخن گفتم، مقصود تجلیل از سلاح هستهای یا دعوت به جنگ آخرالزمانی نبود. منطق پیشنهادی آن بود که ایران از حرکت دائمی در منطقه خاکستری و پرداخت هزینههای فزاینده بدون برخورداری از بازدارندگی روشن خارج شود و پس از ایجاد یک نقطه توقف مشخص، وارد رژیمی از انجماد، محدودیت و مذاکره شود.چنین پیشنهادی، به دلیل پیامدهای حقوقی، خطر تشدید مسابقه تسلیحاتی و امکان ایجاد ائتلاف تازه علیه ایران، طبیعتاً مناقشهبرانگیز و نیازمند ارزیابی بسیار سختگیرانه است. اما انگیزه پشت آن را باید درست فهمید: افزایش احتمال جنگ نبود؛ تلاش برای بالابردن هزینه جنگ و کاهش احتمال وقوع آن بود.من نه از پرتاب موشک فینفسه خرسندم، نه شیدای بمباران هستهای و تصاویر آخرالزمانیام.
